
کاندوليزا رايس، وزير امورخارجه آمريکا،بيست و پنجم اکتبر 2007، در يک کنفرانس مطبوعاتی اعلام کرد که واشینگتن تحريم های تازه ای علیه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، وزارت دفاع و سه بانک دولتی ايران اعمال می کند.
خانم رايس که به همراه هنری پالسون، وزير خزانه داری آمريکا صحبت می کرد، گفت: «اين تحريم های تنبيهی به دليل حمايت ايران از سازمان های تروريستی در عراق و خاورميانه، صادرات موشکی و فعاليت های هسته ای اين کشور اتخاذ شده است.»
آنچه در پی می آيد، متن کامل دلايل اعمال اين تحريم ها و نام شرکت ها و افرادی است که مورد تحريم واقع شده اند:
متن کامل
امروز ( ۲۵ اکتبر، سوم آبان ماه )، دولت آمريکا در مقابله با تلاش ايران برای دستيابی به قابليت های اتمی و حمايت آن کشور از تروريسم به چند اقدام بزرگ دست زده است.
اين اقدامات شامل افشای بانک های ايرانی، شرکت ها و افرادی می شود که به گونه ای با سازمان های خطرناک تروريستی ارتباط داشته اند و تمامی آنها را از سيستم اقتصادی آمريکا خلع يد می کند.
امروز وزارت امور خارجه آمريکا بر اساس بخشنامه شماره ۱۳۳۸۲ دو نهاد اصلی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و وزارت دفاع و پشتيبانی نيروهای مسلح جمهوری اسلامی ايران را که از عوامل اصلی نگرانی های هسته ای ايران به شمار می آيند، به ليست تحريم معرفی کرد.
علاوه بر آن، وزارت خزانه داری آمريکا بر اساس بخشنامه شماره ۱۳۳۸۲ ، ۹ نهاد وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و پنج فرد وابسته به وزارت دفاع و پشتيبانی نيروهای مسلح جمهوری اسلامی ايران را که با سپاه پاسداران در ارتباط هستند، همچنین بانک های ملی و ملت و سه فرد مربوط به سازمان صنايع فضا و هوای ايران را مورد تحريم قرار داد.
وزارت خزانه داری آمريکا، نيروی قدس، وابسته به سپاه پاسداران را به دليل فراهم آوردن تجهيزات برای ستيزه جويان طالبان و ديگر سازمان های تروريستی و همچنين بانک صادرات ايران را به اتهام حمايت مالی از سازمان های تروريستی جزو تحريم شماره ۱۳۲۲۴ قلمداد کرد.
اکنون، عناصر سپاه پاسداران و وزارت دفاع جمهوری اسلامی ايران به ليست قطعنامه های شماره ۱۷۳۷ و ۱۷۴۷ شورای امنيت سازمان ملل متحد افزوده شده اند و از تمامی کشورهای عضو سازمان ملل متحد، درخواست شده است تا دارايی ها، موجودی ها و اشخاصی را که در ليست آن قطعنامه ها ذکر شده اند، همراه با دارايی و موجودی های تحت کنترل آنان را مسدود کرده و مانع دسترسی آنها به کمک های مالی و منابع اقتصادی شوند.
«نيروی کاری فعاليت های مالی»، که نخستين هيئت تعيين کننده استانداردهايی برای جلوگيری از کمک رسانی های مالی به تروريست ها و پول شويی است، اخيرأ تهديدهايی را که از سوی ايران متوجه سيستم اقتصاد جهانی می شود، در معرض افکار عمومی قرار داد.
اين هيئت از اعضای خود خواست تا نهاد هايی را که با ايران معاملات اقتصادی انجام می دهند راهنمايی کرده و آنان را از خطرات جدی ناشی از عدم همکاری دولت ايران با جامعه بين المللی آگاه سازند.
همچنين هفته گذشته وزارت خزانه داری آمريکا به بانک های آمريکايی در رابطه با خطرات ناشی از سوی دولت ايران هشدار داد.
اقدامات امروز نيز با اين هشدار همسو است و اطلاعات بيشتری را به نهادهای اقتصادی ارائه می دهد تا به اين وسيله بتوانند در برابر نهادهای ايرانی يا اشخاصی که در امور تکثيرسلاح و حمايت از تروريسم دست دارند از خود دفاع کنند.
تاثير اقدامات امروز
در نتيجه اقدامات امروز، تمامی معاملات اين نهادها با تشکيلات يا افراد آمريکايی ممنوع اعلام شده است و هر گونه دارايی نيز که ممکن است اين نهادها تحت حوزه قضايی آمريکا از آن بهره مند باشند مسدود خواهد شد.
ايالات متحده آمريکا با اشاره به نگرانی جدی شورای امنيت سازمان ملل متحد نسبت به برنامه های اتمی و موشکی ايران، همچنين تمامی حوزه های قضايی را به انجام اقدامات مبارزاتی مشابه دعوت می کند، تا به اين ترتيب اطمينان حاصل شود که قطعنامه های شماره ۱۷۳۷ و ۱۷۴۷ شورای امنيت به طور کامل و گسترده در دست اجرا قرار خواهد گرفت.
معرفی های امروز همچنين بخش خصوصی بين المللی را از خطرات همکاری اقتصادی با سه بانک عمده ايران و بسياری از شرکت های وابسته به سپاه پاسداران، که در چند بخش صنعتی اصلی ايران نيز نفوذ دارد، آگاه ساخت.
کمک های مالی برای تکثيرسلاح و نهادهای معرفی شده بر اساس دستور اجرايی شماره ۱۳۳۸۲که در بيست و نهم ژوئيه سال دو هزار و پنج ميلادی توسط رييس جمهوری آمريکا به امضاء رسيد، دستوری است به منظور مسدود ساختن دارايی های مربوط به تکثيرکنندگان سلاح های کشتار جمعی و حاميان آنها، و منفک ساختن آنان از سيتسم تجاری و اقتصادی آمريکا.
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ايران، وابسته به هيئت نمايندگان سازمان ضد جاسوسی آن کشور، که با فرماندهی رهبرجمهوری اسلامی ايران اداره می شود، از پنج شعبه نيروهای زمينی، هوايی، دريايی، بسيج و نيروی عمليات ويژه قدس تشکيل شده است.
اين نهاد، گذشته از اداره تمامی زندان ها، شمار بسياری از منافع مالی کشور را نيز که شامل توليدات دفاعی، ساختمان سازی و صنعت نفت می شود، در دست دارد.
چند تن از رهبران سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ايران بر اساس قطعنامه شماره ۱۷۴۷ شورای امنيت سازمان ملل متحد مورد تحريم قرار گرفته اند.
سپاه پاسداران نسبت به تکثير موشک های دوربردی که قادر به حمل کلاهک اتمی باشند، صراحتا ابراز تمايل کرده است.
سپاه پاسداران يکی از نخستين سازمان های وابسته به رژيم است که به توسعه و آزمايش موشک شهاب سه دست زده است. اين سازمان در سال ۲۰۰۶ تلاش کرد تا تجهيزات پيچيده و گران قيمتی توليد کند که می تواند به برنامه موشک های دوربرد و برنامه اتمی ايران کمک کند.
وزارت دفاع و پشتيبانی نيروهای مسلح جمهوری اسلامی ايران
وزارت دفاع و پشتيبانی نيروهای مسلح جمهوری اسلامی ايران کنترل سازمان های صنايع دفاعی را در دست دارد.
اين وزارتخانه، يکی از نهادهای ايرانی است که در ضميمه قطعنامه شماره ۱۷۳۷ شورای امنيت سازمان ملل متحد شناسايی شده است و در سی ام مارس ۲۰۰۷، توسط دستورشماره ۱۳۳۸۲ هيئت اجرايی ايالات متحده آمريکا مورد تحريم قرار گرفته است.
وزارت دفاع وپشتيبانی نيروهای مسلح جمهوری اسلامی، همچنين در نوامبر سال ۲۰۰۰، به خاطر مداخله در برنامه تکنولوژی تکثير موشک های دوربرد بر اساس لايحه کنترل صادرات سلاح مورد تحريم قرار گرفت.
وزارت دفاع و پشتيبانی نيروهای مسلح جمهوری اسلامی ايران، کنترل نهايی سازمان صنايع هوا و فضای ايران را در اختيار دارد. سازمان صنايع هوا و فضای ايران، سازمان مسئول تحقيقات و توسعه موشک های دوربرد از جمله گروه صنايع شهيد همت و شهيد باقری است که هر دو، نخست بر اساس قطعنامه ۱۷۳۷ شورای امنيت و سپس توسط دستور اجرايی ۱۳۳۸۲ تحريم شده اند.
وزير دفاع و پشتيبانی نيروهای مسلح جمهوری اسلامی ايران، علنا به تمايل ايران برای ادامه کار بر روی موشک های دوربرد اشاره کرده است.
ژنرال مصطفی محمد نجار، وزير دفاع ايران گفته است يکی از پروژه های اصلی وزارت دفاع وپشتيبانی نيروهای مسلح ساختن موشک های شهاب سه است و اين فعاليت هرگز متوقف نخواهد شد.
نمايندگان وزارت دفاع وپشتيبانی نيروهای مسلح جمهوری اسلامی، به عنوان ارائه دهندگان کمک به يک نهاد معرفی شده از سوی دستور شماره ۱۳۳۸۲ فعاليت کرده اند و طی دو سال گذشته در شماری از درخواست های معاملاتی که شامل مواد و تکنولوژی های مربوط به موشک های دوربرد می شد، قانون شکنی کرده اند.
بانک ملی، شعبات و موسسات وابسته به آن
بانک ملی بزرگ ترين بانک ايران به شمار می آيد و خدمات آن، از جمله متوجه نهادهايی است که با برنامه های مربوط به موشک های دور برد و برنامه اتمی ايران همکاری می کنند و در ليست نهادهای تحريم شده سازمان ملل قرار گرفته اند.
خدمات اين بانک، شامل انجام معاملاتی برای بانک سپه و سازمان صنايع دفاع، گروه صنايع شهيد همت طی ماه های اخير می شود.
بانک ملی در پی تحريمی که بر اساس قطعنامه ۱۷۴۷ شورای امنيت سازمان ملل بر بانک سپه اعمال شد، تلاش کرد تا نسبت به انجام معاملات با بانک سپه احتياط به خرج دهد؛ درحالی که بانک ملی در نقش خود به عنوان يک مجرای اقتصادی، امکانات و تسهيلات شماری از خريدهای مواد بسيار حساس برای برنامه اتمی و موشکی ايران را فراهم کرده است.
بانک ملی با انجام اين کار، يک سلسله خدمات اقتصادی از جانب صنايع هسته ای و موشکی ايران را، از جمله در امر بازکردن اعتبارنامه و حفظ حساب های بانکی فراهم کرده است.
اين بانک همچنين خدمات بانکی را در اختيارسپاه پاسداران جمهوری اسلامی و سپاه قدس قرار داده است. خدمات بانک ملی از سال ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۶ جهت ارسال دست کم يکصد ميليون دلار به نيروهای قدس مورد استفاده قرار گرفته است.
بانک ملی در جريان رسيدگی به معاملات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ايران، دست به فعاليت های بانکی گمراه کننده زده است تا به اين وسيله دخالت خود در سيستم بانکی بين المللی را مبهم و تار جلوه دهد؛ برای مثال بانک ملی خواستار آن شده است که نامش از معاملات اقتصادی بين المللی حذف شود.
بانک ملت، شعبات و موسسات وابسته به آن
بانک ملت نيز در حمايت از نهادهای وابسته به برنامه هسته ای ايران، مانند سازمان انرژی اتمی ايران و شرکت انرژی نوين، خدمات بانکی در اختيار آنها قرار داده است.
هر دو سازمان بر اساس بخشنامه شماره ۱۳۳۸۲ و قطعنامه های شماره ۱۷۳۷ و ۱۷۴۷ به عنوان سازمان های تحريم شده معرفی شده اند.
بانک ملت، خدمات و رسيدگی های مربوط به حساب های بانکی وزارت دفاع و پشتيبانی نيروهای مسلح جمهوری اسلامی ايران را عمدتا از طريق کانال اقتصادی انرژی نوين انجام می دهد.
بانک ملت کارهای مربوط به فعاليت های ميليون دلاری برای برنامه اتمی ايران را دست کم از سال ۲۰۰۳ تاکنون انجام داده است. انتقال پول از بانک ملت به شرکت های مربوط به برنامه اتمی ايران تا همين اواخر صورت گرفته است.
بانک صادرات، شعبات و موسسات مربوط به آن
بانک صادرات ايران که از حدود سه هزار و دويست شعبه و دفتر برخوردار است، توسط دولت ايران برای کمک رسانی به سازمان های تروريستی، از جمله حزب الله و گروه تروريستی حماس، که از سوی اتحاديه اروپا نيز گروهی تروريستی معرفی شده است، و گروه فلسطينی جهاد اسلامی مورد استفاده قرار گرفته است.
برای مثال از سال ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۶ ميلادی، بانک صادرات پنجاه ميليون دلار، با کمک بانک مرکزی ايران و از طريق موسسات وابسته به خود در لندن، به شعبات خود در بيروت و به نفع فعاليت های خشونت بار حزب الله ارسال داشته است.
حزب الله بارها از طريق بانک صادرات برای ديگر گروه های تروريستی از جمله فعالان حماس، ميليون ها دلار پول ارسال داشته است.
در اوايل سال ۲۰۰۵ ميلادی، حماس از دارايی های قابل توجهی درحساب های سپرده بانک صادرات برخوردار بود و در سال گذشته نيز بانک صادرات چند ميليون دلار پول به حماس منتقل کرده است.
شرکت های متعلق يا تحت کنترل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ايران:
وزارت خزانه داری آمريکا شرکت هايی را که در ليست زير قرار دارند، بر اساس ارتباطشان با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ايران برای بخشنامه شماره ۱۳۳۸۲ معرفی می کند. اين نهادها يا متعلق به سپاه پاسداران هستند و يا تحت کنترل رهبران آن قرار دارند.
سپاه پاسداران با داشتن روابط نزديک با شرکت هايی که در بخش های بازرگانی و تبليغاتی معاملات ميليون دلاری انجام می دهند، از قدرت سياسی و اقتصادی قابل توجهی در ايران برخوردار است.
سپاه پاسداران از طريق شرکت های خود در فعاليت های متنوعی بويژه در عرصه توليدات نفتی و پروژه های عظيم ساختمان سازی در سراسر کشور دست دارد.
در سال ۲۰۰۶ سازمان (قرارگاه) خاتم الانبياء معاملاتی معادل دست کم هفت ميليارد دلار از جمله در بخش های نفت، گاز و راه و ترابری انجام داد.
اين شرکت ها عبارتند از:
- دفاتر اصلی شرکت ساختمان سازی خاتم الانبياء
- نفت اورينتال کيش
- قرب نوح
- دفتر مشاورت مهندسی ساحل
- قرب کربلا
- شرکت مهندسی سپاسد
- عمران ساحل
- شرکت حرا
- قرارگاه سازندگی قائم
افراد وابسته به سپاه پاسداران جمهوری اسلامی ايران:
وزارت خزانه داری آمريکا، افرادی را که در ليست زير قرار دارند تحت بخشنامه ۱۳۳۸۲ بر اساس روابطشان با سپاه پاسداران به ليست تحريم شدگان معرفی کرده است.
يکی از پنج فرد معرفی شده به قطعنامه شماره ۱۷۳۷ شورای امنيت سازمان ملل متحد نيز افزوده شده است و چهار تن ديگر به عنوان شخصيت های اصلی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ايران ضميمه قطعنامه شماره ۱۷۴۷ شورای امنيت شده اند:
ـ ژنرال حسين سليمی، فرمانده نيروی هوايی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
ـ سرتيپ مرتضی رضايی، معاون فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
ـ علی اکبر احمديان، نماينده فرمانده نيروی دريايی و رييس پيشين ستاد مشترک سپاه
پاسداران انقلاب اسلامی
ـ سرتيپ محمد حجازی، فرمانده پيشين نيروی مقاومت بسيج
ـ سرتيپ قاسم سليمانی، فرمانده نيروی قدس
ديگر افراد وابسته به برنامه های موشکی دوربرد ايران:
وزارت خزانه داری کشور بر اساس بخشنامه شماره ۱۳۳۸۲، عده ای را به خاطر روابطشان با سازمان صنايع هوا و فضا، نهادی که از پيش توسط بخشنامه معرفی شده بود، معرفی می کند. اين افراد همچنين به دليل مداخله در برنامه موشکی ايران در ليست قطعنامه شماره ۱۷۳۱ شورای امنيت قرار گرفته اند:
ـ احمد وحيد دستگردی، رييس سازمان صنايع فضاو هوا
ـ رضا قلی اسماعيلی، رييس روابط بازرگانی و امور بين المللی بخش سازمان صنايع فضا و هوا
ـ بهمنيار مرتضی بهمنيار، رييس بخش امور مالی و بودجه سازمان صنايع فضا و هوا
حمايت از تروريسم ـ معرفی بر اساس بخشنامه اجرايی شماره ۱۳۲۲۴
بخشنامه اجرايی شماره ۱۳۲۲۴ سند معتبری است که با هدف مسدود کردن دارايی های تروريست ها و حاميان آنان و به منظور قطع روابط آنها با سيستم اقتصادی و بازرگانی آمريکا به تصويب رسيده است.
براساس اين بخشنامه، انجام هرگونه معامله ميان افراد و گروه های معرفی شده و هر گونه فرد آمريکايی ممنوع اعلام می شود و هرگونه دارايی که فرد معرفی شده ممکن است در محدوده قضايی آمريکا داشته باشد، مسدود می گردد.
نيروی قدس، وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ايران:
نيروی قدس که شاخه ای از سپاه پاسداران جمهوری اسلامی ايران است، به ستيزه جويان طالبان، حزب الله لبنان، حماس، گروه فلسيطنی جهاد اسلامی و جبهه مشهور به آزادی خواهی فلسطين کمک های مادی می کند.
نيروی قدس ابزار اصلی رژيم جمهوری اسلامی برای کمک های مهلک به طالبان به شمار می آيد و هم از لحاظ مادی و هم تهيه اسلحه به اين ستيزه جويان در مبارزه عليه آمريکا و نيروهای متحدش در افغانستان کمک می کند.
دولت ايران دست کم از سال ۲۰۰۶ تا کنون انواع محمولات کوچک قابل حمل نظامی را دراختيار ستيزه جويان طالبان قرار داده است.
چنين حمايتی بخش هفتم الزامات شورای امنيت سازمان ملل متحد را نقض می کند. قطعنامه شماره ۱۲۶۷ سازمان ملل متحد تحريم هايی را عليه طالبان و قطعنامه های شماره ۱۳۳۳ و۱۷۳۵ ممنوعيت فروش سلاح به طالبان را اعمال می کنند.
با حمايت نظامی نيروی قدس ازستيزه جويان طالبان، گمان می رود که ايران تلاش می کند به نيروهای آمريکا و ناتو ضربه وارد آورد.
نيروی قدس درحمايت از نظاميان و شبه نظاميان حزب الله و فعاليت های تروريستی آنها، چه از طريق کمک های مالی و تسليحاتی و چه از لحاظ کمک های اطلاعاتی و لجيستيکی تاريخچه ای طولانی دارد.
نيروی قدس در « دره بقاع» واقع در لبنان، اردوگاه های آموزشی نظامی برای حزب الله لبنان برپا کرده و بر اساس گزارش ها، بيش از سه هزار ستيزه جوی وابسته به حزب الله را در آموزشگاه های خاص خود در ايران تعليم می دهد.
نيروی قدس، سالانه در حدود يکصد تا دويست ميليون دلار کمک مالی دراختيار حزب الله لبنان قرار می دهد و با نقض تعهدنامه شماره ۱۷۰۱ شورای امنيت سازمان ملل متحد، حزب الله لبنان را در تجديد تسليحات نظامی اش کمک می کند.
علاوه بر آن، نيروی قدس کمک های نظامی مهلک، به شکل سلاح، آموزش، پول و راهنمايی در اختيار ستيزه جويان شيعی عراق قرار می دهد تا نيروهای نظامی ائتلاف و عراقی را، همانند افراد غير نظامی عراقی هدف حمله قرار دهند.
فهرست نام شرکت ها و افراد:
نهادها
۱ – بانک صادرات ايران (همه شعب خارج از کشور اين بانک به همراه شعبه مرکزی آن)
۲ – سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
۳ - سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ايران – نيروی قدس
۴ – وزارت دفاع و پشتيبانی نيروهای مسلح ايران
۵ – بانک ملی ايران (همه شعب خارج از کشور اين بانک به همراه شعبه مرکزی آن)
۶ – بانک کارگشايی (تهران – خيابان مولوی – ميدان محمديه – پلاک ۵۸۷)
۷ – بانک ملی ايران ZAO (مسکو – روسيه)
۸ – بانک ملی – مسئوليت محدود (لندن – بريتانيا)
۹ – بانک آريان (پروژه معاملاتی مشترک ميان بانک های صادرات و ملی – کابل – افغانستان)
۱۰ – بانک ملت (همه شعب خارج از کشور اين بانک به همراه شعبه مرکزی آن)
۱۱ - MELLAT BANK SB CJSC (ايروان – ارمنستان)
۱۲ – بانک بين المللی پرشيا – مسئوليت محدود (بريتانيا)
نهادهای وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی:
۱۳ – قرارگاه سازندگی خاتم الانبيا – (تهران)
۱۴ - – شرکت «نفت شرق – کيش» (تهران و دبی)
۱۵ – قرارگاه سازندگی کربلا (تهران)
۱۶ – شرکت مهندسی سپاساد (تهران)
۱۷ – قرب نوح (تهران)
۱۸ – شرکت عمران ساحل (تهران)
۱۹ – شرکت مهندسين مشاور ساحل (تهران)
۲۰ – موسسه حرا (تهران)
۲۱ – قرارگاه سازندگی قائم (تهران)
شخصيت های وابسته به سازمان صنايع هوايی (زير مجموعه وزارت دفاع)
۱ – مرتضی بهمينبار
۲ – احمد وحيد دستجردی
۳ – رضاقلی اسماعيلی
شخصيت های وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
۱ – مرتضی رضايی
۲ – محمد حجازی
۳ – علی اکبر احمديان
۴ – حسين سالمی
۵ – قاسم سليمانی
عصر ایران – منابع سیاسی و دفاعی اسرائیل اعلام کردند: ایهود اولمرت نخست وزیر رژیم صهیونیستی سرگرم آماده سازی مقامات کابینه برای تعیین پیش نویس طرحی است که به موجب آن با هرگونه تلاشی از سوی ایران مبنی بر خدشه وارد کردن بر انحصار طلبی این رژیم در زمینه تنها قدرت هسته ای خاورمیانه بودن، مقابله شود.
به گزارش عصر ایران (asriran.com)، این منابع افزودند: اولمرت بر کلیه تلاش ها به رهبری آمریکا درخصوص مهار بلندپروازی های اتمی ایران از طریق اعمال تحریم های بیشتر شورای امنیت سازمان ملل مهر تائید گذارده است.
اولمرت همچنین اظهار داشته: در صورت به نتیجه نرسیدن راهکارهای دیپلماتیک، اسرائیل آماده است همچون بمباران رآکتورهای هسته ای عراق در سال 1981 ، تاسیسات هسته ای ایران را مورد حمله قرار دهد.
این مقامات ادامه دادند: دولت اولمرت یادداشتی محرمانه را آماده می کند که یک روز پس از دستیابی ایران به کلاهک اتمی، حمله خود را آغاز کند.
آمی آیالون، یکی از وزراتی کابینه دفاعی اولمرت از بیان دقیق سیاست طبقه بندی شده اسرائیل در مصاحبه به رویترز سر باز زد، اما در عین حال گفت: اسرائیل باید سه رویه را در قبال ایران در پیش گیرد .
نخست، ما باید این مسئله را آشکار کنیم که ایران هسته ای نه تنها تهدیدی برای اسرائیل، برای تهدیدی برای کل جهان است. دوم، باید کلیه گزینه های پیشگیرانه را به طور کامل و دقیق مورد نظر قرار دهیم و سوم، باید امکان کارآمد نبودن این گزینه ها را پیش بینی کنیم.
کارشکني روسيه در تکميل نيروگاه بوشهر

پايان جنگ تحميلي عراق عليه ايران، نقطه آغاز بازسازي رآکتورهاي سايت يک و دو بوشهر بود که در جريان حملات هوايي عراق آسيب ديده بودند. هنگامي که شرکت کرافت ورک زير فشارهاي امريکا از اتمام نيروگاه بوشهر سر باز زد، در اواخر 1980 کنسرسيومي مرکب از شرکت هاي آرژانتيني، آلماني و اسپانيايي آمادگي خود را براي اتمام نيروگاه اعلام کردند که طرح آنها نيز با فشارهاي ايالات متحده ناموفق ماند. پس از کش و قوس هاي بسيار ميان تهران، شرکت هاي اروپايي و حتي چين براي اتمام نيروگاه هسته اي بوشهر، سرانجام ايران در سال 1995 به توافقي با روسيه براي تکميل اين نيروگاه دست يافت.
در اين بين اگرچه امريکا از همکاري هاي روسيه با ايران در زمينه هسته اي ابراز نگراني کرد اما نه تنها موفق به تغيير رفتار روسيه و بازداشتن اين کشور از ادامه همکاري ها با ايران نشد، بلکه روسيه با اضافه کردن 5 رآکتور ديگر به نيروگاه هسته اي بوشهر گامي فراتر از خواسته هاي واشنگتن نيز برداشت. بدين ترتيب همکاري روسيه با ايران در تاسيس نخستين نيروگاه برق اتمي ايران در بوشهر، به رغم مخالفت ها و فشارهاي همه جانبه امريکا و متحدانش صورت گرفت.
بر اين اساس بسياري از کارشناسان موضع گيري قاطع روس ها در قبال فعاليت هسته اي ايران را ناشي از روابط صميمانه و مستحکم دو کشور عنوان کردند و حتي برخي ايران و روسيه را به عنوان متحد استراتژيک يکديگر نيز نامگذاري کردند. با اين حال طي سال هاي گذشته بارها روس ها از تحويل نيروگاه بوشهر در زمان مقرر شده در توافقات دوجانبه سر باز زده اند. شايان ذکر است که قرارداد ساخت واحد اول نيروگاه بوشهر در ژانويه 1995 در تهران بين «اتم استروي اکسپورت» و سازمان انرژي اتمي ايران به ارزش حدود يک ميليارد دلار و قيمت عرضه رآکتور 850 ميليون دلار امضا شد.
همچنين روسيه موظف شد که علاوه بر عرضه رآکتور آبي «VVER1000» و سوخت هسته اي نيروگاه بوشهر، متخصصان ايراني را نيز آموزش دهد. در شرايطي که ساخت نيروگاه بايد 8 جولاي 1999 پايان مي يافت اما مهلت تحويل آن براي بهره برداري تاکنون شش بار به تعويق افتاده است. در تازه ترين اظهارنظر نيز «سرگئي کيسلياک» معاون وزير امور خارجه روسيه به نمايندگي از شرکت دولتي «اتم استروي اکسپورت» يک بار ديگر سخن از تعويق زمان بهره برداري نيروگاه اتمي بوشهر به ميان آورده است و زمان احتمالي راه اندازي نخستين نيروگاه برق اتمي ايران را حدود يک سال ديرتر از موعد مقرر يعني سپتامبر سال 2008 عنوان کرده است.
به رغم آنکه طي سال هاي گذشته مقامات روسيه بارها عنوان کرده اند که نيروگاه اتمي بوشهر را به اتمام خواهند رساند و تعويق راه اندازي آن ماهيت سياسي ندارد و تنها در گرو مسائل فني و اقتصادي است با اين حال هر روز بيش از پيش نگاه هاي شکاکانه به سياست خارجي روسيه و مقاصد آن از پيگيري سياست هاي نيم بند در قبال ايران شدت مي گيرد. به همين دليل در بحث حاضر نگاهي سنخ شناسانه به روابط في مابين ايران و روسيه خواهيم داشت و ديدگاه هاي موجود در روابط دو کشور را مرور خواهيم کرد.
به طور کلي در رابطه با مسائل ايران و روسيه دو رويکرد کلي و متعارض وجود دارد. رويکرد اول با ديدي خوشبينانه به مسائل مابين ايران و روسيه نظر مي افکند و تهران و مسکو را متحداني طبيعي با اهدافي يکسان مي پندارد و رهيافت دوم با نگاهي بدبينانه، اغلب راي به يک سويه بودن روابط دو کشور به نفع روسيه مي دهد. با اين حال مي توان قائل به وجود رويکرد سوم در روابط تهران و مسکو نيز بود. بر اين اساس رويکرد سوم با مبنا و معيار قرار دادن منافع ملي و اهداف ملي به بررسي روابط مابين دو کشور مي پردازد. تکيه اساسي رويکرد سوم بر اين اصل استوار است که رفتار بازيگران در چارچوب اتحادها و تعارضات، پيوسته در حال دگرگوني است و آنچه موجب اين دگرگوني مي شود، منافع ملي و چگونگي دستيابي به آن است.
رهيافت نخست؛ ديدگاه خوشبينانه
رويکرد خوشبينانه به جنبه هاي مثبت روابط ايران و روسيه نظر مي افکند و دو کشور را متحد استراتژيک يکديگر تلقي مي کند. اين ديدگاه روسيه را تنها قدرت عمده اي مي داند که خود را دوست ايران مي نامد و از منافع ايران حمايت مي کند. به عقيده طرفداران اين رويکرد، مخالفت با ورود نيروهاي نظامي کشورهاي غيرساحلي به درياي خزر، ممانعت و جلوگيري از نقش هژموني امريکا در روابط جهاني، شکل دهي به جهان چندقطبي، کمرنگ شدن قدرت امريکا و مقابله با تلاش هاي کاخ سفيد جهت منزوي ساختن يا به حاشيه راندن هر دو کشور، احتياج روسيه به منابع مالي جديد براي ادامه حيات خود و احتياج ايران به اقلامي که به لحاظ تحريم هاي امريکا کمتر مي تواند آنها را از بازارهاي ديگر تهيه کند از مهم ترين اشتراکات ايران و روسيه به حساب مي آيند. مفاهيم کليدي انديشه برخي از طرفداران اين رويکرد از انديشه برخورد تمدن هاي ساموئل هانتينگتون ناشي مي شود. بر اساس اين نظريه، پس از فروپاشي نظام دوقطبي، نبرد جديد ميان تمدن ها شکل خواهد گرفت.
هانتينگتون تمدن هاي عمده جهان را به هفت تمدن بزرگ غربي، کنفوسيوسي، اسلامي، هندي، اسلاو ارتدوکس، امريکاي لاتين و حاشيه آفريقا تقسيم کرده است و نبرد جديد را به عهده نمايندگان اين تمدن ها- که جزء قدرت هاي منطقه اي خواهند بود- گذاشته است. وي معتقد است که از هر تمدن يک يا دو کشور درگير نبرد خواهند شد و آخرين حلقه تکامل درگيري هاي عصر خود را رقم خواهند زد. به عقيده هانتينگتون از يک سو خودآگاهي تمدني در حال افزايش و از سوي ديگر اختلاف ميان تمدن ها اساسي است چرا که تجديد حيات مذهبي در حال رشد است و در اين بين رفتار غرب باعث رشد خودآگاهي تمدني شده است.
از نظر هانتينگتون، منطقه گرايي اقتصادي و مشترکات فرهنگي در حال گسترش و خصومت 1400 ساله اسلام و غرب در حال افزايش است. همچنين خطوط گسل ميان تمدن هاي موجود، جايگزين مرزهاي سياسي دوران جنگ سرد شده است و در نهايت غرب بايد دشمنان جديد خود را شناسايي و با آنان مبارزه کند. براين اساس برخي از طرفداران اين نظريه درصدد استفاده از تئوري برخورد تمدن ها و همچنين ياري گرفتن از تئوري توطئه براي تحليل روابط ايران و روسيه هستند. از نظر آنها ايران و روسيه بايد به عنوان دو تمدن بزرگ با يکديگر عليه ليبرال دموکراسي غربي متحد شوند.
همچنين طرفداران اين رويکرد، امريکا و غرب را در توطئه سازي دائمي تحليل مي کنند و تنها راه رهايي از آن را اتحاد دو تمدن بزرگ اسلامي و اسلاوي مي دانند. آنها براي يافتن عوامل وحدت بخش ميان جهان اسلام و روس ها به پيوندهاي مشترک فرهنگي و مذهبي علي الخصوص حضور حدود بيست ميليون مسلمان در روسيه اشاره مي کنند.عده اي ديگر عامل نزديکي دو کشور به يکديگر را در ساختار نظام بين الملل و نوع پويش ايران و روسيه و سياست هاي اتخاذي آنها مي جويند. آنها معتقدند ايران و روسيه هريک به طريقي خواهان تغيير وضع موجود هستند.
بنابراين نوع رابطه آنها با تک قطب نظام بين الملل مي تواند متغير تاثيرگذاري باشد که دو کشور را به يکديگر نزديکتر کند. به عقيده آنها تنها دليل کوشش دستگاه ديپلماتيک ايران براي نزديک شدن به روسيه، ساختار تک قطبي نظام بين الملل است. بر اين مبنا ايران در شرايط تعارض با امريکا چاره اي جز اتکا به روسيه و حمايت از مواضع روسيه نخواهد داشت و از اين رابطه هر دو کشور به يک اندازه بهره مند مي شوند. آنچنان که واشنگتن نيز در سياست هاي اتخاذي خود نشان داده است، از يک سو هيچ علاقه اي به صدور نفت منطقه درياي خزر از مسير روسيه ندارد، زيرا در صورت تحقق اين امر، روسيه کنترل بازار نفت اروپاي غربي را در دست مي گيرد و از سوي ديگر مسير ايران که از نظر اکثر کارشناسان اقتصادي، کوتاه ترين و کم هزينه ترين مسير براي عبور خطوط لوله هاي نفتي منطقه است، به دليل دشواري هاي موجود در روابط ايران و امريکا و اتهام دولت بوش مبني بر حمايت ايران از تروريسم و تلاش تهران جهت توليد سلاح هاي کشتار جمعي، مورد پذيرش قرار نگرفته است.
ضمن اينکه ايالات متحده با سرمايه گذاري عظيم خود در بخش صنعت نفت کشورهاي حوزه درياي خزر، خواهان افزايش توليد نفت اين کشورها شده است. همچنين امريکا براي تامين امنيت منطقه با برخي از جمهوري هاي قفقاز و آسياي مرکزي، قراردادهاي چندجانبه نظامي و امنيتي امضا کرده و با سرمايه گذاري در طرح هاي اقتصادي آنان در افزايش توليد نفت از اين منطقه سهيم شده است. از اين رو نفوذ و حضور گسترده امريکا در مناطق مجاور ايران و روسيه بر نگراني هاي مشترک دو کشور افزوده است. برخي ديگر از تحليلگران که قائل به رويکرد خوشبينانه در ايران و روسيه هستند، حمايت هاي مسکو از تهران را در برابر برنامه هاي هسته اي و عدم سازش با واشنگتن را در مقابل مواضع ايران در قبال منازعات چچن، مناقشه قره باغ و جنگ داخلي تاجيکستان قرار مي دهند و از همکاري مشترک ميان دو کشور ياد مي کنند.
رهيافت دوم؛ ديدگاه بدبينانه
رويکرد دوم، نگاهي بدبينانه را در بر دارد و سياست هاي روسيه را ادامه سياست هاي تزارها مي داند. اين رويکرد معتقد است که دولت روسيه بر مبناي يک استراتژي بلندمدت (فارغ از نوع حکومت هاي اين کشور)، درصدد استيلاي هرچه بيشتر بر سرزمين هاي جنوبي است و براي اين کار از پتانسيل هاي اقتصادي، سياسي و دفاعي برخوردار است. به همين سبب نمي توان ايران و روسيه را متحد استراتژيک يکديگر قلمداد کرد. برخي از طرفداران اين رويکرد به بررسي تاريخ تحولات ايران و دخالت ها و تهديدات مکرر روس ها مي پردازند. آنها اسناد تاريخي را نشان دهنده آن مي دانند که طي دو قرن گذشته سرزمين ايران همواره در معرض تهديد همسايه شمالي بوده و ترس از تجاوز در کليه برنامه ريز ي هاي کشور دخالت داشته است.
به عقيده طرفداران اين رويکرد روس ها در طول تاريخ معاصر ايران بيشترين صدمات را به ايرانيان و ايران زمين وارد ساخته اند. تحميل جنگ هاي طولاني و شکست هاي پي در پي، عهدنامه هاي تحميلي گلستان و ترکمنچاي جدايي سرزمين هاي شمالي ايران، اشغال ايران در طول جنگ جهاني دوم، غائله آذربايجان و کردستان، سرگرداندن ايران در حل مساله رژيم حقوقي درياي خزر و نظامي کردن اين دريا، تعلل در به پايان رساندن نيروگاه هسته اي بوشهر و... نمونه هايي از برخوردهاي مغرضانه روس ها با ايران در گذر زمان است. آنها با توجه به اين پيشينه تاريخي اذعان مي کنند که روس ها در حال حاضر نيز درصدد احياي تسلط تاريخي خود بر منطقه هستند و در اين راستا از رابطه خاص و تحت فشار ايران با امريکا و غرب، بيشترين بهره برداري را مي کنند.
بر اين اساس اگرچه روسيه يک قدرت هسته اي به شمار مي آيد و خود در طرح هاي هسته اي ايران مشارکت دارد، اما نگران دستيابي احتمالي ايران به تسليحات هسته اي نيز است، زيرا در صورت تحقق اين سناريو در تيررس موشک هاي ايران قرار خواهد گرفت. علاوه بر اين احتمال دارد که ايران با دستيابي تسليحات هسته اي، سياست هاي به مراتب راديکال تري را در پيش گيرد و به عنوان منبعي الهام بخش براي مسلمانان ساکن روسيه تلقي شود. برخي ديگر از طرفداران رويکرد بدبينانه در روابط ايران و روسيه معتقدند که مسکو از سال 1992 براساس سياست «خارج نزديک»، مرزهاي جمهوري شوروي سابق را مرزهاي خود مي داند و به ويژه در درياي خزر مترصد فرصتي است که حاکميت بلامنازع خود را با نيروهاي نظامي ايجاد کند تا بتواند با بهره برداري هرچه بيشتر از ذخاير نفتي خزر اقتصاد خود را سامان بخشد.
از اين رو آنها بزرگترين اشتباه دستگاه ديپلماسي ايران در قبال تعيين رژيم حقوقي درياي خزر را تکيه بر روابط با روسيه و عدم اتخاذ سياستي چند بعدي در قبال تمامي کشورهاي حاشيه خزر مي دانند. زيرا اتکاي بيش از حد به روسيه باعث مي شود که از يک سو کشورهاي ديگر از غفلت ايران استفاده کنند و اهداف خود را پيش ببرند و از سوي ديگر روسيه منافع ايران را به راحتي به خاطر منافع خود در مقابل يک رابطه خوب و تضمين شده با غرب فدا کند. بنابراين اعتماد يک جانبه به روس ها باعث مي شود که جمهوري اسلامي قدرت بازي در منطقه را از دست بدهد. به همين دليل روسيه از سال 2000 ترغيب شد که قزاقستان و جمهوري آذربايجان را با سياست هاي خود هماهنگ کند و به عقد قراردادهاي مهم دوجانبه و سه جانبه با آنها بپردازد.
در کل طرفداران رويکرد بدبينانه به روسيه بر اين باورند که ضربات روسيه (شوروي) به ايران در طول تاريخ انکارناپذير است. تاريخ به ايرانيان آموخته که هيچ گاه به روسيه نمي توان اعتماد کرد زيرا مدت هاي مديدي است که روسيه با برگ ايران در برابر امريکا بازي مي کند و از اين راه اقدام به امتيازگيري مي کند. بنابراين با توجه به پيشينه تاريخي و در حالي که هشت کشور در آسياي مرکزي و قفقاز منطقه حائلي مابين ايران و روسيه درست کرده اند و ايران را از همسايگي با خرس ها در امان نگاه داشته اند، تهران بايد از اتکاي بيش از حد به روس ه

