تبليغاتX

پاتوق بر و بکس دانشگاه آزاد ابهر برو بکس ابهر

 


يك سایت اینترنتی با نام www.globalrichlist.com در یکی از صفحات خود بخش ویژه ای را گنجانده که با وارد کردن درآمد سالیانه خود به یکی از واحدهای پولی اصلی دنیا در آن می توانید رتبه خود را در بین افراد ثروتمند یا فقیر دنیا تعیین کنید.

در این سایت تنها کافی است رقم درآمد سالیانه خود را وارد کنید که البته ابتدا باید آن را به یکی از واحدهای پولی پوند، دلار آمریکا، یورو، ین و دلار کانادا تبدیل کنید.

سپس رقمی روی صفحه نمایان می شود که موقعیت شما را در بین ثروتمندترن افراد دنیا مشخص می سازد. همچنین جایگاه شما در میان این افراد به درصد مشخص می شود.

 

نوشته شده توسط ××× مرتضی ××× در ساعت | لینک ثابت |

 


کونور شاپیرو "مقاله نویس ارشد آمریکایی در یکی از نوشته های خود در روزنامه "دیلی آزتک" شهر  "سن دیه گو" به طور فرضی یک روز از زندگی جورج بوش رئیس جمهوری این کشور را بدین شرح توصیف کرده است.

ساعت 12 ظهر زنگ ساعت به صدا در می آید و بوش روی ساعت می کوبد تا صدا قطع شود.

بوش: نمی دونم کدامیک از شما رفقا زنگ ساعت را دستکاری کرده؟

ساعت 12 و نیم با پیژامه سوپرمنش به آشپزخانه می رود.

باتلر (سرپرست خدمه های کاخ سفید): صبح به خیر آقای پرزیدنت. افتخار دارم صبحانتونو آماده کنم.

بوش: همون صبحونه همیشگی، شکر یادت نره.

باتلر دو دقیقه بعد باعجله صبحانه پرزیدنت را برایش می آورد.

بوش: متشکرم. هی، به معاونم می گم بهت ترفیع بده. اما نمی دونم با این کاندولیزا چی کار کنم.

ساعت یک بعداز ظهر: مشاوران بوش دور او جمع می شوند تا از برنامه امروز آگاهش کنند.

اولین مشاور: آقای پرزیدنت، امروز با پوتین دیدار دارید و قرار است در مورد روابط خارجی روسیه و ایران بحث کنید.

مشاور دوم: بعد باید یک عکس در کنگره با سربازان بازنشسته بگیرید.

بوش: خیل خوب، عکاسیو همین الان انجام بدید. یکی داروی حساسیت منو برام بیاره.

ساعت 2 بعد از ظهر: پرزیدنت و سرویس جاسوسی به استقبال پوتین می روند.

بوش: ولادی، از دیدنت خوشحالم.

پوتین: همیشه دیدار تو مایه خوشحالی منه، کابوی.

بوش در مورد روز سختی که پشت سر گذاشته با پوتین صحبت می کند و چند دقیقه ای هم در مورد صبحانه ای که خورده توضیح می دهد.

ساعت 3 بعد از ظهر: وقت چرت نیمروزی.

ساعت 6 عصر: پرزیدنت خود را برای ادای یک بیانیه آماده می کند و چندین و چند بار حروف الفبا را از بر می خواند، البته با کارت های نشان دار.

ساعت 6 و 22 دقیقه: پس از سخنرانی، بمباران سوالی می شود.

گزارشگر اول: مستر پرزیدنت، آیا بر سر موضوع ایران با پوتین به راهکار دیپلماتیک رسیدید؟

بوش: آره، آره، رسیدیم. سوال بعدی.

گزارشگر اول: ممکنه بیشتر توضیح بدهید؟

بوش: آره، می تونم. اما در اون صورت ازقانون پاتریوت تخطی کردم. (بعد با خودش نخودی می خندد.) سوال بعدی.

(قانون پاتریوت به مقامات اطلاعاتی و قانونی آمریکا اجازه می دهد از ابزار لازم برای مقابله با تروریست ها، قاچاقچیان مواد مخدر و مجرمین استفاده کنند. این قانون دست وزارت دادگستری را در شناسایی و خنثی کردن تهدیدات تروریستی باز می گذارد. (

گزارشگر دوم: کابینه شما چه مزایایی را در اختیار سربازان قرار می دهد؟

بوش: می دونی، جواب این سوال هزینه بر است... تنه درختان ... ساقه کرفس... روغن بادوم زمینی.

گزارشگر دوم: مستر پرزیدنت، اینا ربطی به سوال من نداره!

بوش: گوش کن، من یه روز طولانیو گذروندم. از ساعت 12 و نیم ظهر تا الان بیدار بودم. من و ولادی یه مقداری آمیگو خوردیم که الان داره دلمو هم می زنه.

(اینجاست که جای خالی صفحات روزنامه ها را پر می کند(.

بوش: خوب بود دوستان، هفته دیگه می بینمتون.

7 غروب: پرزیدنت و فرست لیدی از روی ناچاری برنامه کدبانو را می بینند.

8 شب: پرزیدنت به رئیس ستادش زنگ می زند و می گوید که چون روز پرکاری را پشت سر گذاشته، قصد دارد به تعطیلات رود. رئیس ستاد با احتیاط اعتراض می کند، اما یکبار دیگر با شنیدن عبارت "این یک دیپلماسی کابویی است" سکوت می کند.

9 شب: پرزیدنت قبل از خواب کمی انجیل می خواند و بعد از آن برای بالا بردن هوش خود "گربه ای در کلاه" را مطالعه می کند.

این تمام آن چیزی بود که در مورد یک روز کاری برای رهبر دنیای آزاد تصور کرده بودم.

درشگفتم که تعطیلات بوش چطور می گذرد؟

لازم به ذکر است، "کونور شاپیرو" یکی از مقامات ارشد علمی – سیاسی آمریکا به شمار می رود.

 

نوشته شده توسط ××× مرتضی ××× در ساعت | لینک ثابت |

 

حكايت كرده اند كه در گرماگرم يكي از جنگ ها، سربازي با سر و روي خاك آلود و در حالي كه يك قبضه از تيربارهاي دشمن را در دست داشت خود را به فرمانده لشگر رساند و به او خبر داد كه اين «تيربار» را در جريان يك جنگ سخت و تن به تن از دشمن به غنيمت گرفته است.

فرمانده لشگر كه از شجاعت و جسارت سرباز در پوست نمي گنجيد به نشانه قدرداني از اين سرباز فداكار او را سه روز به مرخصي فرستاد. يك ماه بعد، همان سرباز فداكار! با يك قبضه تيربار ديگر به فرمانده مراجعه كرد و چند روزي مرخصي تشويقي گرفت و اين ماجرا چند بار تكرار شد.

سرانجام، فرمانده لشگر از سرباز شجاع خواست تاكتيك مورد استفاده خود را براي ساير نظاميان بازگو كند تا آنها نيز با استفاده از اين تاكتيك ويژه! دمار از روزگار دشمن برآورند و سرباز شجاع! در توضيح تاكتيك خود گفت «جناب فرمانده! در اردوگاه دشمن يك نظامي كودن! وجود دارد كه هر از چندگاه يك تيربار به من مي دهد» فرمانده با تعجب پرسيد؛ «در مقابل اين تيربار، از تو چه مي خواهد؟» و سرباز جواب داد «هيچي قربان! چيز قابل داري! نمي خواهد، فقط هر دفعه يكي از تانك هاي لشگر خودمان و چند ورق كاغذ را كه گمان مي كنم، نقشه عمليات جنگي خودمان است به او مي دهم»!... در ادامه اين حكايت آمده است آن سرباز شجاع! و زرنگ! كه ديگر در آن لشگر نيست، هنوز هم از تاكتيك كذايي خود با افتخار! ياد مي كند و معتقد است اگر چند سال - مثلاً 4 سال- ديگر بر سر كار بود، با تاكتيك هنرمندانه! خود دمار از روزگار دشمن برآورده و بساط جنگ را برچيده بود!... و البته، عده اي نيز به افتخار او كف مي زنند و سوت مي كشند و ...

 

نوشته شده توسط ××× مرتضی ××× در ساعت | لینک ثابت |

 

 

عصر ايران-  تصويب يك قانون جنجالي در شهر ليورپول انگليس كه بر اساس آن كاركنان زن در ماهي فروشي ها اجازه ‏دارند با سينه هاي عريان در محل كار خود حاضر شوند به عنوان يكي از احمقانه ترين قوانين جاري در ‏انگليس شناخته شد.‏

به گزارش عصر ايران (asriran.com) به نقل از روزنامه ديلي تلگراف، شبكه تلويزيوني "يو.كي.تي وي ‏گلد" در يك نظرسنجي عمومي درباره احمقانه ترين قوانين جاري در انگليس اعلام كرد: "قانوني در ‏ليورپول كه به موجب آن كاركنان زن ماهي فروش مي توانند با بالاتنه عريان در فروشگاه هاي ماهي ‏حاضر شوند به عنوان سومين قانون احمقانه در انگليس شناخته شده است."‏

نكته جالب اينجاست كه اين قانون در ليورپول تنها مشمول كاركنان زن ماهي فروش شده است.‏

اين در حالي است كه يك سخنگوي شوراي شهر ليورپول با تكذيب وجود چنين قانوني آن را به عنوان ‏يك داستان ساختگي شهري ناميده كه صرفا باعث بدنامي اين شهر شده است.‏

براساس نظرسنجي مذكور رتبه دوم احمقانه ترين قوانين در انگليس مختص قانوني است كه طي آن ‏‏"قرار دادن تمبر پستي حاوي تصوير پادشاه انگليس به صورت وارونه بر روي پاكت نامه خيانت شمرده ‏مي شود"‏.

و رتبه اول نيز به قانون عجيبي اختصاص دارد كه اعلام مي كند: "مردن در داخل مجالس پارلمان انگليس ‏غيرقانوني است!"‏

در ادامه 10 قانون مضحك در انگليس از نگاه بينندگان شبكه "يو.كي. تي وي گلد" را مرور مي كنيم ‏‏(اعداد داخل پرانتز نشان دهنده درصد آراي عمومي است)‏ .

مضحك ترين قوانين

  1.  مردن در داخل مجالس پارلمان غيرقانوني شمرده مي شود (27 درصد)‏
  2.  قرار دادن يك تمبر پستي حاوي تصوير پادشاه انگليس به صورت وارونه بر روي پاكت پستي اقدامي ‏خيانت آميز است (7 درصد)‏
  3.  در ليورپول زنان حق نماياندن سينه هاي خود را ندارند مگر آنكه كارمند يك مغازه فروش ماهي در ‏ناحيه گرمسيري باشند. (6 درصد)‏
  4.  خوردن شيريني هاي "مينس پاي" در روز كريسمس ممنوع است (5 درصد)‏
  5.  در اسكاتلند اگر كسي در خانه شما را بزند و خواهان استفاده از توالت شود بايد به وي اجازه دهيد ‏كه وارد خانه شود (4 درصد)‏
  6.  در انگليس يك زن باردار مي تواند قانونا در هر نقطه اي قضاي حاجت كند حتي در كلاه يك سرباز! ‏‏(4 درصد)‏
  7.  سر هرگونه نهنگ مرده كه در سواحل بريتانيا پيدا شود متعلق به پادشاه است و دم آن متعلق به ‏ملكه (5/3 درصد)‏
  8.  در صورت برخورد با يك ماليات چي، نگفتن هر چيزي كه شما نمي خواهيد او بداند غيرقانوني است ‏اما نگفتن اطلاعاتي كه شما تصور نمي كنيد او از آن مطلع باشد قانوني است (3 درصد)‏
  9.  وارد شدن به محل پارلمان با لباس زرهي غيرقانوني است (2 درصد)‏
  10.  در شهر يورك انگليس قتل يك اسكاتلندي در داخل ديواره هاي شهر باستاني تنها زمانی قانونی است که وی حامل يك تير و كمان باشد! (2 درصد)‏

 

نوشته شده توسط ××× مرتضی ××× در ساعت | لینک ثابت |

 

http://www.daftaretanz.com

دفتر طنز حوزه هنري

 

http://www.irancartoon.ir

ايران کارتون

 

http://www.golagha.ir

گل آقا

 

 

نوشته شده توسط ××× مرتضی ××× در ساعت | لینک ثابت |

 

از آنجا كه امر ازدواج يكي از مهمترين اصول اجتماعي ، همچنين تشكيل خانواده يكي از مهمترين وبنيادين ترين ساختارهاي اجتماعي ميباشد و همانطور كه ميدانيد حضور يك پسر مجرد ( عذب ؟ يا عزب ؟ )‌ در ميان جمعي براي آن جمع موجبات معصيت را فراهم ميدارد ، لذا اينجانب از همين تريبون رسمي اعلام ميكنم كه :

 *.*.* من اصلا قصد ازدواج ندارم *.*.*   

منتها ديگه خيلي اصرار ميكنيد .... چي بگم ؟ رشد قارچي آمار طلاق و رشد منفي ازدواج در جامعه ما ، همچنين عدم تناسب تعداد دختران نسبت به پسران ( يعني به ازاي هر پسر پنج دختر ) بنده از جان گذشتگي ميكنم ، تن به ازدواج ميدهم !

 در همين راستا ، از تمامي علاقه مندان به وصلت و واجدين شرايط دعوت به عمل مي آيد مشخصات خود را تا پايان وقت اداري امروز ارسال نمايند تا ۳۰ سال ديگه که من پول دار شدم عقد بگيريم. 

 مهم :

محدوديت سني: فقط  ۱۹ تا  ۲۲ سال ( براي حفظ جمع- محوري ، عزيزاني كه سنشون بالاتر هستش ، ميتونن به عنوان خواهر در معيت و پا در ركاب ما باشن . فرنگيا ميگن فميل فرند) 

 

 

 حداقل مشخصات :

 الف) مشخصات ظاهري

 - قد ۱۶۵-۱۷۰

 - وزن ۵۰-۶۰ بيشتر نباشه ها ااا 

 - اندام برزيلي

 - چهره متناسب و دوست داشتني

 - تيپ تينيجر( آقا خودمم نميدونم چي ميشه ... فكر كنم ميشه نازك و خردسال حالا

اگه مد شده ، ما هم از همونا ميخوايم )

 - لباس مارك پوش حتما

 - تمايل به عطر هاي زنانه ( خوشم نمياد مردونه بزنه )

 - حتما دامن پوش باشه اونم بلند ( آخه شلوار براي مرده ، دامن براي زن .... خوشت مياد

 مردا رژ لب بزنن ؟)

 - رنگ پوست يا برنزه يا سفيد، حد وسط نداره . نياي بگي من سبزه ام ها  ! نه التماس

نكن ! چونه هم نزن ، راه نداره جون تو !!!

( بعد هم يه چيزي : سبزه هم با برنزه فرق داره ها . منو اينجا سياه نكن .... از پشت كوه

هم که اومده باشم يا اينکه از پشت سلسله جبال آلپ اومده باشم ... من از تو بهتر مارك

 لوازم آرايشي رو بلدم ... برو خودتو سياه كن . ( جلو قاضي و ملق بازي !!! )

 - رنگ چشم ترجيحا رنگين ( آبي باشه بهتره ... شنيدين  ميگن ... ميگن اسمش

ثرياست .. چشاش همرنگ درياست ) 

 - ابدا ، تاكيد ميكنم ابدا و ابدا عينكي نباشه !!! ( آقا لنزم همون عينكه ديگه منتها- اين

روشه- اون توشه- )

 - دماغ عملي نباشه يه مقاله خوندم که از ۳۵ به اون ور افت ميكنه ، گوشتي

ميشه ! ( بعدش هم ، آقا من خوش دارم دماغ زنم فابريک و مادرزاد باشه ، به کسي چه ؟

 واللا  به خدا !!!

 - مادرش نبايد چاق باشه ( اين خيلي نکته مهميه . چون اين دسته گل ( زن جان !!! به

 همسايه نكشيده كه ... علم ژنتيك ثابت كرده به مادرش ميكشه ... پس اگه مادرش پا به

 سن گذاشته چاق شده ، يعني اينم پا به سن بگذاره چاق ميشه ... منم يه مردم . پس فردا

 اين چاق ميشه ميخواد بره تو خيابون . اونم با اون اندام برجستش که تا شعاع ۲۰

 کيلومتري آنتن هر چي مرده رو راست ميکنه . بعد اونوقته که من قاط ميزنم و يه کاري

دست خودم يا ديگران ميدم . ( جامعه ما هم كه پر شده از گرگ هاي انسان نما ... زن

داري به خدا سخته )

 - استخون درشت باشه حتما ( پس فردا پسرمونم ميكشه به اين ديگه )

 - مو حتما و الزاما بلند باشد ، اكيدا عرض ميكنم بلند ( زن بايد موش بلند باشه ، يعني چي

 جديدا مد شده .... مردا زن شدن موهاشونو ميندازن گل شونشون يا از عقب دم

اسبي ميبندن ، زنا هم جوري كوتاه ميكنن که آدم ميترسه خونه راهشون بده ... فكر ميكني

سرباز فرارين )

 - رقص عالي ( جينگيل جوات نباشه ، شب به شب قراره با ما برقصه ... منم نيست خوش

 رقصم ، رقصم افت ميكنه )

 - حتمن رنگ روشن بپوشه - صبح تا شب عزادار نباشه همش سياه ....

 - ابروهاش پر باشه كه بعد از يه مدت بتونه مدلشو عوض كنه تا قيافش تکراري نشه 

 - رويش موهاش كم باشه ( من پول ندارم هر روز بدم آرايشگاه )

 - صداش نرم باشه ، چطوري بگم ... ناز داشته باشه ... خشانت نداشته باشه ... بابا آدم

ميخواد تلفني حرف بزنه سكته نكنه ! زبون عشوه گري هم بلد نبود حتما لهجه اش رو

داشته باشه .

 ب) مشخصات مالي  :

- تك دختر باشه ( حالا داشت هم ، خواهر داشته باشه برادر نداشته باشه پس فردا ميراث

خور بشه)

 

 - ترجيحا پدرش بالا  ۶۵ باشه - يا سيگاري باشه يا سابقه سكته قلبي مغزي يا هم

سرطان داشته باشه 

 - حتما متمول باشه باباش

 - باباش يا ماكسيما داشته باشه يا پرادو يا رونيز  . سوناتا هم بود عيب نداره ... ديگه

هيچ- هيچ يه زانتيايي ، مزدايي چيزي داشته باشه پس فردا ماشين عروس آبرو ريزي نشه

 - موبايلش ۰۹۱۲ باشه (تا خوب آنتن بده) گوشي هم حتما نوکيا باشه .

 - خودش حتما شاغل باشه ( بابا اين حرفاي سنتي رو كنار بزاريد ... تو هزاره سوم زن و

 مرد بايد دوشادوش هم كار كنن)

 - مهريه يك سكه بهار آزادي به نيت خودش

 - جهيزيه درست حسابي بياره شامل :

 - مبل نشيمن

 - مبل پذيرايي

 - مبل نهار خوري

 - مبل آشپزخونه ( جنسش جور باشه - نره از مفت آباد دو تا تير تخته بياره بزاره

وسط ها . غير اين باشه همشو با خودش ديپورت ميكنم خونه باباش . من شوخي ندارم ها ) .

 - سرويس آشپزخونه اش قابله و .... همه تفلون

 - سرويس چاقو و قاشق چنگال زورينگر

 - يخچال حتما سايد باي سايد باشه . ازينا كه يخ جيلينگ جيلينگ تف ميكنن بيرون .

رنگش هم استيل باشه رنگ سفيد جواد شد رفت پي كارش

 - سورخكن

 - تستر

 - ساندويچ ميكر

 - و وسائل برقي آشپزخونه هم يا مولينكس يا سامسونگ يا دوو ... ( برنداري چرخ گوشت

 و آبميوه گيري پارس خزر بياري )

 - همينطور جارو برقي و ...

 - لوازم صوتي و تصويري كامل

 - سينما خانوادگي با اين تلويزيوناي فلت سامسونگ يا سوني كه مثل هيچكدوم ديگر نيست

 - لباسشويي كن وود

-   اجاق گاز اگر هم خارجي نمياره يا پاديسان يا سينجر ( اطلاعات تكميلي رو بعدا به

اطلاع ميرسونم )

-   عروسي هم نيميگيريم ، من به خاطر عشق ميگم ! الان ديگه اين تشريفات و تجملات

كه مايه بقاي زندگي نيست .... ميريم يه سفر با هم مشهد بر ميگرديم ميريم سر خونه

زندگيمون مثل دوتا گنجيشك عاشق . كيش و دوبي و تركيه و آنتاليا ... اينا آخه خوب

نيست که . مشهد تبركه .  نيت سفر هم بايد مقدس باشه . به جون تو من به خاطر اين

 چيزا ميگم و اللا خيالي نيست که . 

 

ج) مشخصات تحصيلي :

 - حتما يا کنکوري باشه يا دانشجو

 - دانشجوهاي محترم دانشگاه آزاد در صورتي كه تعهد كتبي ازخانوادشون داشته باشن

كه شهريه دنشگاهشون تا قرون آخر پاي اوناس ميتونن ثبت نام كنن

 - دانشجوهاي عزيز دانشگاه سراسري هم بايد تعهد داشته باشن كه مخارج جانبي

 پرداخت ميشه ( آقا زن ميگيرم صلواتي ، بورس تحصيلي نميديم كه )

 - ترجيحا دانشجوي كامپيوتر يا رشته هاي مشابه فني كه پولساز باشه ... ميخوام چيكار

بره دامپروري(دامپيوتر)  بخونه از پس فردا بياد ور دلم بشينه !

 

نتيجه اينکه :

 چهار نفر به قيد قرعه به عنوان همسر ثابت و ديگر شركت كنندگان به صورت فله اي

صيغه خواهند شد .

از همين الان به اون ۴ برنده خوشبختي که قراره اسمم بره تو شناسنامشون تبريک ميگم .

 انشاالله بتونين انتظاراتم رو براورده کنين و هم اينکه خودتونو به همه ثابت کنين که بقيه

هم بدونن که شما همچين شانسي شانسي و گوتره اي بالا نيومدين . ببينم چيکار

ميکنين ها . 

 

حرف آخر :

پيش از آنكه فحش و دري وري بفرستيد شما را به خويشتن داري دعوت ميكنم و به

 عرض ميرسونم : همينه كه هست فعلا كه قحطي پسره - مملكت قحط الرجال شده  -

  اگه شما از ظرفيت هاي ما پسرا استفاده نكنيد ما هم فرار مغز ها ميشيم ميزاريم ميريم 

   از خارج متاهل ميشيم .

پس زود باش ثبت نام کن تا مهلت تموم نشده ، به بخت خودت پشت پا نزن . پشيموني سودي نداره ها . از ما گفتن بود !!! 

 

نوشته شده توسط ××× مرتضی ××× در ساعت | لینک ثابت |

 

 ریاضیدان ها

ریاضیدانها به آفریقا می روند ، هر موجودی که فیل نیست کنار می گذارند و سپس یکی از آنها را که باقی مانده است می گیرند ؛ البته ریاضیدانهای با تجربه ، ابتدا سعی می کنند تا ثابت کنند حداقل یک فیل در آفریقا وجود دارد آنگاه به آنجا می روند.

استادان ریاضی ، با تجربه ، ابتدا ثابت می کنند حداقل یک فیل در آفریقا وجود دارد و سپس پیدا کردن و شکار آن را به عنوان تمرین برای دانشجو باقی می گذارند .

اقتصاددان ها

اقتصاددان ها فیلی را شکار نمی کنند ، زیرا اعتقاد دارند که با ایجاد بازار آزاد و دادن پول به اندازه کافی به فیلها ، خودشان ، خودشان را شکار می کنند.

سیاستمداران لیبرال

از آنجا که این دسته معتقدند که همه موجودات راست می گویند لذا اولین حیوانی را که می بینند شکار کرده و می گویند که این فیل است! و نظر هر کسی قابل احترام است لذا اینها درست می گویند.

سیاستمداران دموکرات

ابتدا شکار کردن فیل را به رای گذاشته اگر حائز اکثریت آرا بشود آنگاه به نیروهای مردمی دستور شکار آن را می دهند.

سیاستمداران دیکتاتور

هر چه دیکتاتور بگوید همان است! پس اولین موجودی که به شما بدهند فیل است.

سیاستمداران آمریکایی

ابتدا با استفاده از رسانه های گروهی نشان می دهند که فیل ها یا تروریست هستند یا در حال تهیه بمب هسته ایی! سپس با متحدانشان به آفریقا لشکر کشی می کنند . پس از اشغال کامل قاره سیاه ، اعلام می کنند که هیچ فیلی اینجا نبوده است! و اینها اشتباهات اطلاعاتی سازمانها سیا و همکارانش بوده است.

روانشناسان
اینها ابتدا شما را هیپنوتیزم کرده و به شما می قبولانند که آنها فیل شکار کرده اند . پس از بیداری نیز به شما می گویند که اگر الان فیل نمی بینید یا شیزوفرنی شده اید یا دچار توهم در ضمیر ناخود آگاه خود.

http://ham-ava.blogspot.com/

 

نوشته شده توسط ××× مرتضی ××× در ساعت | لینک ثابت |


*
جرج برنارد شاو چه خوب گفته است: مراقب باشيد چيزهايی را که دوست داريد بدست ‌آوريد وگرنه ناچار خواهيد بود چيزهايی را که بدست آورده‌ايد دوست داشته ‌باشيد.

*يادمان باشد كه افلاطون چه خوب گفته است:

اگر روزگاری مقام تو پایین آمد ناراحت نشو ، زیرا خورشید هر روز هنگام غروب پایین می رود و بامداد روز دیگر بالا می آید.

*برای ثروتمند شدن تنها راه درآمد ثروت کافی نیست، باید راه خرج کردن را هم به خوبی دانست .

*يادمان باشد كه حضرت رسول اکرم(ص) فرمودند:

من از فقر امتم بيم ندارم ،  آنچه بر امتم بيمناکم سوء مديريت است.

*در آرزوي رسيدن به هستي ها بودم كه به نيستي رسيدم.

منبع : http://dokhtaranshekh.blogfa.com/

 

نوشته شده توسط ××× مرتضی ××× در ساعت | لینک ثابت |

 

يه روز، وقتي هيزم شکن مشغول قطع کردن يه شاخه درخت بالاي رودخونه بود ، تبرش افتاد تو رودخونه.

وقتي در حال گريه کردن بود يه فرشته اومد و ازش پرسيد: چرا گريه مي کني؟
هيزم شکن گفت که تبرم توي رودخونه افتاده. فرشته رفت و با يه تبر طلايي برگشت. "آيا اين تبر توست؟"  هيزم شکن جواب داد: "نه. "

فرشته دوباره به زير آب رفت و اين بار با يه تبر نقره اي برگشت و پرسيد که آيا اين تبر توست؟ دوباره، هيزم شکن جواب داد : نه.

فرشته باز هم به زير آب رفت و اين بار با يه تبر آهني برگشت و پرسيد آيا اين تبر توست؟

جواب داد:  آره. فرشته از صداقت مرد خوشحال شد و هر سه تبر را به او داد و هيزم شکن خوشحال روانه خونه شد.

يه روز وقتي داشت با زنش کنار رودخونه راه مي رفت زنش افتاد توي آب. (هههههههه