تبليغاتX

پاتوق بر و بکس دانشگاه آزاد ابهر برو بکس ابهر

 

منبع : بي بي سي – نويسنده ي وبلاگ از صحت مطالبي كه توسط منابع مختلف انتشار مي يابند اطلاع ندارد .

 

 

نهادهای غيرانتخابی

 

 

آيت الله خامنه ای از سال ۱۳۶۸ رهبر ايران بوده است

 


رهبری

بموجب قانون اساسی، رهبر در راس ساختار قدرت در ايران قرار دارد.

رهبر، که در حال حاضر آيت الله خامنه ای است، رئيس قوه قضائيه، شش فقيه عضو شورای نگهبان، فرماندهان نيروهای مسلح، ائمه جمعه و رئيس راديو و تلويزيون را نصب می کند.

حکم رئيس جمهور را هم رهبر تنفيذ می کند. رهبر خود منتخب روحانيون مجلس خبرگان است.
تنشهای گاهگاهی ميان دفتر رهبری و رياست جمهوری اغلب منشاء بی ثباتی سياسی بوده است. افزايش اين موارد در دوران رياست جمهوری محمد خاتمی نشانه تنش عميقتری بود که ميان حکومت مذهبی و خواسته های دموکراتيک بسياری از ايرانيان وجود بود.

 

 

نهادهای انتخابی

 

 

پرزيدنت محمود احمدی نژاد در سال ۱۳۸۴ انتخاب شد

 


رئيس جمهور


رئيس جمهور برای چهار سال انتخاب می شود و نمی تواند بيش از دو دوره پياپی در اين سمت بماند. بر مبنای قانون اساسی او دومين مقام رسمی کشور است. او رياست قوه مجريه را بر عهده دارد و مسئول حسن اجرای قانون اساسی است.

اما در عمل، قدرت رئيس جمهور در ايران توسط روحانيون و محافظه کارانی که در ساخت قدرت حضور دارند و همچنين با اعمال قدرت رهبری محدود می شود. اين رهبر و نه رئيس جمهور است که که قوای مسلح را کنترل می کند و درباره امنيت، دفاع و مسايل عمده در سياست خارجی تصميم می گيرد.

کار تعيين صلاحيت تمام نامزدهای مقام رياست جمهوری را شورای نگهبان انجام می دهد. اين شورا در انتخابات سال ۸۴ مانع نامزدی صد ها داوطلب شد.

در سال ۸۴ شهردار محافظه کار تهران، محمود احمدی نژاد با شکست دادن اکبرهاشمی رفسنجانی رئيس جمهور پيشين کشور در دور دوم پيروز شد. آقای رفسنجانی بعدا از مبارزات انتخاباتی "غيرقانونی" سخن گفت. آقای احمدی نژاد نخستين رئيس جمهور غير روحانی ايران از سال ۱۳۶۰ تا کنون است.

آقای احمدی نژاد جايگزين محمد خاتمی رئيس جمهور اصلاح طلب شد که در سال ۷۶ با کسب نزديک به ۷۰ درصد آرا به قدرت رسيده بود. او نتوانست اصلاحات اساسی را به تاييد شورای نگهبان برساند و بعد ها هنگامی که مجلس ايران در سال ۸۳ بار ديگر در اختيار محافظه کاران قرارگرفت، قدرتش بازهم کمتر شد.

 

 

 

نهادهای انتخابی

 

 

غلامعلی حداد عادل نخستين رئيس غير روحانی مجلس است

 


مجلس

 

۲۹۰ نماينده مجلس يا پارلمان ايران هر چهار سال يک بار با مراجعه به آرای عمومی انتخاب می شوند.

کار مجلس معرفی و تصويب قوانين است. احضار و استيضاح وزرا و رئيس جمهور هم از وظايف آن است.

با اين حال همه لوايح مجلس بايد مورد تاييد شورای نگهبان نيز قرار بگيرد که در اختيار محافظه کاران است.

نخستين اکثريت اصلاح طلب در انتخابات سال ۱۳۷۹ بدست آمد. اما چهار سال بعد در انتخابات سال ۱۳۸۳ اوضاع عوض شد. بسياری از نامزدهای اصلاح طلب اجازه شرکت در مبارزات انتخاباتی را بدست نياوردند.

در بهار ۱۳۸۳ محافظه کارانی که به تازگی انتخاب شده بودند غلامعلی حداد عادل را که يک عنصر دانشگاهی است به رياست مجلس برگزيدند. او اولين رئيس مجلس ايران است که روحانی نيست. دختر او همسر فرزند آيت الله خامنه ای است و از اينرو او با رهبر ارتباط شخصی دارد.

 

 

نهادهای غيرانتخابی

 

 

آقای رفسنجانی از ارکان نظام سياسی در ايران است

 


مجمع تشخيص مصلحت نظام


مجمع يک نهاد مشورتی برای رهبر است که دارای قدرت نهايی داوری در مورد اختلافاتی است که برسر تصويب قوانين ميان مجلس و شورای نگهبان پيش می آيد. اعضای آن که رهبر آنها را منصوب می کند چهره های شاخص مذهبی، اجتماعی و سياسی هستند.

در پائيز سال ۸۴ رهبر قدرت نظارتی مافوق سه قوه را به مجمع داد و بخشی از قدرت خود را که در قانون اساسی آمده به مجمع تفويض کرد.

ميزان تاثير اين امر بر نفوذ مجمع مشخص نيست هرچند که احتمالا اين اختيارات موقعيت رئيس کنونی مجمع اکبر هاشمی رفسنجانی را که در انتخابات سال ۸۴ از محمود احمدی نژاد شکست خورد؛ تقويت می کند.

 

 

نهادهای غيرانتخابی

 

 

شاهرودی را نزديک به رهبر و رئيس جمهور می دانند

 


رئيس قوه قضائيه


قوه قضائيه ايران هيچگاه مستقل از نفوذ سياسی نبوده است. تا اواخر قرن نوزدهم اين قوه همواره تحت کنترل روحانيون بود. بعد ها سکولاريزه شد اما پس از انقلاب اسلامی، ديوان عالی تمام قوانينی را که غير اسلامی می دانست ملغی کرد و قوانين تازه ای را بر اساس متون و تعليمات مذهبی رواج داد.

قوه قضائيه رويه قضائی را تعريف و از اجرای قوانين اسلامی اطمينان حاصل می کند. شش عضو حقوقدان شورای نگهبان را هم قوه قضائيه معرفی می کند. رئيس قوه قضائيه، که در حال حاضر آيت الله محمود هاشمی شاهرودی است، توسط رهبر منصوب می شود. در سالهای اخير تندروان از قوه قضائيه برای سرکوب شخصيتهای اصلاح طلب و روزنامه نگاران و بستن روزنامه های آنها استفاده کرده اند.

 

 

نهادهای انتخابی

 

 

آقای رفسنجانی از ارکان نظام سياسی در ايران است

 

 

مجلس خبرگان رهبری


وظيفه مجلس خبرگان منصوب کردن رهبر، نظارت بر عملکرد او و عزل او در هنگامی است که رهبر در انجام وظايف خود ناتوان باشد. مجلس خبرگان معمولا هرسال دوبار تشکيل جلسه می دهد.

گرچه اين مجلس رسما در شهر قم مستقر است، جلسات آن معمولا در تهران يا مشهد تشکيل می شود. انتخابات مستقيم برای انتخاب ۸۶ عضو اين مجلس در حال حاضر هر هشت سال يک بار برگزار می شود.

اعضای مجلس خبرگان برای يک دوره هشت ساله انتخاب می شوند. تنها روحانيون حق عضويت در آن را دارند و نامزدها توسط شورای نگهبان تاييد يا رد صلاحيت می شوند.

مجلس خبرگان در اختيار محافظه کاران است. رئيس جمهور اسبق اکبر هاشمی رفسنجانی كه رئيس مجلس تشخيص مصلحت نظام هم است به رياست مجلس خبرگان (پس از مرگ آيت الله مشكيني) نائل شد .

 

 

نهادهای انتخابی

 

 

کابيه پرزيدنت احمدی نژاد تنها دو وزير روحانی دارد


کابينه

اعضای کابينه يا هيئت وزيران را رئيس جمهور انتخاب می کند اما بعدا بايد مجلس به آنها رای اعتماد بدهد. در سال ۸۴ مجلس چهار وزير پيشنهادی محمود احمدی نژاد را نپذيرفت. علاوه بر اين، مجلس می تواند وزرا را استيضاح کند.

رهبری از نزديک در امور دفاعی، امنيتی و سياست خارجی دخالت دارد بنابر اين دفتر او نيز در تصميم گيری ها نقش موثری دارد. وزرای اصلاح طلب دولت خاتمی بشدت زير نظارت محافظه کاران قرار داشتند. رياست جلسات هيئت دولت را رئيس جمهور يا معاون اول او که مسئول امور کابينه است به عهده دارند.

در کابينه آقای احمدی نژاد تنها دو روحانی عضويت دارند. کابينه او عضو زن ندارد. محمد رحمتی وزير راه و ترابری تنها وزيری است که در کابيه خاتمی هم مقام وزارت داشت.

 

 

نهادهای انتخابی

 

 

حدود ۲۳ درصد از رای دهندگان بعد از انقلاب متولد شده اند



رای دهندگان

 

از مجموع حدود ۶۵ ميليون جمعيت، بيش از ۴۶ ميليون تن از آنها واجد شرايط رای دادن هستند. حدود هشت ميليون از اين عده در سالهای بعد از انقلاب به دنيا آمده اند.

شمار رای دهندگان در سال ۱۳۷۶ به ۸۰ درصد واجدان شرايط رسيد و انتخابات به پيروزی قاطع محمد خاتمی رئيس جمهور اصلاح طلب انجاميد. آرای زنان و جوانان در آن دوره از انتخابات نقش اساسی داشت.

اما با افزايش سرخوردگی، تنها ۶۰ درصد از واجدان شرايط در انتخابات سال ۱۳۸۴ که به پيروزی محمود احمدی نژاد انجاميد شرکت کردند.

پيشينه معمولی او، وعده اش برای تقسيم ثروت ايران بطور مساوی درميان مردم و سخنان قاطع او در مورد مبارزه با فساد مورد توجه رای دهندگان واقع شد.

اين امر نشانه آن است که تمايلی که در انتخابات گذشته نسبت به اصلاحات سياسی نشان داده شده بود، در انتخابات اخير تحت الشعاع نگرانی در مورد فقر و بيکاری قرارگرفت.

 

 

نهادهای غيرانتخابی

 

 

تمام فرماندهان اصلی ارتش منصوب رهبری هستند


نيروهای مسلح


نيروهای مسلح متشکل از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و ارتش است که هردوی آنها تحت يک فرماندهی کل مشترک قرار دارند. تمام فرماندهان عمده ارتش و سپاه را رهبر تعيين می کند و آنها تنها در برابر او پاسخگو هستند. سپاه پس از انقلاب برای محافظت از رهبری و نهاد های حکومتی و مبارزه با مخالفان انقلاب ايجاد شد. سپاه پاسداران در نهاد های ديگر نيز حضور قدرتمندانه ای دارد و نيروهای داوطلب بسيج را هم تحت امر خود دارد.

 

نوشته شده توسط ××× مرتضی ××× در ساعت | لینک ثابت |

 

مطالب از : پارسا پيلتن

 

آشنايی روشنفکران و فعالان سياسی ايران با انديشه ها و آرمانهای فيدل کاسترو به پيش از انقلاب سال ۱۹۵۹ وی باز می گردد، زمانی که وی، همراه برادرش رائول و ارنستو چه گوارا رهبری گروهی چريکی را عليه حکومت ژنرال باتيستا برعهده داشت.

 

گروهی از ايرانيان آقای کاسترو را اسطوره می دانند و گروهی او را ديکتاتور می خوانند

آزادی خواهان ايرانی در سالهای بعد از کودتای ۱۳۳۲ خورشيدی يا ۱۹۵۳ ميلادی، به دنبال ابزاری کارآمد برای مبارزه با حکومت محمدرضا پهلوی می گشتند. اين جستجو، برخی از نيروهای چپ را به جزيره کوبا کشاند.

نخستين گروهی که از ايران بعد از انقلاب کوبا به هاوانا فرستاده شد، هياتی از حزب توده بود که از سوی حزب کمونيست آن کشور در سال ۱۹۶۰ دعوت شده بود.

مهدی خانبابا تهرانی، فعال سياسی و کارشناس جنبش چپ ايران، می گويد که در خلال اين سفر، بابک امير خسروی، عضو جوان کميته مرکزی حزب توده تصميم گرفت در کوبا بماند و وضعيت آنجا را بررسی کند. آقای خسروی يافته های خود را بصورت چند مقاله در سال ۱۹۶۰ در دور دوم "دنيا"، ارگان تئوريک حزب توده، تحت عنوان "کوبا، جزيره اميد" نوشت.

سپس سازمان انقلابی حزب توده که به دليل اختلافات، از بدنه اصلی حزب جدا شده بود، با کوبا تماس برقرار کرد و سرانجام در سال ۱۹۶۵ گروهی از مبارزان ايرانی برای آموزش نظامی به کوبا اعزام شدند.

به گفته آقای خانبابا تهرانی، از بنيانگذاران اين سازمان، برخی از اعضای اين گروه عبارت بودند از پرويز واعظی زاده، عطا حسن آقايی، شکوه طوافچی، ايرج کشکويی ، سيامک لطف اللهی و سياوش پارسا نژاد. آنها ۹ ماه ماندند و بعد از بازگشت مبارزه مسلحانه را آغاز کردند. عده ای از آنها در زدوخورد با نيروهای امنيتی شاه کشته شدند ولی برخی هنوز زنده اند.

در حالی که خصومت فيدل کاسترو با آمريکا به قطع رابطه انجاميد، شاه سابق ايران می کوشيد به واشنگتن نزديک تر شود. او در سال ۱۹۶۳ انقلاب سفيد را با هدف مدرن کردن جامعه و اقتصاد ايران براه انداخت ولی منتقدان می گويند که تنها اختناق تشديد شد.

کارشناسان خاطر نشان می کنند به موازات حرکت آقای کاسترو بسوی اردوگاه شرق، شاه سابق ايران گشايش در روابط ديپلماتيک با کوبا را پذيرفت. دولت کوبا در سال ۱۹۷۵ سفارت کوبا در ايران را داير کرد و با حکومت شاه سابق ايران روابطی عادی داشت، ولی بعد از ملاقات کاسترو با رهبر حزب توده ايران در سال ۱۹۷۶ روابط دو کشور تيره شد.

کاسترو و انقلاب ايران

هرچند رهبری انقلاب ايران را روحانيون اسلامگرا برعهده داشتند، اما بدنه چپگرای اين جريان از آقای کاسترو و انقلاب او الهام می گرفت.

ناهيد خيرآبی، روزنامه نگار و فعال سياسی، درباره تاثيرپذيری نسل خود از آقای کاسترو می گويد: "فيدل کاسترو، عينيت آرمانهای سرکوب شده ما بود. فيدل مثل قلب تپنده ما نوجوانان و جوانان انقلاب بود. برای ما که پا در امروز و سر در فردا داشتيم، اواسطوره بود."

بعد از پيروزی انقلاب ۱۹۷۹ آقای کاسترو، "نقش انقلابی اسلام" را ستود و حتی خواستار اخراج اسراييل از سازمان ملل شد. او در سال ۱۹۸۰ اعلام کرد: "اگر انقلاب آينده مردم را بهبود می بخشد، (برايم) مهم نيست که آيا فلسفه مارکسيستی دارد يا مذهبی. من می دانم که مارکسيست های ايران از (آيت الله) خمينی حمايت می کنند."

با اين حال، مناسبات کوبا و حزب توده ايران به قوت خود باقی ماند و حتی زمانی که اين حزب می گفت تحت سرکوب جمهوری اسلامی قرار دارد، فيدل کاسترو از حکومت ايران خواست تا به "سرکوب" پايان بدهد و رهبران حزب توده ايران را آزاد کند.

برخی از کارشناسان می گویند حکومت ايران اعتنايی به اين درخواست نکرد و به همين دليل، برای مدتی مناسبات دو طرف ايستا ماند.

ماجرای گروگانگيری در سفارت آمريکا در تهران در سال ۱۹۷۹، به رهبر کوبا اطمينان داد که می تواند روی انقلابيون مذهبی ايران در مبارزه با دشمن بزرگ خود اتکا کند. مرتضی فيروزی، کارشناس امور بين الملل می گويد که اين واقعه نقش کاتاليزور را در مناسبات تهران و هاوانا ايفا کرد.

ولی برخی از ناظران می گويند آقای کاسترو از نحوه برخورد دولت ايران با ماجرای طولانی گروگانگيری راضی نبود و آن را يکی از عوامل پيروزی رونالد ريگان بر رقيبش جيمی کارتر می دانست.

عطا الله مهاجرانی، نماينده و وزير سابق، در خاطرات سفر هيات ايرانی به کوبا در اوايل دهه ۱۹۸۰ نوشت: "فيدل (کاسترو) به ما گفت برخی اوقات از خودم می پرسم دوستان ايرانی می دانند که با ماجرای گروگانگيری چه کردند؟ اين ماجرا باعث شد که هارترين جناح راست در آمريکا در انتخابات رياست جمهوری پيروز شود."

مهمان ايرانيان

با اين حال ۲۲ سال طول کشيد تا آقای کاسترو به ايران سفر کند. پيش از سفر ماه مه او در ۲۰۰۱ به تهران، محمد خاتمی اولين رييس جمهور ايران شده بود که در سپتامبر ۲۰۰۰ به هاوانا رفته بود.

مرتضی فيروزی، کارشناس امور بين الملل درباره علل اين تاخير در بازديد رهبر کوبا از ايران می گويد: "اولا، از بعد ايدئولوژيک، آقای کاسترو رهبری مارکسيست بود و برای همين سفرش به کشوری که بر اساس نظام اسلامی اداره می شد، خيلی سهل نبود. بعلاوه، در شرايطی که خودش نيازمند اين بود که فاز جديدی را از خصومت با آمريکا باز نکند، او ترجيح می داد باعث تحريک بيشتر آمريکا نشود."

آقای کاسترو در سفر به ايران گفت که اين کشور پيش از انقلاب به عنوان ژاندارم منطقه در خدمت امپرياليسم آمريکا بود ولی بعد از انقلاب نقش برجسته ای در مبارزه با امپرياليسم ايفا کرده است.

آقای کاسترو و آيت الله علی خامنه ای ابراز اطمينان کردند که دست در دست يکديگر می توانند آمريکا را به زانو درآورند. رهبر کوبا همچنين از دانشگاه تهران دکتری افتخاری گرفت و اعلام کرد که با خاطراتی خوش تهران را ترک می کند.

محمد خاتمی اولين رييس جمهور ايران بود که در سپتامبر ۲۰۰۰ به هاوانا، پايتخت کوبا، سفر کرد.

'مسافری از کارائيب'

تقريبا سه سال پيش، بهزاد فراهانی، بازيگر و کارگردان، با الهام از اين سفر آقای کاسترو فيلمنامه "ميهمانی از کارائيب" را نوشت. اين هنرپيشه می گويد که علاقه او به رهبر کوبا به دهه ۱۹۶۰ بازمی گردد، چرا که عموما "مبارزان ضد آمريکا را هميشه ستايش کرده است."

آقای فراهانی درباره داستان "مسافری از کارائيب" که بعد از سه سال کمک مالی کافی برای ساخت آن نيافته، چنين توضيح می دهد: "مبارزی خياط در زندان با افکار فيدل کاسترو آشنا می شود. قصه از جايی شروع می شود که او سالهاست از زندان آزاد شده و مغازه خود را می فروشد تا برای زن و بچه دوست مرحوم خود خانه ای تهيه کند. او بخاطر علاقه اش به آقای کاسترو مورد تمسخر قرار می گيرد ولی زمانی که رهبر کوبا به ايران می آيد، مصمم می شود ظرف آن سه روز، کتی برای او بدوزد."

آقای فراهانی می گويد که داستان نشان می دهد اين کاراکترهای ايرانی از نظر شخصيت چيزی از آقای کاسترو کمتر ندارند و "اينها هستند که انديشه زيبای فکرت وعرفان شرقی را تن رهبر کوبا می کنند."

انقلابی کنار انقلابی

پيروزی محمود احمدی نژاد در انتخابات رياست جمهوری سال ۲۰۰۵ فصل تازه ای در مناسبات ايران و کوبا گشوده است.

آقای احمدی نژاد اندکی بعد از به قدرت رسيدن، روابط کشورش با کوبا را "راهبردی و ريشه دار" خواند. برخی ناظران می گويند رويکرد آقای خاتمی به کوبا و رهبرش، دوستانه ولی احتياط آميز بود، حال آن که جانشين وی، آقای کاسترو را يک همرزم انقلابی در نبرد با آمريکا می پندارد.

مهدی خانبابا تهرانی، کارشناس مسائل چپ، می گويد: "به نظر من، اصلاح طلبان که اکثر آنها بچه های خط امام بودند، يعنی در سياست مبارزه با آمريکا راديکال بودند، در رابطه با کوبا صداقت بيشتری داشتند. البته اين به اين معنی نبود که اصلاح طلبان نمی خواستند سياست نرم تری در قبال غرب و به ويژه آمريکا اتخاذ بکنند. اما مبارزه محفاظه کاران ايران با آمريکا ظاهری و صوری است. تاريخ نشان داده که اينها کسانی هستند که زودتر با آمريکا به سازش می رسند."

در يک سال نخست رياست جمهوری آقای احمدی نژاد، رفت و آمدهای ديپلماتيک بين تهران و هاوانا به سطح بی سابقه ای رسيده، بطوری که فليپه پرز روکه، وزير خارجه کوبا، دو بار (نوامبر ۲۰۰۵ و فوريه ۲۰۰۶) به ايران آمده و در فوريه امسال نيز رييس محافظه کار مجلس ايران به پايتخت کوبا رفت.

در همان ماه، کوبا يکی از سه کشوری شد که به قطعنامه آژانس بين المللی انرژی اتمی برای ارجاع پرونده اتمی ايران به شورای امنيت رای منفی داد. در نتيجه محمود احمدی نژاد اعلام کرد به پاس حمايت کوبا از برنامه اتمی ايران، دعوت فيدل کاسترو برای بازديد از کشورش در ماه سپتامبر را می پذيرد.

در ماه آوريل ۲۰۰۶ نيز ريکاردو آلارکون، رييس مجلس ملی کوبا، سرپرستی هيات کشورش در کنفرانس حمايت از فلسطينيان در تهران را بر عهده داشت.

گسترش روابط تجاری

همچنين مناسبات تجاری و اقتصادی دو کشور نيز تقويت شده است.

در مارس امسال ايران اعلام کرد که می خواهد يک کارخانه ۲۰۰ ميليون دلاری سيمان در کوبا بسازد که گفته می شود برای مبارزه آقای کاسترو با کمبود واحدهای مسکونی در کشورش حياتی است. ايران همچنين متعهد به ساخت يک نيروگاه ۱۵۰۰ مگاواتی برای کوبايی ها شده است.

در ماه آوريل ۲۰۰۶ نيز بانک توسعه صادرات ايران اعتبار اختصاص يافته به کوبا را از ۲۰ ميليون به ۲۰۰ ميليون يورو (نزديک ۲۵۰ ميليون دلار) افزايش داد. اين رقم می تواند تا نيم ميليارد يورو بالا برود.

همکاری ايران و کوبا عمدتا در زمينه توليد دارو، کشت نيشکر، فناوری ساخت سد و مبادله کادر پزشکی بوده ولی آمريکا ادعا می کند دو کشور در ساخت جنگ افزار ميکروبی و الکترو مغناطيسی همکاری دارند و کوبا به ايران اجازه می دهد روی فرستنده های شبکه های تلويزيونی مخالفان خود پارازيت بياندازد. تهران و هاوانا اين ادعا را رد کرده اند.

احساسات متضاد

اين روزها رهبر ۸۰ ساله کوبا در ايران همچنان هوادارانی دارد که می گويند ايستادگی در مقابل امپرياليسم، بهبود خيره کننده شاخصهای آموزشی و بهداشتی و زندگی بی تجمل، کارنامه او را ستودنی می کند. در مقابل، منتقدان ايرانی، برخی از اقدامات آقای کاسترو، سرکوب آزادی بيان و بسته نگه داشتن اقتصاد را نکوهيدنی می دانند.

بسياری از هواداران ايرانی، اين موارد را قبول دارند ولی می گويند همه اينها نتيجه سياستهای آمريکا در قبال کوباست. با اين حال، به نظر می آيد نسل جوان ايران آقای کاسترو را الگويی مناسب برای مبارزه در راه دموکراسی نمی داند.

سهيل آصفی، روزنامه نگار در تهران سه دليل را برای فاصله گرفتن نسل جديد ايران از افکار و سلوک رهبر کوبا برمی شمارد: "يک، سياست های حکومت ايران موجب آرمان زدايی و به سخره گرفتن آرمان شده است. دو، نيروهای دموکراسی خواه ما در ايران به نتايج ديگری رسيده اند و الگويی که کوبای فيدل کاسترو وجود دارد، آن قبله آرمانی مد نظر آنها نيست. سه، مردم ايران يکصد سال بعد از انقلاب مشروطه بخاطر تمام تاوان هايی که پرداخته اند، حاضر نيستند هزينه های انقلاب را دوباره پرداخت کنند."

بی ترديد فيدل کاسترو بر روح و روان برخی از اعضای چهار نسل از ايرانيان تاثير گذاشته، ولی قضاوت آنها هرچه باشد، آقای کاسترو اطمينان دارد که "تاريخ او را تبرئه خواهد کرد."

 

نوشته شده توسط ××× مرتضی ××× در ساعت | لینک ثابت |

 

دبیر کل نهضت آزادی گفت: در ابتدای پیروزی انقلاب (اسلامی) تشکیل نیروی گارد ملی بر عهده من گذاشته شد و من این نیرو را به نام سپاه پاسداران انقلاب اسلامی راه اندازی کردم.

به گزارش پایگاه خبری "مبارزین"، ابراهیم یزدی در گفت و گو با یک نشریه هفتگی همچنین مدعی شد، «افرادی مثلل مرحوم بهشتی و آقای موسوی اردبیلی قصد داشتند این نیرو(سپاه پاسداران) را به بازوی نظامی حزب جمهوری اسلامی تبدیل کنند و به صراحت نیز آن را بیان کردند و حتی در جلسه ای به ما گفتند که محمد منتظری را به فرماندهی سپاه بگمارید

وی افزود: « من، به دلیل اینکه محمد منتظری نظراتی مثل "انقلاب جهانی" داشت - که من نام آنها را تروتسکیست ایرانی گذاشته ام- با فرماندهی او در سپاه مخالفت کردم. پس از آن سپاه را از ما (دولت موقت) گرفتند و زیر نظر شورای انقلاب قرار دادند

یزدی اضافه کرد: «واژه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را من اول بار به جای گارد ملی پیشنهاد کردم که تصویب شد. سپس شورایی را معین کردیم با حضور نمایندگان وزارت کشور، دادستانی انقلاب، ستاد مشترک ارتش، دولت موقت و یک نماینده از سوی رهبری

وی تاکید کرد: «من حکم مرحوم لاهوتی را برای نمایندگی از طرف امام خمینی گرفتم. اگرچه برخی از دوستان روحانی در شورای انقلاب با مرحوم لاهمتی موافق نبودند

وی افزود: « این شورا با حضور سرهنگ ایرجی از ستاد مشترک ارتش و خودم به عنوان نماینده دولت موقت و سه نفر دیگر که اسامی آنها در خاطرم نیست، تشکیل شد و من از آقای مهندس توسلی دعوت کردم تا آیین نامه . اساسنامه سپاه را بنویسد. بالاخره هم این کارها شد و آن پنج نفر استاد هماهنگی سپاه شدند.» وی زمان تشکیل آن جلسه پنج نفره را چند روز پس از انقلاب در دفتر نخست وزیری عنوان کرد.

یزدی با رد سخنان محسن رفیق دوست که در خاطراتش گفته بود، دستور انتقال هدایت سپاه از دولت موقت به شورای انقلاب را امام خمینی داده اند، گفت: «خیلی عجیب است که آقایان این حرف ها را الان می زنند. امام خمینی دولتی را منصوب کرده و این دولت مسوول در برابر ناامنی ها بوده و بنابراین ابتکار به خرج داده و یک نیروی نظامی - مردمی شکل داده است. حال آیا می شود گفت که این نیروی نظامی قرار نبوده زیر نظر دولت موقت باشد؟  ...اصلا ایشان (امام) آقای لاهوتی را به نمایندگی از خود در شورای هماهنگی سپاه منصوب کردند. کسانی که چنین ادعایی را می کنند، باید حرف خود را ثابت کنند

وی در خصوص ساختار سپاه دولت موقت گفت: « در آنجا، سپاه بخشی بود در درون دولت و نهادی بیرون از دولت نبود. همچنین شورای پنج نفره بر آن نظارت داشت تا اقدامات سپاه با هماهنگی با آنها انجام شود. نگاه ما به سپاه یک نگاه عمودی و از بالا به پایین نبود

ابراهیم یزدی اذعان کرد:« برخی آقایان (ابو شریف و شهید محمد منتظری) در پادگان جمشیدیه گروهی را به صورت جداگانه تشکیل دادند. این در حالی بود که دولت موقت تاسیس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را اعلام کرده و در یکی از سالن های پادگان عباس آباد کنفرانسی گذاشتیم و در خصوص آن توضیح دادیم که در آرشیو صدا و سیما موجود است

یزدی در پایان گفت: « آنهایی که می خواهند بگویند خودشان این کارها را کرده اند، اشکالی ندارد، بگویند. ما هم می گوییم که جایزه را به آنها بدهید(!) ما جایزه نمی خواهیم ولی تاریخ را باید آنگونه که اتفاق افتاده است، روایت کرد

 

نوشته شده توسط ××× مرتضی ××× در ساعت | لینک ثابت |

 

اگر یک آشپز آمریکایی مرجع تقلید شما را در وسط بازار ترورکند، زیرپا منکوب کند، پلیس ایران حق ندارد جلو او را بگیرد! دادگاههای ایران حق ندارد محاکمه کنند! باید برود آمریکا! آنجا در آمریکا اربابها تکلیف را معین کنند! ملت ایران را از سگهای آمریکا پست تر کردند. اگرچنانچه کسی سگ آمریکایی را زیر بگیرد بازخواست از او میکنند، اگر شاه ایران یک سگ آمریکایی را زیر بگیرد بازخواست می کنند...

در تاریخ معاصر ایران، قضاوت کنسولی (کاپیتولاسیون) مسئله ای اساسی است. نفوذ بیگانگان بیشتر از همین طریق بوده و از این راه، تحمیل عمال و کارگزاران بیگانه و به دنبال آن جنایات فجیعی در این سرزمین انجام گرفت. قوانین جزایی که باید مظهر حاکمیت دولت باشد، بصورت بازیچه ای درآمد و هر متجاوزی می توانست به سادگی آن را کنار زده، خود را تحت حمایت قدرتهای خارجی قرار دهد.

به گزارش سرویس فرهنگی « فردا »٬ مقررات كاپیتولاسیون از دوران صفویه به صورت نانوشته در مورد تجار و اتباع اروپایی رعایت می‌شد، اما به صورت قانون، از دوران قاجار ومتعاقب جنگ‌های ایران و روس به اجرا درآمد. این مقررات برای اولین بار در 1828 میلادی به موجب عهدنامه تركمانچای از طرف دولت روسیه تزاری بر ایران تحمیل شد. پس از آن بود كه انگلستان وسایر كشورهای اروپایی رسماً از این امتیاز بهره‌مند شدند