16 مرداد 1358 مصادف با 13 رمضان 1399 همزمان با شروع دور تازهای از جنايات بيرحمانه رژيم اشغالگر صهيونيستی در لبنان، حضرت امام خمينی (ره)، رهبر كبير انقلاب اسلامي، طي پيامي مسلمين ايران و جهان را مخاطب قرار دادند و آخرين جمعه ماه مبارك رمضان را، به عنوان "روز قدس" انتخاب كردند.
ايشان در اين پيام بر لزوم همبستگی بينالمللی مسلمانان در حمايت از حقوق قانونی مردم مسلمان تاكيد كردند.
به گزارش « فردا »، متن پيشنهاد تاريخی حضرت امام خميني (ره) براي برگزاری مراسم روز قدس بدين شرح است:
« بسم الله الرحمن الرحيم »
من در طي ساليان دراز، خطر اسرائيل غاصب را گوشزد مسلمين نمودم ، كه اكنون اين روزها به حملات وحشيانه خود به برادران و خواهران فلسطيني شدت بخشيده است و بويژه در جنوب لبنان به قصد نابودي مبارزان فلسطيني ، پياپي خانه و كاشانه ايشان رابمباران مي كند.
من از عموم مسلمانان جهان و دولتهاي اسلامي مي خواهم كه براي كوتاه كردن دست اين غاصب و پشتيبانان آن به هم بپيوندند و جميع مسلمانان جهان را دعوت مي كنم آخرين جمعه ماه مبارك رمضان را كه از ايام قدر است ، و مي تواند تعيين كننده سرنوشت مردم فلسطين نيز باشد، به عنوان "روز قدس" انتخاب، و طي مراسمي همبستگي بين المللي مسلمانان را در حمايت از حقوق قانوني مردم مسلمان اعلام نمايند. از خداوند متعال پيروزي مسلمانان را بر اهل كفر خواستارم . والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته. روح الله الموسوي الخميني
امام خميني چند روز پس از صدور پيام روز جهاني قدس، در جمع اقشار مختلف مردم به تشريح ويژگيهاي روز جهاني قدس پرداختند.
حضرت امام در اين سخنراني كه روز 25 مرداد 1358 در شهر قم ايراد شد، فرمودند:
« بسم الله الرحمن الرحيم »
«روز قدس» يك روز جهاني است. روزي نيست كه فقط اختصاص به قدس داشته باشد. روز مقابله مستضعفين با مستكبرين است. روز مقابله ملتهايي است كه در زير فشار ظلم آمريكا و غيرآمريكا بودند، در مقابل ابرقدرتهاست. روزي است كه بايد مستضعفين مجهز بشوند در مقابل مستكبرين، و دماغ مستكبرين را به خاك بمالند. روزي است كه بين منافقين و متعهدين امتياز خواهد شد. متعهدين اين روز را روز قدس ميدانند، و عمل ميكنند به آنچه بايد بكنند. و منافقين ـ آنهايي كه با ابرقدرتها در زير پرده آشنايي دارند و با اسرائيل دوستي ـ در اين روز بيتفاوت هستند، يا ملتها را نميگذارند كه تظاهر كنند. روز قدس روزي است كه بايد سرنوشت ملتهاي مستضعف معلوم شود، بايد ملتهاي مستضعف اعلام وجود بكنند در مقابل مستكبرين. بايد همانطور كه ايران قيام كرد و دماغ مستكبرين را به خاك ماليد و خواهد ماليد، تمام ملتها قيام كنند و اين جرثومههاي فساد را به زبالهدانها بريزند. روز قدس روزي است كه بايد اين دنبالهروهاي رژيم سابق در ايران، و آن توطئهچينهاي رژيم فاسد و ابرقدرتها در ساير جاها خصوصاً در لبنان، تكليف خودشان را بدانند. روزي است كه بايد همت كنيد و همت كنيم كه قدس را نجات بدهيم؛ و برادران لبناني را از اين فشارها نجات بدهيم. روزي است كه بايد تمام مستضعفين را از چنگال مستكبرين بيرون بياوريم. روزي است كه بايد جامعة مسلمين همه اظهار وجود بكنند و هشدار بدهند به ابرقدرتها و به اين تفالههايي كه مانده است از آنها ـ چه در ايران و چه در ساير جاها.
روز قدس، روزي است كه بايد به اين روشنفكراني كه در زير پرده با آمريكا و عمال امريكا روابط دارند هشدار داد. هشدار به اينكه اگر از فضولي دست برنداريد، سركوب خواهيد شد! ما به آنها مهلت داديم و با آنها با ملايمت رفتار كرديم كه شايد دست از شيطنت بردارند و اگر دست برندارند، كلمة آخر را خواهيم گفت و خواهيم به آنها فهماند كه ديگر رژيم سابق قابل برگشتن نيست و ديگر امريكا نميتواند به اينجا حكومت كند، و ديگر ساير ابرقدرتها نميتوانند در اين مملكت حكومت كنند. روز قدس روزي است كه بايد به همة ابرقدرتها هشدار داد كه بايد دست خود را از روي مستضعفين برداريد و سر جاي خود بنشينيد.
اسرائيل دشمن بشريت، دشمن انسان، كه هر روز غائله ايجاد ميكند و برادرهاي ما را در جنوب لبنان به آتش ميكشد، بايد بداند كه ديگر اربابهاي او رنگي ندارند در دنيا، و بايد انزوا اختيار كنند؛ طمعها را از ايران بايد قطع كنند، دستهاي آنها بايد از همة ممالك اسلامي قطع شود؛ عمال آن در همة ممالك اسلامي بايد كنار بروند. روز قدس روز اعلام يك چنين مطلبي است. اعلام اين است به شياطيني كه ملتهاي اسلام را ميخواهند كنار بگذارند، و ابرقدرتها را به ميدان بياورند. روز قدس روزي است كه قطع آمال آنها را بكند؛ و به آنها هشدار بدهد كه گذشت آن زمانها.
روز قدس روز اسلام است. روز قدس روزي است كه اسلام را بايد احيا كرد و احيا بكنيم، و قوانين اسلام در ممالك اسلامي اجرا بشود. روز قدس روزي است كه بايد به همة ابرقدرتها هشدار بدهيم كه اسلام ديگر تحت سيطرة شما، به واسطة عمال خبيث شما، واقع نخواهد شد. روز قدس، روز حيات اسلام است. بايد مسلمين بهوش بيايند، بايد بفهمند قدرتي را كه مسلمين دارند؛ قدرتهاي مادي، قدرتهاي معنوي. مسلمين كه يك ميليارد جمعيت هستند و پشتوانة خدايي دارند و اسلام پشتوانة آنهاست و ايمان پشتوانة آنهاست از چه بايد بترسند؟ ما با يك جمعيت كمي در مقابل دشمنهاي زياد، دشمنهاي بسيار، قيام كرديم و ابرقدرتها را شكست داديم. و كسي گمان نكند كه ديگر بعضي از اين قشرهاي فاسد، بعضي از اين چپروهاي امريكايي يا غير امريكايي، بتوانند در اين مملكت اظهار وجود كنند. آن روز كه ما بخواهيم و ملت ما بخواهند، در ظرف چند ساعت تمام آنها به زبالهدانهاي فنا خواهند ريخته شد. ملت بزرگ ما ديگر از اين حركات مذبوحانه نخواهد ترسيد. حركات اسرائيل در جنوب لبنان و نسبت به فلسطين همين حركات مذبوحانه است. حركاتي است كه اواخر عمر، اشخاص فاسد ميكنندـ چنانچه شاه ما، شاه مخلوع ايران اين حركات را كرد، و منتهي به فنا شد.
دولتهاي عالَم بدانند كه اسلام شكست بردار نيست. اسلام و تعاليم قرآن بر همة ممالك بايد غلبه كند. دين بايد دين الهي باشد، اسلام دين خداست؛ و بايد در همة اقطار اسلام پيشروي كند. روز قدس، اعلام يك چنين مطلبي است،اعلام به اين است كه مسلمين به پيش! براي پيشرفت در همة اقطار عالَم. روز قدس فقط روز فلسطين نيست، روز اسلام است؛ روز حكومت اسلامي است. روزي است كه بايد جمهوري اسلامي در سراسر كشورها بيرق آن برافراشته شود. روزي است كه بايد به ابرقدرتها فهماند كه ديگر آنها نميتوانند در ممالك اسلامي پيشروي كنند.
من روز قدس را روز اسلام و روز رسول اكرم ميدانم، و روزي است كه بايد ما تمام قواي خودمان را مجهز كنيم؛ و مسلمين از آن انزوايي كه آنها را كشانده بودند خارج شوند، و با تمام قدرت و قوت در مقابل اجانب بايستند و ما در مقابل اجانب با تمام قوا ايستادهايم، و نخواهيم اجازه داد كسان ديگر در مملكت ما دخالت كنند، و مسلمين نبايد اجازه بدهند كه كسان ديگر در ممالكشان دخالت كنند. در روز قدس، ملتها بايد به حكومتهايي كه خائن هستند هشدار دهند. روز قدس روزي است كه ما خواهيم فهميد چه اشخاصي و چه رژيمهايي با توطئهگرهاي بينالمللي موافقت دارند و با اسلام مخالفت. آنهايي كه شركت ندارند مخالف با اسلام هستند، و موافق با اسرائيل، و آنهائي كه شركت كردند متعهد هستند و موافق با اسلام و مخالف با دشمنان اسلام ـ كه در رأس آنها امريكا و اسرائيل است. روز قدس روز امتياز حق از باطل است، روز جدايي حق و باطل است.
من از خداوند تبارك و تعالي خواهانم كه غلبه بدهد اسلام را بر همة قشرهاي عالَم؛ بر همة مستكبرين، مستضعفين را غلبه بدهد. و از خداي تبارك و تعالي خواهانم كه برادرهاي ما را در فلسطين، در جنوب لبنان و در هر جايي از عالَم كه هستند، از دست مستكبرين و از دست چپاولگران نجات بدهد.
یک مقام آمریکایی وابسته به تیم نومحافظه کاران در سخنانی از احتمال حمله پیشگیرانه علیه تاسیسات هسته ای ایران در نیمه نخست سال 2008 خبر داد.
به نقل از رسانه های کویت، "جوشوا موراوچیک"، عضو کمیته مشورتی در امور ترویج دموکراسی وابسته به وزارت خارجه آمریکا اظهار داشت: "حمله پیشگیرانه نظامی به تاسیسات هسته ای ایران منتفی نیست و احتمال دارد این اقدام در نیمه نخست سال 2008 آغاز شود."
وی که در سمیناری به میزبانی انجمن اقتصادی کویت در این کشور عربی سخن می گفت ادعا کرد: "ایران به دنبال دستیابی به قدرت کامل در خاورمیانه از طریق ساخت سلاح هسته ای است و در مورد استفاده از آن علیه هر کشوری که منافعش را تهدید کند درنگ نخواهد کرد."
این در حالی است که مقامات کشورمان همواره ادعای تلاش در جهت ساخت سلاح هسته ای را رد و بر صلح آمیز بودن برنامه هسته ای کشور تاکید کرده اند.
با وجود تکذیب مکرر دخالت ایران در خشونت های عراق، عضو کمیته مشورتی در امور ترویج دمکراسی آمریکا در این باره مدعی شد: "واشنگتن حمایت ایران از گروه های تروریستی عراق در هر دو فرقه شیعه و سنی را تحت نظر دارد و اکثر نیروهای آمریکایی با سلاح های ایرانی کشته شده اند!"
"موراوچیک" که همزمان عضو موسسه پژوهشی اینترپرایز واشنگتن وابسته به لابی صهیونیست محسوب می شود در ادامه ادعاهای خود خاطرنشان کرد: "ایران از طالبان در افغانستان حمایت می کند و کامیون های پر از سلاح را در اختیار آنها قرار می دهد و از سوی دیگر حامی حماس در فلسطین است."
گفتنی است کمیته مشورتی در امور ترویج دمکراسی آمریکا که "موراوچیک" در عضویت آن قرار دارد کمیته ای جدید است که در سال 2006 به فرمان کاندولیزا رایس وزیر خارجه آمریکا تشکیل شد.
این کمیته درباره مسائل مربوط به ترویج دمکراسی به خانم رایس و مدیر آژانس توسعه بین المللی آمریکا مشاوره می دهد.
روز اول: ساعت ۱۰ صبح است. خیابان طالقانی وضع عادی خود را دارد. ماشین ها با سرعت و سروصدا عبور می كنند، فروشگاه ها بازند و كاركنان آنها سرگرم كارهای روزمره هستند.
ناگهان گروهی نزدیك به چهارصد نفر در حالی كه در طول خیابان طالقانی راهپیمایی می كنند، به سمت سفارت آمریكا می پیچند. جوانان با شور و حرارت از در و دیوار سفارت بالا می روند و به درون محوطه سفارت می پرند.
خیابان بند می آید و جوان ها تند و تیز یكی پس از دیگری از گوشه و كنار سفارت به داخل می روند، حالا هر كدامشان بازوبندی به دست و عكس امام به سینه دارند. در حالی كه باران نیز شروع به باریدن كرده، خبری بر روی تلكس خبرگزاری ها می رود كه تا سالها اثراتش باقی خواهد ماند: «سفارت آمریكا در تهران اشغال شد.«
روز دوم: امام خمینی حركت دانشجویان را مورد تأیید قرار می دهد و می گوید:«امروز در ایران باز انقلاب است. انقلابی بزرگتر از انقلاب اول. در این انقلاب شیطان بزرگ آمریكاست. «
آقای سید احمد خمینی به نمایندگی از رهبری انقلاب در جمع دانشجویان حضور می یابد و در یك مصاحبه مطبوعاتی شركت می كند. خبرنگاری از او می پرسد علت حضور و مأموریتتان در رابطه با اشغال سفارت آمریكا چیست؟ او پاسخ می دهد: «من به دعوت برادران پیرو خط امام به اینجا آمدم.» سید احمد خمینی اضافه می كند: «تمام مردم ایران از عمل دانشجویان پشتیبانی می كنند.» او در جواب خبرنگاری كه پرسیده بود: «آیا تضعیف دولت تا این حد صحیح است؟» می گوید: «این كار تضعیف دولت نیست زیرا تمام ملت یكپارچه این عمل را تأیید می كنند و لابد دولت هم از مردم است. «
اما چند ساعت پس از مصاحبه سید احمد خمینی، دولت موقت مهندس بازرگان استعفاء می دهد و از قضا این استعفاء پذیرفته می شود و از سوی رهبر انقلاب، شورای انقلاب مأمور اداره كشور می شود.
ابوالحسن بنی صدر نیز به سرپرستی وزارت امور خارجه برگزیده می شود.
روز ۱۶: خیابان های اطراف سفارت لبریز از حضور مردم است. انبوه جمعیت با عصبانیت پرچم آمریكا را آتش می زنند و فریاد می كشند: «مرگ بر آمریكا، مرگ بر كارتر« .
بنی صدر، كفیل وزارت امور خارجه از سمتش كنار رفته و قطب زاده جای او را می گیرد. او می گوید: «نمی توان تا ابد گروگان ها را نگه داشت و آمریكا به عنوان سرزمین آزاد، نه می تواند تسلیم تحقیر واگذاری مردی بیمار به رژیم جمهوری اسلامی ایران بشود و نه از به خطر انداختن ۵۰ یا ۶۰ شهروندش برای نگه داشتن این مرد بیمار راضی است. «
در خارج از مرزهای ایران خبرهای داغی وجود دارد. در اجتماعی بی سابقه شورای امنیت سازمان ملل با پانزده رأی بر آزادی فوری گروگان ها تأكید می كند، در این میان حتی شوروی نیز رأی مثبت می دهد. ایران نشست نیویورك را تحریم كرد اما بنی صدر می گوید اگر همچنان وزیر خارجه بود، به نیویورك می رفت، هر چند كه برخی منتقدان در شورای انقلاب او را از هواپیما برگرداندند.
۱۹ نوامبر(۲۸ آبان) دانشجویان سه گروگان را آزاد می كنند. دو تفنگدار سیاهپوست و یك منشی زن. روز بعد آنها ده نفر زن و سیاهپوست دیگر را نیز آزاد می كنند.
روز ۵۸: شورای امنیت در آخرین روزهای سال ۱۹۷۹ میلادی با ۱۱ رأی موافق و بی هیچ مخالفی و با امتناع روسیه و چكسلواكی از رأی دادن تصویب می كند كه ایران باید تا هفتم ژانویه(۱۸ دی ۵۸)، گروگان ها را آزاد كند و اگر در این مهلت گروگان ها آزاد نشوند، شورای امنیت قطعنامه شدیدتری صادر می كند. همزمان والدهایم دبیر كل سازمان ملل، تصمیم می گیرد شخصاً به ایران برود و دیپلماسی قدیمی را بیازماید. اما روزنامه های ایرانی در اول ژانویه (۱۲ دی)، با عكسی قدیمی از او استقبال می كنند. در آن عكس والدهایم بر دست اشرف پهلوی، خواهر شاه، بوسه می زند. روزنامه جمهوری اسلامی در زیر این عكس این گونه به والدهایم طعنه می زند:«آقای والدهایم، این شما هستید كه بر دست بدكاره ای بوسه می زنید. «
والدهایم به ایران می آید، اما هیچ یك از مقامات رسمی حاضر به دیدار او نمی شوند و او پس از سه روز بازمی گردد و هنگام بازگشت به شورای امنیت پیام می دهد كه اعمال زور علیه ایران تنها به تشدید مقاومت آنها می انجامد. شورای امنیت دوبار تصویب قعطنامه را به تعویق می اندازد و در نهایت در ۲۲ دی ماه ۵۸ ( ۱۳ ژانویه ۱۹۸۰ ) شورای امنیت بنا به پافشاری ایالت متحده تشكیل جلسه می دهد.
مك هنری نماینده آمریكا دعاوی خود را علیه ایران اقامه می كند و از شورا تقاضا می كند كه برای حفظ صلح بین المللی قطعنامه مورد درخواست ایالت متحده مبنی بر تحریم اقتصادی ایران را به تصویب برساند.
آن شب یكی از جلسات شورانگیز شورای امنیت در جریان بود. پس از چندین ساعت بحث و بررسی، انگلستان، نروژ، پرتغال و فرانسه از قطعنامه آمریكا حمایت می كنند، بنگلادش و مكزیك رأی ممتنع و چك واسلواكی رأی مخالف و در نهایت شوروی با استفاده از حق وتو، قطعنامه آمریكا را به بایگانی شورای امنیت می سپارد.
دیپلماسی دبیر كل شكست می خورد و ایالت متحده می گوید كه یك طرفه به قطعنامه عمل خواهد كرد.
ماه سوم
ابوالحسن بنی صدر به ریاست جمهوری ایران برگزیده می شود. او در اولین مصاحبه اش خاطرنشان می كند: «آماده نیست كه با دانشجویان مسلمان حكومتی موازی را قبول كند.»
او اضافه می كند:«ما در ایران دو حكومت داریم: یكی حكومت دانشجویان پیرو خط امام و دیگری شورای انقلاب و چنین وضعی قابل قبول نیست. «
بنی صدر راه حل مسئله گروگان ها را تشریح می كند. به عقیده او دولت آمریكا باید از ایران عذرخواهی كند و استقلال و حاكمیت جمهوری اسلامی را محترم بشمارد؛ در این صورت مشكل گروگانها ممكن است به زودی حل شود. سخنان بنی صدر، اهالی كاخ سفید را به جنب و جوش وامی دارد.
زمزمه هایی در رسانه های خارجی مبنی بر دیدار مقامات ایران و آمریكا و ارائه راه حل تازه منتشر می شود. اما صادق قطب زاده در مصاحبه با رویترز می گوید: «شخص اینجانب و وزارت خارجه هیچ گونه تماس مستقیم و یا غیرمستقیم با آمریكا نداشته ایم و راه حل تازه، همان مطالبی است كه بارها گفته ایم. « اشاره قطب زاده به استرداد شاه و اموال او به ایران است.
چند سال بعد گری سیك در كتابش از دیدار قطب زاده (وزیر امور خارجه ایران) و همیلتون جردن (رئیس كاركنان كاخ سفید) در ۲۸ بهمن (۱۶ فوریه) در پاریس خبر می دهد. این دیدار سه ساعت به طول می انجامد. قطب زاده در پاسخ جردن كه چگونه می توان بحران را با صلح و آرامش و حفظ حیثیت طرفین حل كرد، پاسخ می دهد:« راه حل ساده است، شاه را بكشید. «
به هر حال پس از اظهار نظر فرانك جورج كه با خوش بینی خبر از پیدا شدن راه حل تازه برای آزادی گروگان ها می دهد، این تصور در ذهن ها زنده می شود كه بنی صدر در توافقی محرمانه با آمریكایی ها سازش كرده است.
در این میان خبرگزاری فرانسه گزارش می دهد تا چند روز دیگر یك هیأت آمریكایی كه از جانب دانشجویان پیرو خط امام دعوت شده اند، احتمالاً وارد تهران خواهند شد.
در چنین فضایی بود كه آسوشیتدپرس و رویترز گزارش دادند كه به محض ورود اعضای یك دادگاه بین المللی كه قرار است اتهامات ایران علیه شاه مخلوع را رسیدگی كنند، گروگان های آمریكایی آزاد خواهند شد. این مطلب را» هیكل» روزنامه نگار معروف مصری در مقاله ای نوشته و اضافه كرده كه هرچند گروگان ها به مجرد ورود اعضای دادگاه بین المللی به تهران بلافاصله آزاد خواهند شد، اما در تهران زیر نظر طرف سوم (سوئیس) قرار خواهند گرفت تا آمریكا به آنها دسترسی داشته و مسئول سلامتی آنها باشد. اما ماجرا به دلخواه آمریكایی ها پیش نرفت؛ هرچند قطب زاده اعلام كرد كه به نمایندگی از شورای انقلاب، گروگان ها را تحویل خواهد گرفت اما دانشجویان اعلام كردند، گروگان ها را تحویل قطب زاده نخواهیم داد.
پس از گذشت چند ساعت از این بیانیه دانشجویان، دفتر امام، شورای انقلاب و هیأت وزیران، هرگونه تصمیم گیری درباره گروگان ها را مربوط به مجلس شورای اسلامی دانستند.
هیأت تحقیق هم به تهران آمد و خواستار دیدار با گروگان ها شد. اما دانشجویان ملاقات هیأت تحقیق با گروگان ها را كاری انحرافی خواندند و اعلام كردند گروگان ها تنها برگ برنده ایران در مبارزه با آمریكا هستند و اجازه نمی دهند اعضای این كمیسیون با گروگان ها ملاقات كنند.
بدین ترتیب نقشه قطب زاده و جردن هم نتوانست گرهی را باز كند.
روز ۱۴۰:
كارتر در ۲۶ مارس ۱۹۸۰ (چهارم فروردین ۱۳۵۹) نامه ای محرمانه خطاب به امام می نویسد و اعلام می كند: «ما آماده پذیرش حقایق جدید كه مولود انقلاب ایران است، می باشیم. این امر همچنان هدف و آرزوی ماست، زیرا من تصور می كنم كه ما هدف واحدی را كه صلح جهانی و برقراری عدالت برای همه ملل است، تعقیب می كنیم. «
اما امام خمینی با شجاعتی خارق العاده دستور می دهد تا نامه كارتر منتشر شود. در آمریكا انتشار این نامه یك افتضاح سیاسی برای كارتر بود. كیسینجر بلافاصله پس از افشا شدن محتوای نامه كارتر اعلام كرد:« آمریكا باید به مقامات ایرانی بگوید كه مهمانی تمام شده است. «
روز ۱۵۵:
روز مقدس دیگری فرا رسیده، روز عید پاك است.
سه كشیش آمریكایی به سفارت آمده اند تا مراسم عید پاك را اجرا كنند.
گروگان ها در گروه هایی دو تا چهار نفره برای انجام مراسم مذهبی به كتابخانه می آمدند. در اوایل شب مراسم تمام می شود اما كارتر یك روز پس از عید پاك روابط دیپلماتیك با ایران را قطع كرد. او بالاخره قطعنامه یك طرفه را هم اجرا كرد و تردد همه محموله ها جز غذا و دارو را به ایران ممنوع كرد.
به علی آگاه (كاردار سفارت ایران در واشنگتن) و دیپلمات های دیگر، ۳۶ ساعت فرصت داده می شود تا ایالت متحده را ترك كنند. آنان ناراحت هستند اما در تهران گویی جشن بر پا شده است.
امام خمینی از كارتر به خاطر قطع رابطه با ایران تشكر می كند و می گوید:«قطع روابط به این معناست كه آمریكا از نفوذ در ایران قطع امید كرده است. «
عملیات نجات
هشت هلی كوپتر بزرگ از ناو وینسنتس پرواز كردند. شش هواپیما سی-۱۳۰ ترابری نیز از فرودگاهی مخفی در مصر به پرواز درآمدند.
آنها ماه ها در صحراهای جنوب غربی آمریكا برای مأموریت ویژه خود، تمرین كرده بودند.
این گروه در فورت براگ، كارولینای شمالی، پشت سیم های خاردار اردوگاهی كه قبلاً زندان بود، اردو زده بودند و برای كارهای ناگهانی مانند وارد شدن به اتاق های تاریك با عینك های مخصوص و انفجار سوانح پیش رو تمرین كرده بودند. در ۲۳ فروردین ۵۹ (۱۱ آوریل ۱۹۸۰) كارتر شورای امنیت ملی را احضار كرد و پس از یك ساعت تصمیم گرفته شد تا عملیات اجرا شود.
هشت هلی كوپتر-۵۳ RH از وینسنتس برخاسته اما یكی یكی مجبور به بازگشت یا فرود اضطراری شدند.
اولین هلی كوپتر به خاطر ترك برداشتن پره های آلومینیومی اش مجبور به فرود شد. دومین نیز ژیوسكوپش را (كه برای پرواز در شب ضروری بود) از دست داد و بخاطر مسدود شدن دریچه خنك كننده اش مجبور به بازگشت به ناو هواپیما بر شد.
ساعت 50/12 دقیقه شب اولین هلی كوپتر به صحرای یك كه ایرانیها آن را پشت بادام می خواندند رسید و آخرین هلی كوپتر هم پس از یك ساعت به محل ملاقات آمد. «مهندس پرواز هلی كوپترها را بررسی كرد و به چارلی بك ویث (فرمانده عملیات) گفت سیستم هیدرولیك یكی از شش هلی كوپتر باقی مانده قادر به فعالیت نیست. عملیات چراغ های آبی عملاً شكست خورده است. چرا كه با پنج هلی كوپتر نمی توان ۹۰ كماندو و سی گروگان را از ایران خارج كرد. بك ویث می گوید:« خدایا، ما شكست خورده ایم.» كارتر با توقف عملیات موافقت می كند.
در صحرا ساعت ۱۰/۲ بامداد است. خلبان یكی از هلی كوپترها حدود هفت-هشت متر در هوا بلند می شود تا به طرف دیگری نزدیك یكی از ترابری ها برود. همان طور كه به آن طرف كج می شد، پره اش مخزن بنزین هواپیما ۱۳۰ C-را می شكافد. ناگاه پشت بادام غرق در آتش می شود و شعله های آتش را می توان از كیلومترها مشاهده كرد. در واقع همه جهان متوجه می شوند.
كماندوها به سرعت سوار ۱۳۰C- ها می شوند ؛ پنج خدمه و سه تفنگدار در آتش سوخته اند.
130-C ها به مقصد مصر پرواز می كنند و اجساد را در همان جا می گذارند.
خبرگزاری ها در ساعت ۲۲/۱ خبر را اعلام می كنند: «واشنگتن- كاخ سفید نیمه شب جمعه در بیانیه ای اعلام كرد كه عملیات نظامی جسورانه ای كه برای نجات گروگانهای آمریكایی در تهران طرح شده بود، به علت «نقص فنی» لغو شده است. برخورد دو هلی كوپتر آمریكایی روی زمین در صحرای ایران به مرگ هشت خدمه منجر شده است. «
روز ۳۴۲ :
پس از مدت ها كشمكش بالاخره امام خمینی شروط چهارگانه ای را برای آزادی گروگانها اعلام می كند

