تبليغاتX

پاتوق بر و بکس دانشگاه آزاد ابهر برو بکس ابهر

 


عصر ایران - انتشار خبر مربوط به نگهداری یک دختر نوجوان به همراه بیش از 20 مرد در داخل یکی از سلول های زندانی واقع در برزیل باعث ایجاد خشم و نفرت عمومی در این کشور شده است.

به گزارش عصر ایران (asriran.com) به نقل از خبرگزاری فرانسه، گروه های حقوق بشر در برزیل فاش کردند: "مسوولان زندانی در برزیل یک دختر 15 ساله را به مدت یک ماه در کنار بیش از 20 مرد در داخل سلولی حبس کردند."

این دختر به دفعات از سوی هم سلولی های خود مورد تجاوز قرار گرفت و حتی برای دریافت غذا مجبور بود به برقراری رابطه جنسی تن دهد.

یک سخنگوی مرکز دفاع از کودکان و نوجوانان برزیل در این باره گفت: "وی از همان روز اول زندانی شدن در استان پارا – شمال برزیلمورد تجاوز قرار گرفت."

براساس این گزارش شمار مردان هم سلولی این دختر که ظاهرا به اتهام سرقت زندانی شده بود بیش از 20 تن بود و گاهی اوقات به 34 نفر نیز می رسید.

"میر کوهن"، رییس کمیسیون حقوق بشر موکلان برزیل در این باره اظهار داشت: "این دختر به تعداد غیرقابل شمارش مورد تعرض قرار گرفت و حتی مجبور بود در ازای غذا خوردن به روابط جنسی تن دهد."

انتشار اخبار مربوط به این حادثه باعث ایجاد خشم و نفرت عمومی در برزیل شده است به ویژه آنکه پیشتر نیز در حادثه ای مشابه یک زن 23 ساله به مدت یک ماه همراه با 70 مرد در داخل سلول زندانی در استان پارا حبس شده بود.

دختر 15 ساله که هویتش تاکنون فاش نشده روز بیست و یکم اکتبر به جرم دزدی دستگیر و به یک بازداشتگاه پلیس محلی منتقل شد تا اینکه سرانجام یک  فرد ناشناس رسانه ها را در جریان وقایع رخ داده قرار داد.

خانم کوهن افزود: "هیچ کس واقعا نمی داند که جرم این دختر چیست. وی مظنون به سرقت است اما پلیس از جزئیات آن چیزی نمی گوید. هیچگونه اتهام رسمی وجود ندارد."

در همین حال موکلان این دختر اظهار داشتند: "مقامات پلیس گفته اند که به گمان آنها سن مظنون بالاتر از سن قانونی بوده است."

"آنا جولیا کارپا"، استاندار پارا در واکنش به این مساله گفت: "اهمیتی ندارد که سن متهم 15، 20، 50، 80 یا حتی 100 سال باشد. مهم این است که یک زن نباید در داخل سلول زندان با مردان نگهداری شود."

سخنگوی مرکز دفاع از کودکان و نوجوانان نیز گفت: "این دختر که خانواده بسیار فقیری دارد بسیار سراسیمه و وحشت زده به نظر می رسد اما می تواند افسران پلیسی که وی را زندانی کردند و زندانیانی که او را مورد تعرض قرار دادند شناسایی کند."

 

نوشته شده توسط ××× مرتضی ××× در ساعت | لینک ثابت |

 

 

 

پان پراگ، ماده مخدري است كه جديدا  در غالب آدامس وارد ايران شده است.

پان پراگ، راجا، تايتانيك، ناس خارجي، پان پاكستان، پان عربي، ويتامين، ملوان زبل، پان اسفناج  وگوتكا

هنوز داستان مصيبت و بدبختي‌هاي اكستازي كه هزاران معتاد مفنگي روي دست خانواده‌ها گذاشت، به آخر نرسيده بود كه چند ماه قبل، سر و كله يك مخدر توهم زاي ديگر در بازار ايران و خصوصا در مناطق شرقي پيدا شد؛ مخدري كه اين بار در بسته‌هاي شكيل با عكس‌هاي هنرپيشه‌هاي خوش‌تيپ هندي و پاكستاني به‌‌عنوان آدامس‌، پاستيل و پودرهايي با طعم نعنا و خوشبوكننده‌ دهان وارد شده است.

اين آدامس‌هاي مخدر را خيلي راحت مي‌شود مثل سيگار از مغازه‌ها خريد؛ به طوري كه خانواده‌هايي كه تفاوت اكس و استامينوفن را از  هم نمي‌فهميدند، عمرا بفهمند آدامس‌ها و خوشبوكننده‌هاي پان چيست و تا به خودشان بيايند، آنچه نبايد بشود، اتفاق مي‌افتد.

خطر اساسي اين است كه اين بار طعمه‌ها، بچه‌هاي خردسالي هستند كه 2 آدامس‌ بادكنكي را به‌زور مي‌چپانند توي دهانشان و آن را تق و تق مي‌تركانند. لطفا يكي اين آژير خطر را به صدا دربياورد.

اكس، قرص شادی، فراری، میتسوبیشی، گشنیز، happy، صلیب، تویوتا، سان، يا - با( Ya-ba) ، ع،Speed،عشق و آتش و...؛ سر و كله اكس و تركيبات آمفتامين كه توي بساط موادفروش‌هاي شمال شهري ايران پيدا شد، هيچ آژير خطري به صدا درنيامد. اكس با همه مخدرهاي ديگر تفاوتي از زمين تا آسمان داشت؛ قرصي در بسته‌هاي شيك و خوشرنگ با اسامي توپ... قرص‌هايي كه بين جوان‌ها پخش شده و آدم را خفن مي‌برد به هپروت؛ منقل و دود و بوي گند و كثافت هم نداشت، بنابراين لابد مثل ترياك، هروئين، كوكائين و... ترسناك نبود.

اما تفاوت اساسي آن با مواد مخدر ديگر، اين بود كه خانواده‌ها نمي‌توانستند آن را از استامينوفن كدئين يا قرص ضد اسهال تشخيص بدهند.

اين‌طوري بود كه تا خانواده‌ها و مسئولان به خودشان بجنبند، سيل اكستازي همه جا را فرا گرفت؛ سيلي كه حتي بسياري از نوجوانان كم‌سن‌و‌سال را هم غرق كرد. البته اين قرص‌هاي عجيب و خوشرنگ مواد جديدي نبودند، همان  MDMAها بودند كه شركت مرک (MERCK) آلمان در سال 1912، آنها را براي درمان بيماران رواني ساخته بود ولي 40سال بعد در آمريكا مهر ممنوعيت خورده بودند و حالا پس از نيم‌قرن، دوباره مثل اژدهايي از خواب بيدار شده و در بسته‌بندي‌هاي شيك در مراسم پايكوبي جوان‌ها سر و كله‌شان پيدا شده بود؛ قرصي ويرانگر كه پله‌اي بود براي مصرف مخدرهاي سنگين‌تر...

پان، همان ناس خودماني

آدامس‌ها و خوشبوكننده‌هاي پان پراگ - اگرچه اين بار با اسم قلمبه سلمبه‌اي وارد شده‌اند - تركيبي شبيه همان مخدر ناس دارند؛ مخدر كثيفي كه مرزنشينان شرق ايران و خراساني‌ها و ساكنان قسمت‌هايي از آذربايجان، آن را - كه از افغانستان، پاكستان و هند وارد مي‌شود - خيلي خوب مي‌شناسند؛ دوست صميمي تف و دندان‌هاي كثيف و جرم گرفته...

ناس يكي از كثيف‌ترين و تهوع‌آورترين موادي است كه در دسته مخدرهاي توهم‌زا قرار مي‌گيرد و اگرچه پليس كشورهاي مختلف آن را مخدري مانند سيگار محسوب مي‌كند و داشتن آن جرم محسوب نمي‌شود اما اين ماده به خاطر نوع استفاده آن، مواد سازنده‌اش و نوع مصرف‌كنندگان‌اش، در ايران يكي از مفلوك‌ترين و تو سري‌خورده‌ترين مخدرها به‌حساب مي‌آيد.

اين ماده كه تا همين چند سال قبل در بسته‌هاي پلاستيكي درب و داغان - شبيه حنا - وارد ايران مي‌شد، از برگ درختي به نام بتل به دست مي‌آيد كه در اندونزي، مالزي، فيليپين، چين، تايوان، كامبوج، ويتنام، لائوس، هند و پاكستان مى‌‏روید. برگ‌هاى آن را اگر تازه باشد می‏جوند ولي معمول‌ترين شيوه مصرف آن استفاده از خشك كرده آن است.

برگ‌هاي خشك شده درخت بتل را مي‌كوبند، سپس آن را با كمي آشغال مثل خاك سيگار و آهك قاتي كرده و با انگشت مي‌چپانند زير لثه‌، بعد از چند دقيقه مكيدن هم با يك تف غليظ پرت مي‌كنند بيرون؛ فلچ... حالتان به هم خورد؟

پان پراگ، كلاغي كه قناري شد

پان (paan) ‌يا پان پراگ كه چند وقتي است آدامس‌ها و خوشبوكننده‌هاي آن از مرزهاي شرقي كشور وارد شده و با قيمتي بين 50 تا 300 تا تك‌ توماني به‌فروش مي‌رسد، در اصل از فك و فاميل‌هاي همان ناس كثيف است كه لباس خوش‌تيپي به تنش كرده‌اند و او را جزو خوشبوكننده‌هاي دهان به‌حساب آورده‌اند.

براي تهيه آدامس‌ها و پاستيل‌هاي پان، دانه‌هاي قرمز و درشت درخت بتل را در برگ درخت پيچيده و تنباكو، آهك، خاكستر، ادويه‌جات معطر، ساخارين و مقدار زيادي اسانس و افزودني‌هاي غيرمجاز را مي‌چپانند توي اين مخلوط و مي‌شود پان پراگ.

البته تحقيقاتي كه روي آدامس‌ها و خوشبوكننده‌هاي دهان پان در سيستان و بلوچستان انجام شده، نشان مي‌دهد در 11نوع از آنها مقداري هم مواد مخدر ديگر اضافه شده تا طرف را حسابي بگيرد. خب، دروغ نباشد در برخي از نمونه‌ها هم البته ارسنيك، كربنات منيزيم و سرب مشاهده شده است؛ آدامسي با تركيبات جادويي...

خوشبوكننده‌اي براي مردن لثه‌ها

دليلي كه مصرف‌كنندگان پان را به سمت آن مي‌كشد، احساس گرمي، سرخوشي موقت، سبكي سر، گيجي و شادي كاذبي است كه پس از مصرف آن دست مي‌دهد. اما اين ماده توهم‌ زا، آن‌قدر ويران‌كننده است كه مضراتش را نمي‌شود شمرد.

پان پراگ كه حالا به صورت آدامس (جويدني) و پاستيل (مكيدني) وارد كشور مي‌شود، بدجوري پدر لثه‌ها را درمي‌آورد، چرا كه نيكوتين آن به‌سرعت از طريق مخاط دهان جذب شده و باعث بدرنگي دندان‌ها مي‌شود.

علاوه بر آن، مصرف اين ماده، زمينه‌ساز بروز سرطان‌هاي دهان، حنجره و لثه مي‌شود. آمارها نشان مي‌دهد كشور هندوستان به دليل مصرف زياد مردم آن از  اين ماده، مقام دوم سرطان دهان را در دنيا دارد.

اما اين تمام ماجرا نيست؛ پان پراگ علاوه بر اينها، بدجوري دستگاه تنفسي و قلب و عروق مصرف‌كننده را آسفالت مي‌كند و با جذب شدن توسط بزاق دهان، دخل سلول‌هاي مغزي فرد را هم مي‌آورد.

علاوه بر اين، با توجه به اينكه ناس و پان پراگ بزاق دهان را مثل سيل راه مي‌اندازند، تمايل مصرف‌كننده را هم به تخليه اين ترشحات يا همان تف كردن تحريك مي‌كنند.

به اين ترتيب مصرف‌كننده فرت و فرت تف مي‌كند كه با اين كار، علاوه بر لكه‌هاي كثيف كه در خيابان‌هاي مناطق فقيرنشين پاكستان و هند سانت به سانت ديده مي‌شود، بيماري‌هاي عفوني مثل سل و هپاتيت به‌سرعت گسترش مي‌يابند.

بدو، بدو كيلو دو زار

اكستازي با همه بدي‌هايش يك حسن داشت، آن هم اينكه وقتي اولين بار وارد كشور شد، آن‌قدر گران بود كه هر كسي نمي‌توانست بخردش؛ اما آدامس‌هاي پان پراگ مواد كثيفي هستند كه قيمت بهترين نوعشان هم به اندازه يك آب‌نبات چوبي نيست؛ 50 تا 300 تومان.
علاوه بر اين، با توجه به اينكه قاچاقچيان آن را به‌عنوان خوشبوكننده دهان يا آدامس و پاستيل خوشمزه وارد مرزهاي شرقي كشور كرده‌اند، خيلي راحت مي‌شود آن را ازدستفروشي‌ها و حتي دكه‌هاي روزنامه فروشي آن مناطق خريد. بنابراين خودتان ميزان خطر آن را حدس بزنيد.

مرحله بعدي لطفا

اگرچه پان پراگ خودش بدجوري اوضاع دهان و دندان و مغز را به‌هم مي‌ريزد اما مهم‌ترين هراسي كه از اين ماده وجود دارد، وابستگي‌اي است كه اين ماده به مخدرهاي سنگين‌تر و قوي‌تر ايجاد مي‌كند.پان همان كاري را مي‌كند كه اكس يا حتي سيگار دارند انجام مي‌دهند؛

معرفي مصرف‌كننده به دنياي مخدرهاي قوي‌تر اما ميليون‌ها بار وحشتناك‌تر.

دليلش هم اين است كه اگر اكس و سيگار از دوران جواني و نوجواني افراد را آلوده مي‌كنند، پان‌پراگ كه به عنوان خوشبوكننده دهان يا آدامس با طعم نعنا وارد بازار شده، حتي كودكان دبستاني و خردسال را هم به حفره بزرگ اعتياد مي‌كشاند و آنها را به سمت وابستگي و اعتياد به مواد مخدر قوي‌تر راهنمايي مي‌كند.

مخدر پاكستاني

»پان «(paan) يا «پان پراگ» يكي از مواد پرمصرف رايج در پاكستان - در كنار چاآليا  (chaalia)، گوتكا (gutkha)  و نيس‌وار (niswar) است. شيوع مصرف اين محصولات جويدني- به‌ويژه چاآليا و گوتكا- در بين جوانان پاكستاني به‌سرعت رو به افزايش است. اين ماده در فرهنگ و  سنت مردم هند به‌عنوان يك ماده خوشبوكننده و تميزكننده دندان‌ها استفاده مي‌شود.

استفاده از پان، ريشه در فرهنگ هندي دارد. هندي‌ها معمولا اين ماده را به عنوان نشانه‌اي از مهمان‌نوازي براي مهمانان خود مي‌آورند.

علاوه بر اين، به دانه درخت بتل در زبان اردو، سوپاري (supari) يا چاآليا نيز گفته مي‌شود كه در مواردي توزيع پان‌پراگ با اين اسامي نيز صورت مي‌گيرد.

چهارمين  روانگردان جهان

پان كه در كشورهاي اندونزي، مالزي، فيليپين، چين، تايوان، كامبوج، ويتنام، لائوس، هند و پاكستان قرن‌هاست به عنوان يك ماده نشئگي‌آور و در عين حال خوشبوكننده دهان مصرف مي‌شود، ‌چهارمين ماده پرمصرف جهان بعد از تنباكو، الكل و كافئين است كه حداقل 10درصد جمعيت دنيا در كشورهاي آسياي جنوب شرقي- به‌ويژه هند و پاكستان- اين ماده را مصرف مي‌كنند.

تحقيقات صورت گرفته در هند، پاكستان و نپال نشان مي‌دهد كه در حال حاضر بين 20 تا 40درصد از جمعيت جوان اين كشورها از اين مواد استفاده مي‌كنند.

تحقيقي كه از سوي يك مركز تحقيقاتي در دانشگاه پزشكي كراچي صورت گرفت، نشان داد كه 40درصد از جمعيت كراچي، حداقل يك بار يكي از محصولات جويدني درخت بتل  را مصرف كرده‌اند.

منبع : همشهری آنلاین

 

نوشته شده توسط ××× مرتضی ××× در ساعت | لینک ثابت |

 

5 ژوئيه 2007، بعد از صحبتهاي خواهران، در روز پنجم ژوئيه،» مسعود باشاران» براي بار دوم بازداشت شد، اما هيچ اعترافي نكرد، به همين دليل، پليس از دستگاه قضايي يك روز ديگر براي بازداشت اجازه گرفت.

زوج جوان بيرحم كه فرزند نامشروعشان را كشتند و در باربكيو سوزاندند، بعد از دو سال با يك ايميل ناشناس در چنگ قانون گرفتار شدند.

به گزارش ايسنا به نقل از عبرت، «مسعود باشاران» 24 ساله و «آسلي كوران» 25 ساله هنگامي كه در دانشگاه تراكياي "كئركلار الي" تحصيل مي‌كردند، با هم آشنا شدند و بدون ازدواج با هم رابطه پيدا کردند و در جريان اين ارتباط ، «آسلي« فهميد باردار شده و براي سقط جنين بسيار دير است.

بر اين اساس دختر و پسر جوان در 24 آگوست از رابطه نامشروعشان صاحب يك فرزند پسر شدند و هنگامي كه خانواده‌هاي آنها از متولد شدن فرزند اطلاع يافتند، موضوع ازدواج دختر و پسر به ميان آمد.

پسر با اين تفكر كه «آسلي» به خاطر ازدواج با او بچه‌دار شده است، از ازدواج امتناع كرد و به دنبال خلاصي از دست نوزاد متولد شده كه نامش را "ييگيت آردا" انتخاب كردند، وي را كنار ساحل توپقاپي استانبول رها كرده و به زندگي عادي خود ادامه دادند تا زماني كه در ماه آخر سال 2006، يك ايميل به اداره امنيت استانبول رسيد...

راز جنايت فاش شد

راز جنايت فجيع در 19 دسامبر سال 2006 با ايميلي كه به اداره امنيت استانبول رسيد به تدريج فاش شد. يكي از نزديكان «مسعود باشاران» بدون ذكر نام خود در ايميل چنين نوشت:

"مسعود باشاران كه در سال 2004 صاحب يك فرزند نامشروع شده است، براي ازدواج نكردن، ادعا كرده، فرزندش را گم كرده است. آيا فرزند را به كسي داده يا آن را كشته است؟

معلوم نيست. در هر حال دو سال است كه خبري از فرزندشان نيست. اگر بلائي به سر فرزندش آورده باشد، خواستار مجازات وي هستم."

رد اتهامات

9 ژوئن 2007، پليس با آغاز تحقيقات، بعد از 5 ماه «مسعود باشاران «را پيدا و از او بازجويي كرد. وي كه دانشجوي دانشگاه "كئركلار الي" است، مي‌گويد: "با برخي از دوست‌دخترهايم رابطه جنسي داشته‌ام، اما هربار با آگاهي و به شكلي جلوگيري كرده‌ايم. هيچ‌وقت مسأله‌اي به نام حاملگي در ميان نبود. اتهامات را قبول ندارم."

پليس سخنان «باشاران» را به قاضي كشيك منتقل كرد و به اين ترتيب «باشاران» آزاد شد.

فرستنده ايميل به اداره امنيت رفت

11 ژوئن 2007، فردي كه ايميل را به طور ناشناس فرستاده بود، شخصا به اداره امنيت رفت و براي بار دوم از پليس خواست چنانچه بلايي بر سر نوزاد آمده باشد، مجرم يا مجرمان مجازات شوند.

خواهر بزرگ متهم: نام نوزاد را "ييگيت آردا" گذاشتيم!

18 ژوئن 2007، «آ - باشاران»، خواهر بزرگ مسعود باشاران مي گويد" براي آنكه خانواده دختر (آسلي) از جريان باخبر نشوند او را براي زايمان به شهر سيرت برديم. بعد آنها به استانبول آمدند و در خانه ما ماندند. دو روز بعد براي قانع كردن خانواده آسلي به منزل آنها رفتند. برادرم مدتي بعد تنها به خانه آمد. وقتي كه سراغ بچه را از او گرفتم گفت شما دخالت نكنيد، نمي دانم!

«آ _ باشاران» خواهر ديگر اين پدر بيرحم نيز گفت: "در خانواده قرار شد كه براي «مسعود» و «آسلي» جشن ازدواج بگيريم. حتي روي نوزاد، اسم هم گذاشتيم: "ييگيت آردا"!

وي ادامه داد: دو روز بعد، برادرم براي صحبت با خانواده دختر با فرزندشان بيرون رفتند. بعد از آن، ديگر هيچ‌وقت «آسلي» و فرزندش را نديدم. وقتي از برادرم سراغ پسرش را گرفتم، گفت:

«من از «آسلي» جدا شدم، بچه هم بچه ماست. هركاري كه بخواهيم بكنيم، انجام مي‌دهيم. شما دخالت نكنيد

زوج تحت نظر قرار گرفتند

5 ژوئيه 2007، بعد از صحبتهاي خواهران، در روز پنجم ژوئيه، «مسعود باشاران» براي بار دوم بازداشت شد، اما هيچ اعترافي نكرد، به همين دليل، پليس از دستگاه قضايي يك روز ديگر براي بازداشت اجازه گرفت.

در همان روز، «آسلي كوران» نيز به اداره امنيت فراخوانده شد و عنوان كرد: «مسعود به من گفت: نوزاد را به يك خانواده داده است. هنگامي كه اصرار كردم بدون اطلاع من چنين كاري نمي‌تواند بكند، گفت: بچه را كنار ساحل رها كرده است. با پدرم براي پيدا كردن بچه به كنار ساحل رفتيم، ولي نتيجه نگرفتيم. مسعود هيچ‌وقت نگفت بچه كجاست. از اين واقعه خيلي متأثر شدم. از سوي ديگر 6-7 ماه قبل با شخص ديگري ازدواج كرده‌ و تشكيل خانواده داده‌ام.

شوهرم از جريانات من و «مسعود» خبر ندارد. اگر اين موضوع را بفهمد، زندگي‌ام از هم مي‌پاشد

بر اساس اين گزارش «آسلي» بعد از بازجويي آزاد شد و به خانه بازگشت.

اعتراف به جنايت

6 ژوئيه 2007، «مسعود باشاران» روز دوم بازداشت با اعلام پشيماني، تمام ابعاد جنايت را براي پليس تشريح كرد. بعد از گفته‌هاي «مسعود»، پليس دوباره »آسلي» را بازداشت كرد.

او كه قبل از آن گفته بود از سرنوشت فرزند نامشروع هيچ خبري ندارد، اين بار گفت: "من هم از «مسعود» كه نوزادم را كشت و سوزاند و مرا هم تهديد كرد، شكايت دارم."

بعد از آن «آسلي» به بيمارستان فرستاده شد و گواهي مبني بر اين كه وي قبلا فرزندي به دنيا آورده است، از طرف بيمارستان صادر شد.

زوج جوان كه به درخواست دادگاه جمهوريت شعبه ايوب به محكمه آمده بودند، بعد از اعتراف دوباره به جرم، روانه زندان شدند.

درخواست حبس ابد با اعمال شاقه

بعد از 4 ماه تحقيق، دادگاه براي دو مجرم جوان به جرم " قتل عمد نوزاد خودشان" درخواست حبس ابد با اعمال شاقه كرد.

 

نوشته شده توسط ××× مرتضی ××× در ساعت | لینک ثابت |

 

عصر ايران ؛ وحيد جعفريان- ‏ "في في"، يك دختر 22 ساله از استان گانگ دونگ چين تنها يك يادگاري از مدت هشت ماه ‏اقامت خود در دبي دارد: اثر سوختگي در پشت بدن و دست ها به دليل چسباندن ته سيگار به ‏پوست بدنش در زماني كه سعي مي كرد از روسپي گري خودداري كند.

به گزارش عصر ايران (asriran.com) به نقل از خبرگزاري بلومبرگ، زماني كه يك گروه تبهكار ‏تهديد كرد عكس هاي عريان "في في" را براي اعضاي خانواده اش ارسال خواهد كرد اين دختر ‏چيني سرانجام دست از مقاومت كشيد و تسليم خواسته هاي پست آنها شد.‏

في في در اين باره مي گويد: "اين بي احترامي و اهانت (ارسال عكس هاي عريان براي خانواده) ‏حتي از تن فروشي نيز برايم سخت تر بود."‏

اين دختر چيني كه براي نشان دادن اثرات سوختگي بدن لباسش را درآورده و دست و ‏پاشكسته انگليسي صحبت مي كرد افزود: "آنها (گروه تبهكار) تصاوير زيادي از من به صورت ‏عريان گرفته بودند و قصد داشتند از آن سوء استفاده كنند."‏

اندكي پس از آنكه في في تسليم خواسته اين افراد شد نام لاتين "لوسي" را براي خود اختيار ‏كرد. وي به تن فروشي در بارهاي دبي رو آورد و به ازاي هر بار خدمت رساني به مشتريان 500 ‏درهم (130 دلار) دريافت مي كرد تا اينكه آزادي خود را بدست آورد.‏

داستان "في في" نمايانگر وجه تيره و تار دبي است؛ شهري كه بيشترين معروفيت خود را ‏مديون آسمانخرانش ها، هتل بادبان شكل و جزاير مصنوعيش – به شكل نخل خرما -  است.‏

امارات عربي متحده كه دبي دومين اميرنشين بزرگ آن محسوب مي شود به دليل كوتاهي در ‏انجام "اقدامات چشمگير" براي پايان بخشيدن به قاچاق زنان در "فهرست تحت نظر" وزارت ‏خارجه آمريكا قرار گرفته است.‏

براساس گزارش 2007 وزارت خارجه آمريكا، اكنون حدود 10 هزار قرباني قاچاق انسان در دبي ‏به سر مي برند. با اين حال مقامات اماراتي آمار واقعي را بيش از اينها برآورد مي كنند و گفته ‏اند اقدامات لازم آغاز شده و در حال تصويب اولين