تبليغاتX

پاتوق بر و بکس دانشگاه آزاد ابهر برو بکس ابهر

 

 

نويسندگان

آرش حجازي: وبلاگ شخصي

آگاتا كريستي: زندگي و آثار

ايتالو كالوينو: زندگي و آثار

ايزابل آلنده: سايت رسمي

پائولو كوئليو: سايت رسمي به زبان فارسي

جبران خليل جبران: زندگي و آثار (انگليسي)

رضا براهني: سايت شخصي

صادق هدايت: زندگي و آثار

فروغ فرخ زاد: زندگي و آثار (انگليسي)

كارل گوستاو يونگ

گابريل گارسيا ماركز: زندگي و آثار

محمد محمدعلي: سايت شخصي

ميلان كوندرا: زندگي و آثار

ناصر غياثي: وب سايت رسمي

 

گزارش ها ، مصاحبه ها و مقالات

آقاي رئيس جمهور، سانسور را لغو كنيد: نامه سرگشاده ناشران به رئيس جمهور

آكادمي هواداران ژانر فانتزي در ايران

اعتراض سوزان حبيب به مصاحبه درج شده در خبرگزاري سينا درباره لودينگيرا

به مناسبت تولد 69 سالگي رضا براهني (مهدي يزداني خرم)

پيام دكتر رضا براهني به جلسه نقد و بررسي آزاده خانم و نويسنده اش

توقف انتشار 39 عنوان كتاب انتشارات كاروان

تولد يك جايزه (انگليسي)

خبر انتشار سه كتاب از كاروان در روزنامه شرق

رضا براهني، نويسنده اي جريان گريز (مهدي يزداني خرم)

زندگي نامه پائولو كوئليو

گزارش ديدار گونترگراس از كلكته

گفت و گو با محمد محمدعلي درباره آثارش

گفت و گوي آرش حجازي با خبرگزاري مهر درباره رويه سازمان چاپ و انتشارات وزارت ارشاد

گفت و گوي محمد محمدعلي درباره ادبيات داستاني ايران

مصاحبه آرش حجازي با خبرگزاري جمهوري اسلامي درباره وضعيت نشر ايران

مصاحبه آرش حجازي با روزنامه ايران

مصاحبه آرش حجازي با همشري، درباره شاهدخت سرزمين ابديت

مصاحبه سوزان حبيب با خبرگزاري سينا درباره كتاب لودينگيراي سومري

مصاحبه كامران جمالي درباره ترجمه قرن من اثر گونترگراس

مصاحبه مهدي غبرايي با همشهري درباره رمان ساعت ها

مصاحبه همشهري با محمد محمدعلي به مناسبت انتشار آدم و حوا

مقاله: جهان داستاني محمد محمدعلي (روزنامه شرق)

نظرات پائولو كوئليو درباره زهير در خبرگزاري مهر

 

كتاب هاي رايگان فارسي

كتابخانه پارس تك - دريافت رايگان ده ها كتاب

كتابخانه مجازي داستان هاي فارسي

كتابخانه مشتمل بر صدها كتاب رايگان فارسي

 

فصل آخر ؛ رمان گيتا گركاني در آينه رسانه ها

انجمن بررسي كتاب فصل آخر گيتا گركاني

دريافت فصل اول رمان فصل آخر از سايت جشن كتاب

فصل اول رماني براي اولين‌بار و به صورت رايگان پيش از انتشار در اختيار خوانندگان قرار گرفت

فصل اول رماني پيش از انتشار در اختيار خوانندگان قرار گرفت - ايسنا

گيتا گركاني: ادبيات امروز جهان هرچه عميق‌تر باشد، ساده‌تر است - ايسنا

معرفي رمان فصل آخر، كتاب گيتا گركاني

 

زهير

خبر توقيف زهير در ايران، در سايت پائولو كوئليو

خبر توقيف زهير در مطبوعات اسپانيا

خبر توقيف زهير در مطبوعات امريكاي لاتين

گزارش BBC درباره انتشار زهير اولين بار در ايران

گزارش BBC درباره توقيف زهير در ايران

گزارش سايت خبري لبنان درباره توقيف زهير در ايران

 

رويدادهاي فرهنگي

سايت رسمي جايزه ادبي هوشنگ گلشيري

سايت رسمي جايزه ادبي يلدا

گزارش جشن تيرگان

گزارش جشن تيرگان

گزارش جشن تيرگان (روزنامه شرق)

گزارش جشن تيرگان سال 1382 توسط انتشارات كاروان و جشن كتاب

گزارش سومين دوره جايزه ادبي يلدا

مروري بر رويدادهاي فرهنگي سال 1383 از بي بي سي

 

خدمات

ebusiness directory

دايركتور گوگني

دايركتوري سايت هاي ايراني

دايركتوري سايت هاي ايراني هشت

سايت وب فكت، با مقالات و راهكارهاي متنوع در بازاريابي

شركت خدمات مهندسي نيمروز: طراحي وب سايت

معرفي و خريد و فروش آثار هنري    Artquest

 

خبرگزاري ها و رسانه ها

firstwriter.com has everything a writer needs - all in one site: details of over 500 literary agents; over 300 magazines؛ and up-to-the-minute competition listings. Writers can also submit to the lite

 

آتي بان: خبرگزاري خبرنگاران بدون مرز فارسي زبان

سايت بررسي كتاب سخن

سايت فارسي خبرنگاران بدون مرز: در دفاع از آزادي بيان

مجموعه اي جامع از لينك هاي فرهنگي كه پيوسته به روز مي شود.

 

 

تبادل لينك

SEO Friendly Web Directory

گاهنامه نقطه، سايت خبري، اطلاع رساني

 

بررسي كتاب

آدم و حوا (محمد محمدعلي)

آدم و حوا (محمد محمدعلي)

آزاده خانم و نويسنده اش (2)

آزاده خانم و نويسنده اش (رضا براهني)

از ما بهتران (محمد محمدعلي(

انجمني آزاد براي بررسي آثار پائولو كوئليو

بررسي كتاب تاكسي نوشت هاي ناصر غياثي در سايت ميراث فرهنگي

بررسي كتاب حادثه اي عجيب براي سگي در شب (مارك هادون) از سايت آي كتاب

بووار و پكوشه: نقد و بررسي در روزنامه جام جم

دعوت با پست سفارشي اثر فرزانه كرم پور

رقص بر بام اضطراب

ساعت ها اثر مايكل كانينگهام، برگردان مهدي غبرايي

شاهدخت سرزمين ابديت

شاهدخت سرزمين ابديت  (BBC)

شاهدخت سرزمين ابديت اثر آرش حجازي (فرهاد بابايي)

شاهدخت سرزمين ابديت: داستان گردش ابدي

قرن من اثر گونترگراس

ماهنامه جشن كتاب - بزرگ ترين وب سايت بررسي كتاب و اخبار فرهنگي در ايران

معرفي زهير پائولو كوئليو

معرفي زهير پائولو كوئوليو

مورچه آرژانتيني (ايتالو كالوينو)

نقش پنهان (محمد محمدعلي)

نوستر آداموس به روايت كلثوم ننه اثر محمد قاسم زاده

وبلاگ بررسي كتاب الهه موعودي

 

نوشته شده توسط ××× مرتضی ××× در ساعت | لینک ثابت |


 

مطالب از : علی ناظم ‏زاده

 

مطمئناً مدرنيته و مدرنيسم تنها عوامل پيدايش حقوق بشر نمى‏باشند، اما از لحاظ تاريخى تنها در دوران مدرن است كه زمينه‏هاى اجتماعى و فكرى انديشه حقوق بشر فراهم شده است كه بررسى اين جريان تاريخى، در شناخت حقوق بشر امرى لازم و ضرورى است.

بررسى زمينه هاى فكرى و اجتماعى تحول انسان در دوران جديد از سوى مكاتب و افراد مختلف در چند دهه گذشته انجام شده و از زاويه‏هاى مختلف مورد بررسى قرار گرفته كه در اينجا ابتدا ضمن توضيحى كوتاه درباره «مدرنيته» اشاره‏اى كوتاه به برخى جنبه‏هاى آن خواهيم داشت كه در اين بررسى تقدم و تأخر تاريخى يا ترتيب اهميت رعايت نشده است كه البته شايد نتوان اين مسئله را در بررسى كل تاريخ مدرنيته رعايت كرد.

مدرنيته انفجار گستره زندگى آدمى است. اعتراضى است عليه انديشه سرنوشت، و پس از آن انسان مى‏تواند سرنوشت از پيش تعيين شده طبيعى و الهى را نفى كند. وضعيتى انسانى است كه در آن جهان خارج از انسان، دائماً زير سؤال می‏رود و امتيازات اجتماعى، سياسى، دينى و فرهنگى آن مورد ترديد واقع مى‏شوند و جهان درون انسان پيچيده‏تر شده (26) و انسان دائماً به قانون‏هاى جديد نيازمند است. از لحاظ فكرى، انديشه مدرنيته، پذيرش اين مسئله است كه انسان هم ارز همان چيزى است كه انجام مى‏دهد. عقل انسان ارزش پيدا مى‏كند، و تنها خرد است كه مى‏تواند تناسبى ميان عمل انسان و نظم جهانى درافكند. و اين عقل است كه انسان را به سوى دموكراسى، آزادى و خوشبختى رهنمون مى‏كند.(27) اما از لحاظ اجتماعى، مدرنيته، شيوه‏هاى زندگى اجتماعى و تشكيلات و سازمان‏هاى اجتماعى است كه از قرن هفدهم ميلادى در اروپا ظاهر شد و به تدريج دامنه تأثيرات و نفوذ آن كم و بيش در ساير نقاط جهان نيز بسط و گسترش يافت. به عقيده بسيارى از انديشمندان، امكانات و فرصت‏هاى پيش روى انسان مدرن بيش از هر دوره‏اى است. يكى از نكات مهم در مدرنيته، نظم حاصل از اين دوران است كه جامعه شناسان بزرگ آن را ناشى از مسائل مختلف مى‏شمارند. «كارل ماركس» اين نظم را محصول «سرمايه دارى» و سودانگارى، «اميل دوركيم»، محصول «صنعتى شدن» و تقسيم كار و «ماكس وبر» محصول «بوروكراسى» و عقلانيت مى‏داند.

نكته مهم اينجاست كه مدرنيته، در مقابل سنت معنا مى‏يابد، اگر سنت به گذشته مى‏نگرد، مدرنيته نگاهش را به آينده دوخته است. بر همين اساس، برخى متفكرين، چهار تفاوت اصلى دنياى جديد و قديم را در «وسايل»، «غايات»، «مفاهيم» و «پيش فرض‏ها» دانسته‏اند كه هر كدام از اين چهار ركن با نگاه جديد به انسان، تغيير كرده و بينش انسان به خودش و نيازهايش نيز متفاوت شده است. براى اين دوران جديد خصايص و ويژگى‏هايى مى‏توان برشمرد كه در طول تاريخ بشر، فقط در چند قرن اخير ظهور يافته‏اند. از جمله شيوه‏اى نو و كارآمد براى مطالعه و تحقيق درباره طبيعت، مردم سالارى ليبرال، فرهنگ دنيوى و اين جهانى، فردگرايى، حرمت به فرد و انسان گرايى، عقلگرايى و برنامه‏ريزى عقلى، تكنالوژى جديد و شيوه‏هاى نو در توليد صنعتى و نيز بالارفتن سطح زندگى مادى انسان و سرمايه‏دارى و بازار آزاد. امّا جدا از اين ويژگى‏ها مى‏توان به پيش زمينه‏هاى اجتماعى و فكرى مدرنيته اشاره كرد كه بدون ظهور اين مفاهيم و جريانات فكرى و تاريخى و اجتماعى و سياسى و فرهنگى، ويژگى مدرن عصر حاضر و به تبع آن، بسط مفهوم حقوق بشر محال به نظر مى‏رسيد از جمله: رنسانس، پروتستانتيسم، روشنگرى فلسفى، انقلاب‏هاى سياسى، شهرگرايى، انقلاب صنعتى، خردگرايى و رشد علم، فردگرايى، انسان گرايى، تقسيم كار، تمايز اجتماعى، سكولاريسم و پلوراليسم و... كه اين پارادايم‏ها با مدرنيته رابطه متقابل دارند. از يك طرف اين مفاهيم و جريانات تاريخى اجزاى مدرنيته هستند و در پيدايش آن نقش اساسى داشته‏اند و در عين حال كل مدرنيته و مدرنيسم نيز در رشد هركدام از آنها تأثير داشته است. در اين مقاله به برخى از اين جنبه هاى مهم كه تأثيرات اساسى در رشد حقوق بشر داشته اند، پرداخته ايم.

1.     رنسانس

رنسانس، نوزايى انديشه انسان پس از دوران سياه قرون وسطى بود. برخى مورخين و انديشمندان، رنسانس را واكنشى به خرافه و جهل پرستى و سنت‏گرايى و مشكلات دينى ناشى از قرون وسطى مى‏دانند و به علت همين ويژگى واكنشى معتقدند اين جريان، عميق و اساسى نبود و نتوانست به سرعت، تغييرات اساسى در فكر و زندگى انسان ايجاد كند. اما به طور كلى نمى‏توان از نقش اساسى رنسانس غافل ماند چون اساساً اين نوزايى، سرآغاز تغيير بينش انسان درباره همه مسايل و طبيعت اطرافش بود. از قرن دوازدهم ميلادى در ممالك مركزى و شمالى اروپا، مردمانى سوداگر و صنعتگر موفق شدند به تدريج طبقه قوى و منتقدى را به نام «بورژوا» به وجود آورند و در برابر طبقه حاكم آن زمان، يعنى فئوداليته قدعلم كرده، داعيه حكومت و رهبرى كشورها را پيدا كنند. اما در قرن پانزدهم با رشد و نمو اين طبقه و ظهور نخستين آثار تحول جديد بود كه شهرهاى بزرگ غربى، از نظر مادى و معنوى مركزى براى رشد افكار نو شد و در مقابل فئوداليته كه در روستاها فرمانروايى مطلق داشت، شهرها به سنگرگاه بورژوازى مبدل گشت.

پس از رنسانس، سلسله مراتب اجتماعى جديدى جايگزين نظم اجتماعى سابق گرديد و با فروپاشى نظام فئودالى و كليسايى، نظامى از ارزشهاى ناهمگون كه زاييده دوران مدرن بود، جامعه جديد را انتظام بخشيد و نظم اجتماعى جديدى را بنيان نهاد.

 

2. پروتستانتيسم


در طول قرون وسطى، كليسا مدعى حقوق مطلقه براى خود بود و پاپ مدعى واسطه بين خالق و خلايق بوده و تمام حقوق و تكاليف افراد را او تعيين مى‏نمود. در عين حال پادشاهان نيز سلطنت خويش را موهبت الهى برمى‏شمردند و به مرور زمان در مقابل كليسا و پاپ ايستادگى م‏ كردند(32)، اين دوگانگى، جامعه را افسرده و خسته كرده بود و فضا را براى رشد جريان مذهبى جديدى آماده ساخت كه انسان را از اين دوگانگى‏ها و خصوصاً سلطه مطلق دين (به ويژه صاحب منصبان دينى) رهايى بخشد. بر همين اساس در 31 اكتوبر سال 1517 يك كشيش آلمانى به نام «مارتين لوتر» اعلاميه‏اى در كليساى «ويتنبرگ» در آلمان صادر كرد و آمرزش كشيشان را در قبول گناهكاران از نظر مسيح مطرود دانسته و وجدان هر فرد را كشيش درونى او برشمرد و و بدين نحو علناً به مقابله با پاپ و نظام سنتى كليسا پرداخت. بعد از وى نيز روشنفكرانى مانند «ژان كالون» راه او را در پيش گرفتند و اين امر به اصلاحات و ریفورم‏هاى اساسى در مذهب كاتوليك منجر شد و البته موجب برخوردهاى شديد ميان طرفداران اين دو نظريه شده و به قتل صدها هزار نفر از مردم اروپا منجر شد. به هرحال تعاليم اصلاح مذهبى و بالاخص فرقه مذهبى پروتستان و جريان تاريخى پروتستانتيسم، كه اعتراضى به ديدگاه سنتى از مسيحيت، سخت گيرى‏هاى كليسا و اختناق فكرى حاكم بر امور مذهبى بود، همراه با روح انديشه شرقى و اسلامى كه غربيان به مرور با آن آشنا مى‏شدند، روشنفكران و جوامع غربى را از دنياى قرون وسطايى رهايى داد، تشريفات، خرافه‏گرايى و اقتدارطلبى كليسا را آشكار نمود و از قدرت مطلقه آن كاست، بر اصل خودكشيشى تأكيد نمود، بر جدايى دين از حوزه سياست و عدم حاكميت كليسا در همه حوزه ها اصرار ورزيد و دين را فقط متكفل امور فردى دانست. و به تدريج انسان را با خودش و حقوقش بيشتر آشنا نمود. ظهور فرقه پروتستان و نوزايى انديشه انسان، باعث تغيير فكر و فرهنگ جامعه غربى درباره كار و تلاش شد. و درگيرى‏هاى فرقه‏اى بعد از ظهور پروتستان، باعث مهاجرت عده زيادى از طرفداران اين مذهب به آمريكا شد و همين مسئله و اقدامات و فعاليت‏هاى مهاجران در آمريكا و ديگر كشورها، سرمنشأ تغييرات و اتفاقات زيادى در جهان شد چنان چه «ماكس وبر» جامعه شناس قرن 19 ميلادى، آيين پروتستان را عامل اساسى در روحيه سرمايه دارى و پيشرفت‏هاى اقتصادى جوامع بر شمرده است.

 

 

3. روشنگرى فلسفى

رنسانس، پروتستانتيسم و انقلاب صنعتى و در يك كلام مدرنيته كه به تغيير منظومه فكرى انسان منجر شد، مديون ظهور و حضور انديشمندان و روشنفكرانى است كه جهان و انسان را گونه‏اى ديگر تصور كردند. سياست، فرهنگ و اجتماع را متفاوت پنداشتند و ابتدا با شكاكيت و سپس عقل‏گرايى، «عصر روشنگرى» در فكر و فلسفه را بنيان نهادند.

»نيكولا ماكياول» در قرن 15 و 16 با اثر مهم «شهريار» عقايد جديدى در حوزه سياست و فلسفه بنيان نهاد و سعى كرد نشان دهد در جوامع مختلف بشرى تمايلات سياسى ثابتى وجود دارد. اين عقيده تأثير بسزايى در انديشه امروزى قوانين ثابت و حقوق يكسان براى بشر مى باشد.

«دكارت» با شك فلسفى، جهانى جديد وراى فكر و علم و انديشه آدمى ايجاد كرد. او با شك، يقين را حاصل مى كرد و مى گفت: «مى انديشم، پس هستم» و با مبنا قرار دادن عقل و خردِ انسان در شناخت، عصر روشنگرى را وارد عرصه‏اى جديد كرد.

«فرانسوا مارى آرونه ولتر» در قرن 18 بر اين عقيده بود كه آن چه مربوط به طبيعت انسانى است، در سراسر دنيا شبيه به يكديگر است، در نتيجه عمق و درون اجتماعات شبيه به هم مى‏باشد. و بر اين اساس مى‏توان براى تمامى انسان‏ها در جوامع مختلف حقوق و قوانين يكسان قائل بود. «بارون دو منتسكيو» در قرن 18 و 19 معتقد بود دنياى مادى داراى قوانين خاصى است و هوش و فهم انسانى نيز قوانين خاصى دارد. او با تأكيد بر تفكيك قوا و جامعه مدنى، به عقايد و واژه هاى سنتى و مبهم، نور علم تاباند و مفاهيمى جديد انتزاع كرد. جان لاك نيز در قرن 18 لازمه جايگاه متعالى انسان در حيات خويش را رها شدن از بند تكاليفى مى‏دانست كه خود براى خود تعيين نكرده است. او جوهر وجودى انسان را برخوردارى از عقل و آزادى مى‏دانست و معتقد بود هيچ موجود عاقلى را نمى توان به بند كشيد و همين عقل ايجاب مى كند كه انسان درباره مايملك، سرنوشت و اخلاق خويش با آزادى تصميم بگيرد.

«ايمانوئل كانت» در قرن 18 و 19 توجه زيادى به آزادى، فرديت و اخلاق فردى داشت. و اصالت فرد و اهميت آزادى كه كانت بر آن تأكيد می‏ورزيد، موجب گسترش فكر تساوى حقوق افراد شد. به تدريج عقايد انديشمندان فوق‏الذكر و نيز عقايد «ژان ژاك روسو»، «بنتام»، «ژان استوارت ميل»، «ديويد هيوم»، «هابز» و ديگر فلاسفه و انديشمندان عصر روشنگرى، حقوق ذاتى انسان، پايه اصلى مشروعيت نظام هاى سياسى شد و همراه با انقلاب هاى سياسى و اقتصادى، حقوق بشر بسط و گسترش يافت.

در دوران روشنگرى، عقل‏گرايى به هدف و روش فكر انسان مبدل گشت، در شناخت، روش استقرايى و تجربى به كار گرفته شد، فرجام باورى نفى شد، سود و منفعت محور و مدار حركت آدمى شد، آموزش نوين رواج يافت، مبدعين و مخترعين مقامى ممتاز دارا شدند و علم از حيثيت والايى برخوردار شد، بر توانايى بى‏نهايت و استقلال عقل انسان تأكيد شد، آزادى و اختيار در هر امرى مورد توجه قرار گرفت و اجمالا عقلانيت و آزادى به عنوان دو مؤلفه انسانيت مطرح شدند و چون «تعبد و تقليد در مقام نظر با عقلانيت منافات دارد و در مقام عمل با آزادى پس آن گونه مطرح شد كه تعبد چيزى نيست جز سركوبى حس كنجكاوى و تعطيل سير عقلانى». و تأكيد مدرنيته و عصر روشنگرى بر عقلانيت و آزادى، انسان را به سمت فردگرايى و بازانديشى حقوقش رهنمون ساخت.


4. انقلاب صنعتى

با رشد سرمايه دارى و بورژوازى در اروپاى مركزى و شمالى، كشف ماشين بخار و پيشرفت در علم مكانيك، انسان توانست تغييرات اساسى در وسايلى كه براى ادامه حيات خويش به كار مى برد، ايجاد كند و ابزار توليد، نيروهاى توليدى و نوع كار انسان با گذشته تفاوت كرد. اين اتفاقات در حالى صورت مى گرفت كه اروپائيان توانستند از طريق دريانوردى به منابع مناطق ديگر دسترسى يابند و فرصتى به وجود آمد تا از امكانات مادى و نيروى كار ديگر نقاط جهان بهره بردارى كنند. همچنين تحولات اساسى در كشاورزى، و تركيب منابع (زمين و كار و سرمايه)، توسعه صنعت را علمى ساخت و از سال 1760 تا 1830 استفاده از منابع اوليه، بازارهاى جديدى را به وجود آورد و سرمايه سرمايه داران و استفاده از روش هاى علمى در صنعت روز به روز افزايش يافته، تحولات عظيم صنعتى به دنبال داشت كه به علت عظمت اين تحولات لفظ «انقلاب صنعتى» را براى اين جريانات به كار مى برند. انقلاب صنعتى رويدادى واحد و اتفاقى ناگهانى نبود. اين جريان تاريخى، تحولات همبسته گوناگونى را در برمى‏گيرد كه سرانجام جهان غربى را از نظام سنتى و كشاورزى به نظام كاملا صنعتى دگرگون ساخت.

مازاد سرمايه و مازاد كارگر به كار گرفته شد و همراه با رشد تكنولوژى، فضا را براى بيشتر صنعتى شدن آماده ساخت. اين روند باعث ثروتمند شدن عده قليلى سرمايه دار، و در مقابل استثمار عده كثيرى كارگر شد كه اعتراضات كارگرى از يك سو و نيز نياز به امنيت براى سرمايه داران، جوامع را نيازمند به قوانين ساخت.

صنعتى شدن در عصر جديد، زندگى جديدى براى انسان رقم زد كه به دنبال آن فردگرايى، تقسيم كار، شهرنشينى، تمايز اجتماعى و فاصله كشورهاى جهان اول و جهان سوم را به دنبال داشت. البته نياز به قانون نيز كه اشاره شد، بالتبع حقوق يكسان براى افراد را به دنبال داشت.

5. تقسيم كار و همبستگى ارگانيكى

جوامع گذشته، ساختار اجتماعى ساده داشته و با كمترين ميزان تقسيم كار روبه رو بودند، ارزش هاى مشترك و وجدان جمعى، مردم را به يكديگر پيوند زده بود و به قول «اميل دوركيم»، دين شيرازه جامعه بود و تعلق اشتراكى به هدف‏هاى اخلاقى وجود داشت كه از مقصودهاى فردى فراتر بود. او اين تعلق اجتماعى و همبستگى را «همبستگى مكانيكى» ناميده بود و معتقد بود در اين همبستگى، افراد جامعه چندان تفاوتى با يكديگر ندارد و به ارزش هاى واحدى وابسته اند. اما با انقلاب صنعتى و رشد تكنولوژى، ضرورت تقسيم كار دقيق و پيچيده احساس شد، هر فرد بايد به طور منظم به فعاليت هاى روزانه مى پرداخت و در عين وابستگى متقابل افراد به همديگر، به علت تفاوت كاركرد هر فرد، تفاوت و تمايز انسان ها از همديگر نيز بيشتر رشد يافت و «همبستگى ارگانيكى» شكل گرفت. در جامعه اى كه همبستگى مكان