
اگر شما زن به دنيا آمده باشيد، دروضع موجود جهان، هرجا که باشيد، بايد منتطر تنبيه باشيد، بعضی جاها مثل ايران اسلامی در مقياسی توانفرسا و بعضی جاها مثل سوئد خيلی کمتر. به همين جهت بسياری از زنان انديشمند به فکر تغيير "وضع موجود" و ايجاد آلترناتيو بهتری می افتند.
اما خيال کرديد! وقتی هم زن باشيد و هم در انديشه تغيير وضع موجود، آنوقت "وضع موجود" يعنی "پايان تاريخ" محافظه کاران و بهترين دنيای ممکن آن ها، برای شما تيرهای زهر آگينی در ترکش آماده کرده است تا بدانيد امن ترين جا برای زن در جهان همان آشپزخانه است.
اوسا ليندربورگ که خوانندگان روشنگری مقاله او در مورد اولوف پالمه را در همين ستون خوانده اند، چوب اين گناه توامان را به طور روز مره می خورد. ليندربورگ که تاريخ دان است، در تحولات سياسی کنوني، يک گرايش جدی به باز پس گرفتن دمکراسی سياسی و آزادی های گسترده در غرب را می بيند و آن را نوعی "مک کارتيسم نوين" می خواند. مک کارتيسم اشاره ای است به سياست های دوره بين 1950 و 1954 در آمريکا که طی آن مردمی که دارای فکر مستقل بودند به عنوان "مظنون کمونيست" تحت تعقيب و آزار قرار گرفتند. آزار و سرکوب آن قدر گسترده بود که شهروندان آمريکايی در هيچ حوزه اجتماعی از آن در امان نماندند و اسامی کسانی مثل چارلی چاپلين و آرتور ميلر در ميان قربانيان آن ديده ميشود.
ليندربورگ علاوه بر فعاليت دانشگاهی نويسنده، تحليل گر و فعال مباحثات اجتماعی است و بنابراين طبيعی است که با خطراتی که به عقيده او متوجه دمکراسی است مبارزه کرده و به سهم خود تلاش کند به "ديالوگ" در اين حوزه دامن بزند.
اما ديالوگ های او اگر هيچ اثری هم نداشته باشد، اين فايده را دارد که حقيقتی را در مورد مردسالاری افشا می کند و نشان ميدهد مردسالاری در نرم ترين و منعطف ترين شکل مدرن خود نيز همان مضمون ضد انسانی و سرکوبگرانه ای را زير پوسته متمدنانه خود پنهان می کند که مردسالاری خشن و سنتي، و نيز اين حقيقت را افشا می کند که چگونه در همه انواع مردسالاري، تحقير جنسی زن به عنوان ابزاری در خدمت به ارتجاع سياسی به کار گرفته ميشود.
در مقالات تندی که مخالفان محافظه کار ليندربورگ عليه او می نويسند، از پشت صورت های ادکلن زده و متبسم که در دفاع از حق زنان در حرف با هم مسابقه می گذارند، ناگهان چهره ی تهديد کننده خامنه ای و شريعتمداری و احمدی نژاد با هم هويدا می شود. ديالوگ و گفتگو؟ چه گفتگويي، وقتی شما به پايان تاريخ رسيده ايد و بهترين آلترناتيو را ساخته ايد و داريد از آن محافظت می کنيد، ديگر چه جای گفتگو؟ آن ها به جای حال و آينده به تاريخ بر ميگردند و خبيث ترين ها چهره های آن را پيدا می کنند: استالين، پولپوت، هيتلر... و تکليف ديالوگ روشن می شود: "اين تو هستی. پس خفه شو."
و ديالوگ با يک زن پيشرو ؟ اين جا ديگر محافظه کار نوليبرال در پايان تاريخ قرار نگرفته، به آغاز تاريخ بر می گردد و از نقطه صفر شروع می کند تا "پتياره کله پوک" را سر جای خود بنشاند.
اوسا ليندر بورگ بر مبنای تجربه شخصی خودش در مقاله ای اين چهره از مردسالاری را به نمايش گذارده است. عنوان مقاله او دشنامی است که ترجمه تحت اللفظی آن در فضای زبان و فرهنگ فارسی نه قابل فهم است و نه مفيد. وقتی رگ مرد سالاری سوئدی ها را زنی تحريک کند، برای او دشنام غريبی دارند: مستقيما او را به نام آلت جنسی اش مورد خطاب قرار ميدهند! و اين کار تنها از به اصطلاح "لات ها" سر نمی زند. حتی در ميان سياستمداران درجه اول هم بوده اند کسانی که به خاطر بر زبان آوردن همين فحش عليه زنی که مخالف سياسی آن ها بوده، کار خود را از دست دادند. و اين در کشوری است که بر خلاف کشور ما از سياه چال قرون مردسالار سر خود را بيرون آورده است.
همين دشنام نام مقاله اوسا ليندربورگ است. هرچند بخشی از زيبايی و کيفيت مقاله او به استفاه ماهرانه از همين دشمنام و قرينه سازی های معنادار آن مربوط است که در ترجمه از دست ميرود، با وجود اين مقاله نکات گويايی دارد و خواندن چکيده ای از آن مفيد است. به جای آن دشنام در ترجمه از معادل آلت تناسلی استفاده شده است.
.....
هر هفته چندين نامه دريافت می کنم که در آن ها به من اطلاع ميدهند که من نوعی آلت تناسلی هستم. "آلت تناسلی کمونيست"، "آلت تناسلی سوسيال دمکرات"، "آلت تناسلی چپ"، "آلت تناسلی عجوزه"، "آلت تناسلی خوک بی مغز". يا به من خبر ميدهند نوعی روسپی هستم: "روسپی استالين" " روسپی پالمه" ، "روسپی صدام". چند بار هم می نويسند من برای دموکراسی خطرناک هستم و بايد به کوبا مهاجرت کنم. يا کسی مرا آگاه می کند: هوشی کمتر از يک بچه 12 ساله دارم. چند بار هم می نويسند اينقدرحالت "تهاجمی" نداشته نباشم و به جايش " سرم را توی شورت يک مرد فروکنم و هرچه او ميخواهد بکنم"
يک آلت جنسی چپ محروم از سکس. تو اين هستی!
زن بودنم هميشه امتيازی برايم بوده است. ولی جنسيت من – اين آلت تناسلی - هميشه در معرض قضاوت و تماشاست. ترديدی ندارم ساير زنان نويسنده چپ با همين مشکل روبرو هستند. هفته گذشته يک نويسنده زن نوشت به ما می گويند : تقصير خود ماهاست که سبک سرانه خيال می کنيم می توانيم با کلمه جهان را تغيير بدهيم.
می گويند خوب نويسندگان مرد هم نامه های کينه توزانه دريافت می کنند، ولی تفاوت در اين جاست که بعيد است کسی به آن ها بگويد "آلت تناسلی چپ" ، "آلت تناسلی راست". خود کلمه از نظر من زشت نيست. آن چه مرا بيشتر به فکر وادار می کند آن نيازی است که اين ها را وادار می کند آن را پست کنند و برای آدم بفرستند.
اواخر ماه گذشته نامه ای دريافت کردم که روی پاکت در جای نام گيرنده نوشته بود: "آلت تناسلی فاشيست ليندربورگ". داخل آن تصويری از من روی تصوير يک زن مرده که از قبر بيرون کشيده ميشد قرار داشت. فرستنده نوشته بود فقط عکس دندان نشان ميدهد کدام يک تويی و کدام يک جسد. نامه رسان مهربانانه، پاکت را درون يک پاکت ديگر گذاشته و به من رسانده بود.
می توانيد بگوييد نامه های خوانندگان است ديگر، خوب ميدانيد که چه آدم هايی توی آن ها پيدا می شود.
ولی حتی برای نويسندگان حرفه ای هم جنسيت من مساله ای است که ارزش آن را دارد به خاطرش عرق بريزند. از يکی از آن ها در روزنامه همين ديروز نقل قول می کنم:"آن هند جگر خواره انتقامجوی کمونيست"[ به جای هند جگر خوار در متن از نام زن باکره ستيزه جويی در افسانه های ايسلندی استفاده شده که در جنگ ها شرکت می کرد.م]. يک نويسنده ديگر در مجادله ای در بهار همين امسال مرا با اولريکه ماينهوف" از گروه بادر ماينهوف" مقايسه کرده بود و مقاله را با تصوير بزرگی از هردو ما آراسته بود.
متجاوز، انتقامجو، تو اين هستی!
من فقط زن نيستم. علاوه بر آن چپ هم هستم. هيچ چيز در جهان تهديد آميزتر از اين نيست. چپ را بايد افراطي، منزوي، ديوانه برپا کردن دعوا و ناتوان معرفی کرد. در تصوير سياه و سفيد ليبرال ها از جهان هر رنگ جديدی تهديد آميز است، هر طرح آلترناتيو، نشانه آن است که "تئوری توطئه" دارد حمله می کند، کسی که پيچيدگی های واقعيت را ببيند و صاحب يک باور باشد، يک مهر روی پيشانی اش می کوبند که "واله و شيدای ديکتاتوری" است. يا از عقايد او يک کاريکاتور درست می کنند. آگاهانه حرف های اورا تحريف می کنند. اتيکت به آدم می چسبانند و وقتی می گوئيم اين فضا برای ديالوگ خيلی تند است و ستيز با روشنگری به حدی رسيده که با نوعی مک کارتيسم پهلو می زند، دهن کجی می کنند.
اين گرفتاری برای همه هست اعم از زن و مرد. فقط وقتی آدم حرف های بی سرو تهی بزند که همه دارند تکرار می کنند، از اين مشکل در امان می ماند. اما اگر آدم زن هم باشد، خيلی راحت از او سلب صلاحيت می کنند.
بهار امسال نشريه "يهود يان" مقاله ای در مورد من نوشت و در آن ادعا کرد که من يک "کارشناس" سر خود در همه امور عالم هستم و بيشتر از حدم اظهار نظر می کنم. هم در مورد عراق و هم در مورد افغانستان. بايد اين کار را تمام کنم بويژه که خيلی ابله هستم. مقاله مصور شده بود به يک عروسک باربی با اين نوشته:"اين عکس تصوير اوسا ليندربورگ نيست."
يک دختره کله پوک کوچولو که زيادی پرت و پلا ميگويد. اين تو هستی!
در مجادلات اجتماعی آدم می گزد و گزيده ميشود. من تحمل آن رادارم و فقط وقتی ناراحت ميشوم که نفرت شخصی بر بحث غلبه می کند. اما وقتی با اين حرف های مبتذل و اين تصاوير روبرو می شوم، فکر ميکنم مساله شخصی نيست و فقط به من مربوط نمی شود.
يادمان نرود "الت تناسلی کمونيست" همان دشنامی بود که پليس به دخترانی ميداد که در تظاهرات ضد جهانی شدن در شهر گوتنبرگ شرکت کرده بودند.
"آلت تناسلی چپ"؟ آماده برای اين که کفش و کلاه بردارد و به جنگ برود؟ نه، واقعيت اين نيست. تعداد زنان در مباحثات اجتماعی کم است. تعداد آن ها که از موضع چپ در مباحثات شرکت می کنند، باز هم کمتر است. برای اين پديده توضيحات زيادی وجود دارد. ولی ترديدی نيست که اين لحن تند و سرکوب کننده يکی از دلايل آن است. از عدم اعتماد به نفسی که وجود دارد خبر داريم. "هند های جگر خوار" ترجيح می دهند در گورهای ناشناس ستون نويسان روزنامه ها دفن شوند، تادر يک جدال فرهنگی به آن ها تجاوز شود. جرات نمی کنی.
طاقت نمی آوری. "روسپی بازداشتگاه گولاگ"، همين يک کلمه و بازی تمام.
و تو ای "روسپی پولپوتی" فورا، خفه شو! ما به واقع که کارهای مهم تری داريم، از قبيل کارزار دمکراسی عليه سياست و شهروندان پررو. و تو ای "آلت تناسلی شهيد نما"، وقتی می خواهی سرفه کنی در را روی خودت ببند. راستی "کله پوک"، گفتی اسمت چه بود؟
زنان آمريکايی بر خلاف گذشته حاضر نيستند به راحتی و با عجله تن به قرارداد ازدواج بدهند
بنابر يک سرشماری در آمريکا آمار ازدواج اين کشور با سير نزولی جدی روبرو شده است. تحليلگران می گويند دليل اصلی اين روند کم شدن تمايل بيشتر زنان آمريکايی به ازدواج است.
اين سرشماری نشان داده که در سال 2005، پنجاه و يک درصد از زنان بالای 15 سال آمريکا بدون همسر زندگی کرده اند در حالی که اين آمار در سال 1950 فقط 35 درصد بوده است.
روزنامه گاردين، چاپ لندن، در گزارشی از واشنگتن به نقل از ويليام فری (William Frey)، محقق جمعيت نگاری در انستيتو بروکينگز آمريکا، آورده: "زنان آمريکايی بر خلاف گذشته حاضر نيستند به راحتی و با عجله تن به قرارداد ازدواج بدهند؛ قرارداد قانونی که يک زمان تضمين کننده حمايت عاطفی و مالی آنها تلقی می شد. امروزه زنان خيلی محتاطانه با موضوع ازدواج برخورد می کنند."
روزنامه نيويورک تايمز سرشماری جديد را تحليل کرده و در گزارش خود آورده که در آمريکا از بيش از 117 ميليون زن بالای 15 سال، 63 ميليون متاهل هستند.
اما، روزنامه گاردين می نويسد از اين تعداد سه ميليون و صد هزار قانونا از همسران خود جدا شده اند و دو ميليون و چهارصد هزار با اين که شوهر دارند، به دلايل مختلف، از جمله اشتغال مرد در کشوری ديگر، عملا با آنها زندگی نمی کنند.
پس براساس آماری که در سال 2005 جمع آوری شده، شمار زنانی که با همسر خود زندگی می کنند به 57 ميليون و پانصد هزار نفر تنزل می کند در حاليکه تعداد زنان بالای 15 سالی که مجرد هستند نزديک به شصت ميليون نفر است.
البته برخی از اين زنان صرفا عمر بيشتری از شوهران خود کرده اند؛ اين وضعيت مدتی است که در الگوی جمعيت آمريکا برقرار بوده است.
با اين حال، آقای فری به خبرنگار گاردين در واشنگتن گفته است که سرشماری جديد نشان می دهد که پيوند ازدواج ديگر يک عرف اجتماعی در آمريکا محسوب نمی شود.
اگر در دهه شصت و هفتاد ميلادی تشکيل خانواده محور جامعه آمريکايی بود، افزايش استقلال مالی زنان در اين چهل سال و همچنين پس زدن ارزش های متداول آن زمان، نسلی از زنان را بوجود آورده که در وهله اول تنوع انتخاب های پيش روی خود را می بيند و نه ازدواج را.
پس از جنگ دوم جهانی و در دهه پنجاه ميلادی جامعه آمريکا دورانی از رونق اقتصادی و خوشبينی را تجربه می کرد و زنان و مردان در شتاب بودند که ازدواج کنند و بچه دار شوند.
اما جمعيت شناسان می گويند از آن زمان تا کنون فشارهای اجتماعی، جامعه ای را خلق کرده که زنان آن ديگر لازم نيست برای حمايت مالی وابسته شوهر باشند و آنها به طور فزاينده ای نسبت به پايگاه ازدواج نگرشی ترديدآميز پيدا کرده اند.
آميخته ای از نگرش ها و گرايشات مختلف باعث شده که جامعه امروزی آمريکا تقريبا نيمی از دوران بزرگسالی خود را در تنهايی بسرببرد؛ وضعيتی که در گذشته فقط در دوره هايی از نابسامانی - مانند جنگ - ديده می شد.
با اين حال، آقای فری، محقق جمعيت نگاری انستيتو بروکينگز آمريکا، به روزنامه گاردين گفت اين احتمال وجود دارد که نسل آينده اين کشور، برخلاف نسل کنونی، بار ديگر به ازدواج روی بياورد، "اما آمريکا هرگز به دهه پنجاه ميلادی برنخواهد گشت؛ ازدواج به عنوان يک عرف اجتماعی برای هميشه از اين جامعه حذف شده است."
تحقیقات علمی نشان داده استفاده از قرص های پیشگیری از بارداری احتمال بروز سرطان در زنان را افزایش نمی دهد بلکه در اغلب موارد ممکن است باعث کاهش احتمال ابتلا به این بیماری شود.
ارتباط افزایش خطر ابتلا به سرطان سینه و رحم به استفاده از قرص های پیشگیری از بارداری، با کم شدن احتمال ابتلا به سایر سرطان ها تقریبا از میان می رود.
با این همه در این تحقیق آمده استفاده از این گونه قرص ها برای مدت بیش از 8 سال با افزایش خطر سرطان مرتبط است.
محققان دانشگاه ابردین، اطلاعات حدود 35 سال را برای یافتن پاسخ پرسش های خود مورد تحلیل و بررسی قرار داده اند.
این تحقیق در سال 1968 آغاز شده و اطلاعات به روز شده درباره وضعیت سلامتی زنان، هر شش ماه یک بار توسط پزشکان آنها فراهم می شده است.
حتی در صورت تغییر پزشک یک زن، محققان توانایی آن را داشته اند بتوانند بفهند آیا این زنان درنهایت دچار سرطان شده اند یا نه.
کاهش احتمال ابتلا به سرطان رحم و تخمدان در میان این زنان بسیار بارز بوده است.
شواهد به دست آمده حاکی از آن است که تاثیر حفاظتی استفاده از این قرص ها ، دست کم پانزده سال پس از توقف مصرف آنها در بدن زنان باقی خواهد ماند.
محققان همچنین دریافته اند که خطر ابتلا به سرطان در میان کسانی که از قرص های جلوگیری از بارداری مصرف می کنند 12 درصد کمتر است.
با این همه، زنانی که از این قرص ها برای بیش از 8 سال استفاده کرده اند، بر اساس آمار با خطر بیشتری در ابتلا به سرطان روبرو هستند.
در ماجرايي تكاندهنده در سوريه، دختري به مدت ۱۳ سال توسط پدرش در غاري در نزديكي منزلشان در روستايي در استان "ادلب"، زنداني شده بود.
به گزارش ایرنا اين دختر كه "سمر" نام دارد و متولد سال ۱۹۸۸ ميلادي است، با وضع جسماني وخيم به بيمارستان "ابن سينا"ي ادلب منتقل شد.
مادر سمر گفت كه پس از جدا شدن از همسرش، دخترش را تا سن شش سالگي نگهداري كرد و سپس به پدرش سپرد، اما سمر سال بعد نزد مادرش بازگشت، در حالي كه صورت و بدنش دچار سوختگي شديد بود.
وي افزود: پدر سمر پس از مدتي دختر را تحويل گرفت و قول داد كه از او مراقبت كند، اما از آن زمان تاكنون، سمر را زنداني كرده، در حالي كه به دروغ گفته بود، سمر مرده است.
پزشك معالج سمر ميگويد: "اين دختر در وضعي وحشي گونه، موها و ناخنهاي بلند و بويي متعفن به بيمارستان انتقال يافت، اكنون نيز با وجود بهبودي نسبي وضعيت جسماني، همچنان از سخن گفتن و راه رفتن ناتوان است".
به گفته پزشك، "اسارت دراز مدت به اختلالات رواني شديد و جنون آني، اين دختر، همچنين ضعف ديد او منجر شده است".
يكي از پرستاران بيمارستان ابن سينا نيز گفت: سمر همانند يك حيوان "جنگلي" رفتار ميكند، ميوهي موز را با پوست ميخورد، همچنين به هنگام ديدن دوربين، دچار وحشت و اضطراب شده، شروع به داد و فرياد ميكند".
به گزارش رسانههاي سوريه، پدر اين دختر توسط نيروهاي امنيتي دستگير شده و تحت بازجويي است.
بنابر اين گزارش، اين رخداد بيسابقه، خشم و انزجار شديد مردم سوريه بويژه اهالي استان ادلب را برانگيخته است.
لوازم آرايش موردعلاقهتان را از مغازهاي تهيه و استفاده ميکنيد اما ناگهان صورتتان جوش ميزند، دچار خارش ميشويد و در نهايت جوشهاي چرکي و آکنه صورتتان را ميپوشاند، چرا؟ شک نکنيد که بايد درباره نگهداري از لوازم آرايش بيشتر بدانيد.
اين روزها خطر استفاده از وسايل آرايشي در صورت استاندارد بودن، آن چنان جدي نيست اما با اين وجود هنوز هم در ارتباط با پوست صورت، مشکلات آزاردهندهاي همچون جوشهاي پوستي و آکنه، قرمزي و التهاب پوست، شپش مژه و يا حتي هرپس وجود دارند. هشت قانون ساده برای محافظت از پوست را هم می خوانیم.
از لوازم آرايش مشترک استفاده نکنيد
استفاده مشترک از وسايل شخصي آرايش با ديگران، چه اينکه دوست نزديکتان باشد يا کسي به طور اتفاقي از آن استفاده کند، يکي از سادهترين راههاي انتشار باکتريها است.
شما ميتوانيد با استفاده از رژلب ساير افراد، در معرض آلودگي به ويروس تبخال قرار گيريد.
اين کار به ايجاد زخمهاي التهابي دردناک و بدمنظر منجر ميشود. در ضمن با اين کار احتمال ابتلا به درماتيتهاي منطقه لب و يا پوسته شدن آن افزايش مييابد. اما محصولات آرايشي چشم، مواردي هستند که بايد کاملا مراقب آنها باشيد. استفاده از ريمل مشترک يا مداد آرايشي چشم ميتواند به سرعت موجب التهاب ملتحمه (چشمان قرمز و متورم و آلوده) يا حتي بدتر از آن، شپش مژهها شود. اگر در يک فروشگاه ميخواهيد يک ماده آرايشي را امتحان کنيد، حتما مطمئن شويد که از نمونههاي يک بار مصرف استفاده ميکنيد و اگر هم مجبور هستيد تا از وسايل به اشتراک گذارده شده استفاده کنيد، در اين صورت از استريليزه بودن آن اطمينان داشته باشيد.
لوازم آرايش قديمي را دور بريزيد
آيا لوازم آرايشي که قديمي بوده يا نيمي از آن را استفاده کردهايد، نگه داشتهايد؟ از شر همه آنها خلاص شويد! با کهنه شدن لوازم آرايشي، مواد نگه دارنده آن نيز کهنه شده و تاثيرگذاري آنها نيز کم ميشود. متخصصان توصيه ميکنند استفاده از محصولات قديمي و مانده، به درماتيتهاي گوناگون منجر ميشوند و شرايط را مهيا ميسازند که جوشهاي قرمز و يا شبيه به آکنه روي پوست شما ايجاد شود. براي اطمينان از دوام لوازم آرايشي و نگهداري آنها، تا حد امکان به دستورات قيد شده روي آنها توجه کنيد. به طور مرسوم لوازم آرايشي بايد در جاي خنک نگهداري شوند و در معرض شرايط تغييردهنده قرار نگرفته باشند.
متخصصان توصيه ميکنند نگهداري لوازم آرايش در اتومبيل و يا در معرض هواي گرم در تابستان ميتواند موجب تخريب سريع ماده آرايشي شود. اگرچه قانوني در اين خصوص وجود ندارد اما بسياري از لوازم آرايشي، تاريخ انقضا دارند که به طور معمول براي محصولات آرايشي چشم اين زمان تا شش ماه و براي کرمها و پودرها، يک سال است. اگر نگران استفاده از يک محصول آرايشي هستيد، در اين صورت از نمونههاي يک بار مصرف يا کوچکتر ميتوانيد استفاده کنيد.
متخصصان انجمن بينالمللي آرايشي و بهداشتي در ژنو توصيه ميکنند «اگر متوجه شديد که رنگ محصول تغيير کرده، غلظت و استحکام آن تغيير کرده يا بوي هميشگي را ندارد، اين علايم حاکي از آن است که نبايد از آن محصول استفاده کنيد. اگر محصول مورد نظر به شکل کيک درآمده يا شروع به باد کردن کرده يا براي بستن در آن با مشکل روبهرو شدهايد، در اين صورت بايد حتما آن را دور بيندازيد يا با محصول سالمتر، عوض کنيد.
تعويض اپليکاتورها يادتان نرود
اگر مبتلا به عفونت چشم هستيد، در اين صورت تمام اپليکاتورهاي مورد استفاده را به سرعت عوض کنيد زيرا باکتريها در اپليکاتورها باقي مانده و بنابراين احتمال آلوده کردن دوباره خودتان را بهطور ناخواسته بالا ميبريد. اما شما بايد به جاي استفاده از انگشتان، از گوش پاککن، برسهاي کوچک يا ابرهاي ظريف به عنوان اپليکاتور استفاده کنيد تا خطر آلوده شدن وسايل آرايشي به باکتري و در نتيجه آلوده شدن پوستتان را کاهش دهيد.
متخصصان توصيه ميکنند هفتهاي يک بار ابرهاي مخصوص لوازم آرايشي را عوض کنيد. زيرا سلولهاي مرده پوست هر بار که از اين مواد استفاده ميکنيد، روي آنها باقي مانده و در نتيجه محل رشد باکتري مهيا ميشود و احتمال ابتلاي شما به آکنه افزايش مييابد. آنها به بيماران توصيه ميکنند ماهي يک بار برسهاي وسايل آرايشيشان را بشويند تا چربي و باکتريها، پاک شوند که براي اين کار بهتر است از صابون ملايم يا شامپوي بچه استفاده کنيد.
اپليکاتورها را با آب دهان خيس نکنيد
بسياري از خانمها، وسايل آرايشي و يا اپليکاتورها را با آب دهان براي رقيق کردن آرايش، خيس ميکنند که بسيار مضر است و نبايد آن را انجام داد. دهان حاوي انواع باکتريها است که بودن آنها در دهان اشکالي ندارد اما نبايد به چشمها بروند. در ضمن، اضافه کردن آب نيز نبايد انجام شود زيرا آب ميتواند به حل شدن مواد نگه دارنده و انتقال ميکروبهايي منجر شود که ميتوانند در مواد آرايشي رشد کرده و موجب آلودگي آنها شوند.
هرگز موقع رانندگي آرايش نکنيد
متخصصان امر ميگويند «موقعي که ميبينيم افراد رانندگي ميکنند و همزمان، به استفاده از وسايل آرايشي اقدام ميکنند، مسالهاي است جدي که بايد به آن توجه شود زيرا چشمها، ظريف و قابل آسيب بوده و به سادگي ممکن است دچار آسيب يا خراش شوند.» براي مثال، برس ريمل چشم ميتواند موجب خراش قرنيه و آسيبپذيري چشم در برابر عفونتهاي جدي و از جمله عفونتهاي استافيلوکوکي شود که صدمات دايمي يا حتي کدورت قرينه را در پي دارد. البته اين مساله نادر است اما مسالهاي است که واقعا اتفاق ميافتد.
در لوازم آرايش را ببنديد
بيشتر مواد آرايشي حاوي مواد نگه دارندهاي هستند که باکتريها را از بين برده و ميزان نگهداري اين مواد را افزايش ميدهد. اما به محض اينکه مواد آرايشي در معرض محيط خارج قرار بگيرند، در برابر ميکروبها آسيبپذير شده و ميتوانند موجب کاهش کارآيي و تاثير مواد نگهدارنده شده و يا به باکتريهايي آلوده شوند که مواد نگهدارنده براي حفاظت در برابر آنها، طراحي نشده است. هرچه يک محصول بيشتر در معرض هوا قرار گرفته و يا در آن بسته نشده باشد، ارگانيسمها ميتوانند به داخل آنها نفوذ کنند، بنابراين در آنها را محکم ببنديد.
استفاده محتاطانه از لوازم آرايش
با توجه به اينکه محصولات آرايشي که عنوان «طبيعي» را يدک ميکشند، اغلب براي افرادي که دچار آلرژي بوده يا دوست ندارند از موادي استفاده کنند که شيميايي هستند، خيلي خوب است اما معايبي هم دارند.
افراد برخي مواقع تصور ميکنند که آنها ايمنتر هستند اما هميشه حاوي همان مواد نگهدارنده استاندارد نيستند، بنابراين ممکن است دوام لازم را نداشته و ميزان حفاظت آنها در برابر باکتري، کم باشد.
پيش از خواب آريشتان را پاک کنيد
وقتي ميخواهيد بخوابيد، سعي کنيد تا به پوست و مژههايتان استراحت بدهيد! اگر ريمل چشم در طول شب روي مژههايتان باشد، در اين صورت ميتواند به داخل چشمتان رفته و موجب حساسيت، التهاب، خارش و يا قرمزي چشمهاي شما شود.

به ادعای رویترز عدول از پوشیدن چادر یا روسری و مانتو بر اساس شریعت میباشد؛ موجب جریمه، زندان یا شلاق می شود!
مریم 25 ساله که دختر یک تاجر است، می گوید: « من اکنون همانند آنجلینا جولی ام! موهای بلندتر و نازک تر، نشانه زیبایی است.» مهتاب سروری، جامعه شناس می گوید: « افزایش زنانی که به قیافه خود می پردازند، در راستای تلاشی برای توسعه نقش آنها در جامعه است. زنان ایرانی، روز به روز مستقل تر می شوند. توجه به زیبایی نیز، بخشی از این روند است» !
رویترز در گزارشی به وضعیت نگاه برخی زنان ایرانی به مقوله آرایش پرداخته است.
به گزاش « فردا »، رویترز در گزارشی با عنوان « رشد تجارت زیبایی در ایران » می نویسد:جراحی های مخصوص زیبایی؟ بلند کردن مو؟ برنزه کردن؟ همه این کارها در ایران اسلامی، جایی که فقط دستان و صورت زنان آشکار است رو به رشد است.
به ادعای رویترز عدول از پوشیدن چادر یا روسری و مانتو بر اساس شریعت میباشد؛ موجب جریمه، زندان یا شلاق می شود!
به نوشته رویترز اما این امر، از نگرانی زنان ایرانی در مورد قیافه شان نکاسته است و روز به روز بر تعداد کسانی که حاضرند برای بینی جدید، چربی شکم، کشیدن صورت و چشم و ... به زیر تیغ بروند، اضافه می شود.
رویترز همچنین نوشته است ، هزاران مرکز زیبایی شامل سالن ها و باشگاه ها، بصورت قارچ گونه در سرتاسر تهران با تضمین بهتر کردن چهره زنان، بوجود آمده اند.
زیبای 25 ساله، دانشجوی هنر، تا کنون عمل ... و بینی انجام داده است. وی در سالن انتظار یک باشگاه زیبایی این را می گوید: « من الان می خواهم جذابتر شوم. »
فریبا 34 ساله، زن خانه دار که مانند بقیه از گفتن نام خانوادگی اش پرهیز دارد می گوید:
« من هفته ای دوبار به اینجا می آیم. پوشیدن حجاب به این معنی نیست که به چهره ات نرسی! »
سارا، مدیر این باشگاه زیبایی می گوید که روزانه 40 مشتری دارد و این تعداد در تابستان ها که مهمانی زیاد می شوند، افزایش پیدا می کند؛ وی در ادامه می گوید: « اتفاقا من مشتریانی دارم که چادر می پوشند. آنها می خواهند که در مهمانی های خصوصی، زیباتر به نظر بیایند. هر تجارتی که به قیافه زنان ایرانی ربط داشته باشد، "پول درآور" است. ما خدماتی همچون ماساژ، برنزه شدن انجام می دهیم. »
زیبایی و شریعت
به ادعای رویترز در سرزمینی که مردان و زنان مجرد حق ندارند تا دست هم را بگیرند و زنان باید به پوشش اسلامی احترام بگذارند؛ شکوفه مولایی، دندانپزشک، ماهیانه حدود 1000 دلار خرج چهره اش می کند.
وی می گوید: «من باید برای ادامه و محافظت از ازدواجم، تازه و زیبا باشم.» این خانم 35 ساله، در عین اینکه، یک کرم 250 دلاری به صورتش می زند و ناخن های مانیکور شده فرانسوی دارند و حدود 11 دلار برای هر جلسه برنزه شدن، پرداخت می کند؛ از قوانین ایران به خاطر عدم حمایت کافی از زنان انتقاد می کند!
بر اساس قانون اسلام، مردان می توانند تا 4 زن بگیرند و هر قدر که دلشان می خواهد، همسر موقت! «همسر موقت» از طریق قراردادهای مذهبی برای چند ساعت تا چند سال، بوجود می آید. همسران موقت، عمدتا مطلقه یا بیوه هستند.
زنان ایرانی، برای مسافرت به خارج، نیازمند اذن همسرشان هستند و از امتیازاتی برای طلاق و ... نیز خیلی کم، بهره مندند.
به گزارش رویترز، با توجه به اینکه تعداد فارغ التحصیلان زن از مردان بیشتر است؛ زنان ایرانی از فرصت ها و حقوق بیشتری نسبت به دیگران در خاورمیانه برخوردارند. بسیاری از زنان، تجارت خود را دارند و شغلهای مدیریتی بالایی دارند. آنها می توانند همه کاره باشند، البته بغیر از قاضی و رئیس جمهور!
مهتاب سروری، که رویترز وی را جامعه شناس معرفی کرده است می گوید » : افزایش زنانی که به قیافه خود می پردازند، در راستای تلاشی برای توسعه نقش آنها در جامعه است. زنان ایرانی، روز به روز مستقل تر می شوند. توجه به زیبایی نیز، بخشی از این روند است. »!
بی چین و چروک!
عمل های جراحی زیبایی به قشر مرفه محدود نمی شود؛ بلکه بین خانواده هایی که دارای درآمدی پائین تر هستند (بعنوان مثال، معلمی که ماهیانه 200 دلار درآمد دارد) نیز ترویج یافته است.
هستی، خانه دار متوسط 30 ساله که برای عمل بینی اش، خودرواش را 5000 دلار فروخت می گوید: « داشتن صورتی زیبا به من اعتماد به نفس می دهد، چون تنها جایی است که می توانم نشان دهم. »
میترا خلیلی، جراح زیبایی می گوید: « تزریق بوتاکس بین تمامی اقشار زنان ایرانی محبوب است. زنان می خواهند تا

