تبليغاتX

پاتوق بر و بکس دانشگاه آزاد ابهر برو بکس ابهر

 

 

محمد ادو - خبرنگار بی بی سی در اتيوپی

 

  

آياتو نوری: به سابقه ام نگاه نکنيد، به حرف هايم گوش دهيد

 

يک اتيوپيايی که 11 همسر و 77 فرزند دارد ساير مردها را ترغيب می کند در زندگی سرمشق او را دنبال نکنند. در عين حال او در زمينه برنامه های تنظيم خانواده و راه های جلوگيری از بارداری ديگران را آموزش می دهد.

آياتو نوری، 56 ساله، بعد از آنکه دار و ندارش را زير فشار تقاضاهای بی امان خانواده پرجمعيت اش از دست داد، اکنون مردم را حتی تشويق می کند اصلا تن به ازدواج ندهند.

او می گويد: "می خواهم بچه هايم کشاورزی کنند ولی زمين ندارم، می خواهم مدرسه بروند ولی پول ندارم."

اما بزرگترين پسرش توجهی به اندرزهای پدر نکرده و سه همسر دارد.

تقسيم ثروت

هفت همسر آقای آياتو در کلبه های واقع شده در مجتمعی که او ساخته است زندگی می کنند، خانه هايی که شديدا به تعمير و مرمت نياز دارند.

چهار همسر ديگر او در آلونک هايی در سوی ديگر روستای گيوی ابوسا در 300 کيلومتری آديس آبابا، پايتخت اتيوپی، در ناحيه آرسی زندگی می کنند.

 

آياتو می گويد پول ندارد اين همه بچه را تغذيه کند

 

او می گويد اسم تمام بچه هايش را نمی داند اما سعی می کند از طريق مادرهايشان و کلبه ای که در آن زندگی می کنند آنها را شناسايی کند.

آياتو می گويد او زمانی ثروتمند بود و می خواسته ثروتش را تقسيم کند برای همين اين همه زن گرفته است.

اما او اکنون برای تغذيه آنها در تقلاست.

آقای آياتو می گويد: "وقتی بچه های گرسنه ام را می بينم و نمی توانم برايشان کاری کنم دلم می خواهد خودم را دار بزنم."

زنان او بيش از 100 بار زايمان کرده اند اما 23 نوزاد تلف شدند.

عکس های مدرسه

با اين حال او دولت اتيوپی را به کم کاری در کمک به او برای نگاهداری از همه فرزندانش متهم می کند.

او می گويد: "می دانم اشتباه کرده ام اين همه زن گرفته ام و اين همه بچه دار شده ام اما فکر می کنم مستحق کمک دولتی هستم."

اما بزرگترين گلايه او در حال حاضر از مقام های مدرسه محلی است که 40 نفر از بچه هايش در آن درس می خوانند.

مقام های مدرسه برای درست کردن پرونده های بچه ها به عکس های آنها نياز دارند که دارايی های ناچيز آقای آياتو را بيش از پيش تهی خواهد کرد.

او می گويد سعی می کند وقتش را به طور مساوی ميان زنان و فرزندانش تقسيم کند، و می افزايد که هرچند نزاع و بگومگو ميان آنها عادی است اما سعی می کنند اختلافاتشان را دوستانه حل کنند.

آياتو می گويد: "مردم به چشم آدمی خنده دار به من نگاه می کنند اما هيچ چيز زندگی من خنده ندارد. من مردی درمانده هستم که برای بقايش دست و پا می زند."

بزرگترين پسر آياتو بيکار است اما او در سن 33 سالگی سه زن دارد و به زودی با چهارمی ازدواج می کند.

اما او می گويد قصد ندارد به تعداد پدرش زن و فرزند داشته باشد.

 

نوشته شده توسط ××× مرتضی ××× در ساعت | لینک ثابت |

 

آداب آزار دختران

·    تو خیابون خیلی با احترام از یه دختر آدرس بپرسید بعد از جواب دادن جلوی چشماش از یکی دیگه بپرسید ؛ یا وقتی آدرس رو بهتون گفت بر عکس جایی که گفته رو برین.

·        پشت چراغ قرمز راننده جلویی اگه دختر بود قبل از سبزشدن چراغ دستتون رو بذارید

·        رو بوق .

·        در یک جمع دخترانه یه خاطره از سركار گزاشتن دختر تعریف کنید و بگین که قالباً موجودات .....

·        توی جشن تولد یکی از دخترا تا اومد شمع ها را فوت کنه بادکنک بترکونید .

·    اگه یه دختر یه جا یه جک تعریف کرد شروع نشده بگید شنیدید ؛ این کار علاوه بر تاثیر شدید روحی روانی باعث هفت رنگ شدن دختر مورد نظر میگردد.

·    سوتی های لغوی و کلامی و دیکته ای و ادبی و... دخترا رو درگوشی بگید ، بخندید ؛ برای تاثیر بیشتر دختر مورد نظر را با دست نشان دهید.

·    توی جمع دانشجویی و رسمی هنگام عکس گرفتن واسه دخترا شاخ بذارید و سعی کنید یک لبخند ملیح در عکس بزنید؛ این لبخند بعد ها تاثیر بسزایی دارد.

·        یک سری کارت آماده کرده و در آن شماره خودتان را بنویسید و در خیابان به صورت تراکت پخش کنید .

·        روزهای بارونی تا یه دختر دیدید و یه چاله پر آب و شما با ماشین بودید یه لحظه هم درنگ نکنید .

·    اگه کلاس موسیقی می روید قبل از اجرای دختر خانوم مورد نظر پیچ های کوک گیتارش (یا هر نوع ساز دیگر) رو به چند جهت مختلف بچرخونید و در هنگام اجرا هم سرفه های سیاه کنید.

·    تو دانشگاه از دختر مورد نظر یه جزو 1000 صفحه ای بگیرید و بعد از اینکه تمام صفحاتش رو جا به جا کردید بهش بگید صفحه مورد نظرتونو پیدا نکردید!!

·    همواره از زیبایی ها و تناسب اندام مادربزرگ خدابیامرزتون(!) در مقابل دختر چاق مورد نظرتون بگید . (در مقابل دختر لاغر هم کاربرد دارد) .

·    به دختری که دماغش رو تازه عمل کرده بگید دکترش بد بوده و دماغش کوفته شده و بگین ، بعید میدونین که دیگه بشه درستش کرد.

·        زمستون وقتی همه جا یخ زده با دیدن زمین خوردن یه دختر با صدای بلند بزنید زیر خنده .

·        از یه دختر ساعت بپرسید بعد از جواب دادن به ساعتتون نگاه کنید و بگین ساعتش عقبه .

·    توي خيابون به يه قسمت از لباس يه دختر خيره بشيد و بزنيد زير خنده (نمي دونيد چه حالي مي شه) دست و پاشو گم مي كنه .

·    هر دختری از (جمله با شخصیتش) ازتون پرسید ساعت چنده بدون اتلاف وقت یه کاغذ یه متری دربیارید شماره موبایلتونو بنویسید بگید سر ساعت 9 زنگ بزنه .انتهاش هم اظافه کنید که ممکنه که سرتون شلوغ باشه و نتونید جوابش رو بدید.

·        سعي كنيد وسط حرف جدي يه دختر خانم با شخصيت بپريد بگيد دوباره توضيح بده كه شما متوجه نشديد .

 

نوشته شده توسط ××× مرتضی ××× در ساعت | لینک ثابت |

 

منبع : http://www.40cheraq.com

 

جدايي هميشه غم انگيز و دردنـاك اسـت. پـس از يـك دوره سعي تلاش براي كنار زدن كدورتـها و مشـكلات،متاسفانه نتوانستيد به زندگي دركنار هم ادامه دهيد و سايه شوم جدايـي شمـا را از هـم دور كـرده اسـت.مي خواهيد رابطه اي جديد را شروع نموده و بتنهايي

خود پايان دهيد. امـا خاطـرات و لـحـظـات با هـم بودن ذهن شما را مشغول كرده و نمي توانيد آنها را از يــاد ببريد. در اين قسـمت 10 روش بـراي فـرامـوش نمـودن همسر يا نامزد پيشين خود را خواهيد آموخت.

10- حقيقت را بپذيريد: او رفته است.

بسته به اينكه رابطه گذشته شما تاچه حد جدي بوده، اين مرحله ممكن است نسبت به مـراحـل ديــگر زمــان بيشتري ببرد. به طبع اگر مدتي طولاني با همسر خود زندگي كرده باشـيـد، قبـول ايـن مسئله كه ديگر با همديگر نخواهيد بود بسـيـار مـشـكل تـر اسـت از زمـاني كه مثلا” با نامزدتان حدود 6 ماه در ارتباط بوده باشيد.
هرقدر سريعتر اين واقعيت كه همسر گذشته شما براي هميشـه رفـته است را بپذيريد، زودتر خواهيد توانست رابطه جديدي را آغاز نماييـد. بـنابرايـن بـه افكـار خود كه در شمـا زمزمه برگشتن و تماس گرفتن دوباره او را ميكنند، التفات ننموده و دست بكار شويد.

9- افكار خود را بزدائيد.

بايد خود را از صدمات و تنشهاي رابطه پيشين رهايي دهيد. در غير اينصورت اين حالات و احـساسات در رابـطـه جـديد به همراه شما بوده و باعث بروز مشكلات زيادي خواهد شد.

به عنوان مثال ممكن است رفتارهاي نامزد جديدتان را بر اساس روشهايي كـه در مـورد همسر گذشته خود پيش گرفته بوديد، به غلط تعبير و تفسير نماييد. و يا خشم و غضب پنهاني كه نسبت بهمسر قبلي خود در سر داشته ايد را به نامزد كنوني خود روا داريـد. بنابراين بهتر است آن احساسات را از ذهن بيرون نموده و با فكري آزاد رابطه جديدتان را آغاز نماييد.

8- از اشتباهات خود عبرت بگيريد.

بعد از اينكه از دست احساسات منفي رها شديد، مي تـوانـيد به رابطه گذشته خود به عنوان يك تجربه آموزنده بنگريد. در مورد علت جدايي و ايـنكه چـه چيزي در نهايت باعث ناسازگاري شما شد بينديشيد.

با اجراي اين مرحله مطمئن خواهيد شد كه ديگر اشتباهات گذشته كه در انتها منجر به جدايي خواهد شد را در رابطه جديدتان تكرار نـخـواهـيـد كـرد و نيز به مـسـائـلـي كـه در سرنوشت رابطه زناشويي شما دخيل هستند، نزديكتر خواهيد شد.

7- با او صحبت كنيد.

گرچه ممكن است كمي ضد احـساسي بـنظر بـرسـد، امـا خـوب اسـت در مورد نامزد يا همسر گذشته خود با نامزد يا همسر جديدتان صحبت كرده و رمز و راز دل خـود را بيرون بريزيد. به اين ترتيب او مـتـوجه خـواهد شـد كه از كـجا آمده ايد و سخن و اعمال شما را سوء تعبير نخواد نمود.

با اين وجود در اين كار زياده روي نكنيد چون ممكن است باعث ترساندن نفر جديد شده و مجبور به طي مجدد اين مراحل گرديد!

6- با او قطع رابطه كنيد.

آنچه كه عموم افراد با آن اتفاق نظر دارند اين است كه هيچگاه نميتوان همسر يـا نامـزد قبلي را بعنوان “دوستان معمولي” در نظر گرفت و به همين منوال با آنها ارتبـاط داشـت. با اينكه اشخاص خوش بين بر اين باورند كه مي تـوان ارتـبـاط دوسـتـانه خـود را با نامزد پيشين حفظ نمود،افراد واقع بين اعتقادي برچنين رابطه اي ندارند. هميشه مسائل حل نشده اي وجود دارد كه باعث ميشود عشاق سابق به روشهاي عجيبي رفتار كنند.

5- عكس او كنار بگذاريد.


هر نوع خاطره بجا مانده از او نظير عكسها، نامه ها، لباسها، جواهرات بدلي و چيزهاي ديگري كه شما را به ياد او مياندازد را جمع آوري نموده و دور بريزيد. اگر اهـل دور ريـختن نيستيد، آنها را در يك كارتن گذاشته و در كمد يا انباري قرار دهيد.

4- مكانهاي محبوب جديدي پيدا كنيد.


سعي نكـنـيد با نامزد جديد خود بـه هـمان رستوران يا پاركي كه با همسر گذشته خود ميرفتيد، سربزنيد. چون اين باعث ميشود بجاي اينكه حواستان به نامزد جديدتان باشد به ياد همسر قبلي خود بيفتيد.

بهترين كار اين است كه محلهاي تفريحي جديدي انتخاب كنيد كه تا به حـال نـرفـتـه ايد. چه كسي مي داند؟ شايد آن محل جديد تبديل به پاتوق شما شود.

3- نامزد جديد خود را به دوستان و خانواده خود معرفي كنيد
معرفي نامزد جديد به دوستان و خانواده باعث مي شود تا بتوانيد سريعتر همسر قبلي خود را فراموش كنيد. هنگاميكه آنها شروع به درنظر گرفتن شما به عنوان دو يـار جـديـد نموده و فردي كه عادت به بودن با او داشتيد را از ياد مي بـرند، شـمـا نـيـز همين كار را آسانتر انجام خواهيد داد.

2- مقايسه نكنيد.

نامزد يا همسر جديد خود را از هيچ لحاظ (شكل، قيافه، وزن، استعداد،… ) با همسر يا نامزد قبلي مقايسه نكنيد.

1- يگانگي او را تحسين نماييد.

درعوض روي آن چيزي هايي كه باعث تمايز نامزد جديدتان ميگردد، تمركز كنيد. چه چيز استثاني دارد؟ چـه كـاري مـيتواند انجام دهد كه ديگران از آن عاجزند؟ با پاسخ گفتن به اين سؤالات خواهيد توانست خـصـيصـه هاي كه باعث عشق ورزيدن شما نسبت به او ميشود را دريافته و آنها را هميشه مورد تحصين قرار دهيد.

با دنبال نمودن اين 10 مرحـله نـه تـنـها مي توانيد نامزد يا همسر قبلي خود را فراموش كنيد، بلكه در موقيعيتي قرار خواهيد گرفت كه از همراهـي نامزد جديدتان نهايت لذت را ببريد. پس شروع كنيد.

منبع مطلب: www.mardoman.com

 

نوشته شده توسط ××× مرتضی ××× در ساعت | لینک ثابت |

 

منبع : http://www.40cheraq.com

 

غم انگیز ولی واقعی. در روابط زناشویی چیزی بنام یک “رابطه کامل” وجود ندارد و متاسفانه با این که شما تصور میکنید همسرتان بسیار به شما علاقمند است احتمال خیانت او وجود.

بخاطر داشته باشید: زنان بسیار نکته بین و دقیق هستند و درصورت خیانت مانند یک تبهکار حرفه ای ردی از خودشان باقی نمی گذارند بنابراین شما باید خوب حواستان را جمع کنید. در زیـر 10 نشانـه اصلی که ممکـن است ( نه لزوما” ) دلیـل خیـانت یـک زن باشد را می خوانید:

سلام

نشانه شماره 10

فاصله گرفتن و جدایی از خانواده

این واقعیت که او دیگر علاقه ای به رسیدگی امور خانواده ندارد و تمایلش را به برقراری رابطه با خـانـواده و دوسـتان شما از دسـت می دهد، مـی تواند دلیـل بر پشیمانی و ندامت ناشی از خیانت باشد. او ممکن است بخاطر خیـانـتش احسـاس گنـاه کـرده و روبرو شدن با دوستان یا خانواده شما او را به یاد گناهانش بیندازد.بنابراین هرچقدر او در صداقت و درستی قوطه ورتر شود، بهمان اندازه مجبور بتحمل عذاب وجدان کمتری خواهد شد.

نشانه شماره 9

افزایش پرخاشگری و ستیزه جویی

آن روزهای تفاهم و همدلی و رضایت که با هم داشتید به پایان رسیـده. اخیرا او با هر کار شما شروع به مشاجره و شکایت پـرداخـتـه و از هـر بـهـانـه ای بـرای نـزاع و تخریب شخصیت شما استفاده میکند. نق زدنها به او کمک می کند تا احساس گناه را از بین برده و یا حداقل کمترکند. بنابراین اگر عیب جوییهای او از شما بصورت یک عادت درآمده کمی دقت کنید ببینید چه اتفاقی در حال افتادن است.

نشانه شماره 8

دوستی با فردی جدید

یک از نشانه های شروع خیانت قرار گرفتن فردی جدید در سر راه اوست که ممکن است از طرف او “همکار” یا “دوست قدیمی” اطلاق شود. او از بیان جزئیات دوستی با فرد جدید خودداری کرده و سعی در پوشاندن آنها دارد.
نشانه شماره 7

ممانعت از پاسخگویی به سؤالات ساده

هـمیشه نسبت بفردی که حتی از پاسخگویی به ساده ترین و منصفانه ترین سوالات شما سرباز می زند و یا سـوالات شما را از خودتان می پرسد ( این امر نشانگر یافتن یک جستجوی ذهنی برای دروغگویی است ) ضنین و مشکوک باشید. هشیار باشید در مورد دیر آمدن ها به خانه و ایـنکه او با غرولند در جواب سوال شما می گوید: ” چرا می خوای بدونی کی از محل کارم خارج شدم؟”. اگر او به سوالاتی که همیشه عادت داشـت داوطـلبـانـه و با رقبـت پاسـخ دهـد ولی اکنـون با حالت تدافـعی و جبـهه گیرانه علاقه ای به جواب دادن آنها ندارد، بـدانید که او چـیزی ( یا کسی….) را از شما پنهان میکند.

نشانه شماره 6

ایجاد تغییرات در عادت ها

اگر او سرش جای دیگری گرم باشد ، بطور قطع متـوجه تـغییراتـی در انـجام عـادتها و کارهای روزمره اش خواهید شد. دیگر تمایلی به سینما رفتن وجود ندارد و صحبتی از شرکت در کلاسـهای آموزشـی نمی شـود. معمولا” مـردان دوسـت دارند با مـعشـوقه جدیدشان ملاقات کنند و این امر موجب غفلت و بازماندن از انجام مشغولیات گذشته می گردد.

نشانه شماره 5

افزایش آرایش و آراستگی

هـمانگونه که خود شما در ابتدای ارتباطتان سعی در نشان دادن محاسن خود به یکدیگر داشتيد، اکـنون او نـیز بصورت ناگهانی اصرار در آرایش بیشتر و تغییر لباس و دگرگون کردن ظاهر خود برای فردي دیگر دارد.

نشانه شماره 4

افزایش استقلال و خودکامگی

یک نشانه مهم کج روی این است که او از نـهاد دو نـفره خـانواده جدا شده و به سمت خودمختاری پیش می رود. او دیگر نمی گوید “ما” می گویـد “من” بعلاوه کار خودش را انجام می دهد و تمایلی به مشورت در مورد اندیشه های آینده زندگی ندارد. او طوری رفتار میکند که به شما بفهماند دیگر نیازی به نگهداری شما ندارد.
نشانه شماره 3

تغییر در زندگی جنسي

ایجاد تحـولات ناگهـانی، عـدم تمایـل و سربازدن در آميزش همـچنین ارضا نشدن مانند گذشته، می تواند نتیجه درمیان بودن فرد دیگری باشد.

نشانه شماره 2

افزایش مشغولیتها

او میگوید دیگر وقت انجام فعالیت های فوق برنامه را با شما ندارد با اینحال وقتی که “دوستش” با او تماس می گیرد همان لحظه حاضر و آمـاده شده و بـیرون می رود. او بسیار زیاد برای “کار” از خانه خارج می شود.

نشانه شماره 1

بی تفاوتی و بی اهمیتی

چه چیزی بدتر از این اســت که همسـر شـما تقریبا در مـورد همه چیز نق بزند؟ به نظر می رسد بدتر این باشد که او دیگر توجه نکند که حتی شـما یک مـوجود زنده هستید. همانـطور که نشـانه شــماره 9 ( بهانه جویی و گیـر دادن سر هر موضوع ) یک نــشـانه خیانت محسوب میگردد بر عکس آن هم یعنی بی اهـمیتـی در انجام کارهای شما نیز دلیلی محکم است. دیگر برای او فرقی نميکند که شما کجا میروید و چه کار می کنید. اگر عقیده خود را مثلا” در مورداحساس خود و یا ظاهر او ابرازکنید با جوابی سرد مواجه خواهید شد. بعبارت دیگر او همـان اندازه اهمیتی که شما برای موضوعات مختلف قائل هستید، قائل نخواهد بود بخصـوص که آن موضـوع مسـتقیما” در رابـطه شـما تاثیر گذار باشد.

واقعیت گرا باشید: با این فکر که همسرتان هیچ وقت به شما خیانت نمی کند، خودتان را فریب ندهید و از طرف دیگر فورا” او را متهم به خیانت نکنید. اگر هـمسر شما دارای یک از نشانه های فـوق بـود، دلـیل بر ایـن است که احتـمـالا” چیـزی در این رابطه غلط می باشد و لزوما” دلیلی بر اتهام نهایی نیست. در هر حال بـا خـواندن ایـن مقاله فرصی مناسب برای شما پیش می آید تا بـتـوانید برخورد و دیدگاه منطقی تری نسبت به مسائل داشته باشید. موضوع مهم تر اینکه اجـازه نـدهید آنچه که ممکن اسـت تنها یک حس حسادت در شما باشد باعث تخریب افکارتان در مورد همـسرتان شود چرا که اشتباه انگاری و نتیجه گیری زود هنـگام ممکن اسـت یک رابطه را برای همیـشه از بین ببرد پس همه حقایق را پیش از روبرو شدن با وی درنظر داشته باشید.

شما نشانه های دیگری سراغ دارید؟

 

نوشته شده توسط ××× مرتضی ××× در ساعت | لینک ثابت |

 

منبع : http://www.40cheraq.com

  

درست است که هنوز هم رویای زیر آبی رفتن را در سر دارند، اما شوهرهای امروزی واقعاً وفادار هستند و سعی می کنند هم نان آور خوبی برای خانواده باشند و هم کارهای خانه را خوب انجام دهند. و حتی بیشتر از همیشه به دنبال ایجاد ارتباط و صمیمیت روحی و روانی با مسرانشان هستند.

سامان 33 ساله هم مثل سایر مردها هیچوقت لیست خاصی از ویژگی ها و خصوصیات همسر ایدآل خود نداشته است. اما وقتی با همسر آینده اش، جولی لادن، چهار سال پیش در رستورانی که هر دو آنها بعنوان گارسن کار می کردند روبه رو شد، احساس کرد که این همان زن ایدآل اوست. گرچه لادن 27 ساله زن زیبایی است، اما انتخاب سامان فقط به خاطر ظاهر او نبوده است.

درعوض، او به خاطر نقاط مشترکی که باهم داشتند احساس راحتی می کرد. او میگوید، “هر دو ما اهل معاشرت و عاشق گشت و گذار با دوستانمان هستیم، اما هر دو واقعاً به والدینمان وابسته هستیم و درمورد راه و روش بزرگ کردن بچه هایمان هم ایده های مشترک زیادی داریم.” سامان همچنین جاه طلبی لادن را که می خواست متخصص کار درمانی شود، دوست داشت—نه تنها به این خاطر که جنبه ی خدماتی این شغل را تحسین می کرد بلکه اهمیت داشتن دو منبع درآمد در خانه را هم فهمیده بود. اما مهمتر از همه این بود که لادن به نظرش همسری با درک و فهم بالا و حامی می آمد. سامان که الان یک کارشناس بیمه در تهران است، می گوید، “من فوراً متوجه شدم که لادن با مردم خیلی خوب رفتار می کند. وقتی قرار است بقیه ی عمرتان را یک نفر بگذرانید، این مسائل اهمیت فوق العاده ای پیدا می کند.”

اولویت های سامان با مردهای نسل های قبل که به همسرانشان در وهله ی اول بعنوان مادر و زن خانه دار نگاه می کردند، فرق می کند. براساس آمار ارائه شده از اداره ی کار ایالات متحده، دراواسط دهه ی شصت، فقط 35 درصد از زنان متاهل در خارج از منزل کار می کرده اند. اما امروزه، در بیش از 60 درصد از ازدواج ها، هر دو طرف هم زن و هم مرد در بیرون از خانه به کار مشغولند. همچنین براساس تحقیق انجام گرفته توسط محققین دانشگاه مریلند، تعداد ساعاتی که زنان متاهل هر هفته به کارهای خانه اختصاص می دهند، از 34 ساعت به 19 ساعت تقلیل یافته است، درحالیکه این ساعت برای مردان از 5 به 10 ساعت افزایش یافته است.

مردها چطور انتخاب می کنند؟

آشکار است که نقش زنان در جامعه رشد کرده و مردها هم می بایست خود را این تغییر وفق دهند. مطمئناً، برخی از محرکات قدیم—مثل کشش و جذب به زیبایی—هنوز هم در انتخاب های آنان تاثیر می گذارد. اما امروز، مردانی مثل سامان راحت تر هستند که همسرانشان شغلی برای خود داشته باشند و همینطور توقع داشته باشند که شوهرشان در کارهای خانه به آنها کمک کند. و با هرچه برابر شدن نقش زن و مرد، آنچه مردها از زن زندگیشان می خواهند به آنچه زنها از شوهرانشان توقع دارند شبیه شده است—یعنی محبوب و معشوقی که همه ی نیازهای احساسی و فکری آنها را برآورده کند.

مردها هنوز هم به همان میزان سابق خواستار ازدواج هستند. درواقع، 94 درصد از نوجوانان امریکایی در ذهن خود برنامه دارند که روزی ازدواج کنند و 92 درصد از آنها به بچه دار شدن هم علاقه مندند. این آمار از سال 1977 حتی از میزان دخترهایی که برای ازدواج برنامه ریزی می کنند هم الا زده است (درواقع 69 درصد از همه ی افراد بزرگسال در امریکا متاهل هستند و فقط 8 درصد از آنها طلاق گرفته اند). اما این روزها مردها دیرتر ازدواج می کنند. امروزه سن متوسط ازدواج برای آقایان 27 است درحالیکه در سال 1960، 23 بوده است. اما چرا؟ دکتر دیوید پوپنو روانشناس و مدیر پروژه ی ازدواج ملی در دانشگاه راجرز نیو جرسی، یکی از دلایل آن را وجود سکس و رابطه ی جنسی قبل از ازدواج در جومع غربي می داند. اما وقتی نوبت به انتخاب همسر می رسد، مردهای جوان بسیار با احتیاط عمل می کنند. دکتر پوپنو توضیح می دهد، “خیلی از این جوانان والدینی دارند که از هم طلاق گرفته اند یا دوستانی دارند که پدر و مادرشان از هم جدا شده است. به همین خاطر دوست ندارند این تجربه دوباره تکرار شود.”

فراتر از این، مردها امروزی در مقایسه با پدرانشان به دنبال نوع متفاوتی از زن ها هستند. و دیگر آن زمان که مردها فقط نان آور خانه بودند و وظیفه ی زنها خانه داری و بچه داری بود به سر آمده است. وقتی در سال 1939 از مردها سؤال شد که آیا قبول می کنند همسرانشان با حقوقی معادل 50 دلار در هفته (که آن زمان درآمد خوبی به شمار می رفت) به کار مشغول شوند، پاسخ 63 درصد از آنها منفی بود.

حتی در سال 1977 هم تقریباً %70 از مردها احساس می کردند که برای زنانشان بهتر است در خانه بمانند. اما پروژه ی تحقیقاتی ازدواج ملی در سال 2001 تغییر شگرفی در این اعتقادات را نشان داد: %42 از مردان مجرد 20 تا 24 ساله اظهار داشتن که برای آنها داشتن همسری که خود شغل و درآمد دارد بسیار بهتر از زنی است که فقط به کارهای خانه داری مشغول است. و در سال 2002، 55 درصد از مردان ادعا کردند که از نظر آنها کار کردن خانمشان در خارج از منزل حتی باوجود بچه عاری از اشکال است.

این روزها مردها نه تنها خوشحال می شوند که همسرشان هم بتواند در درآمد زايي با آنها شریک باشد بلکه اینکه همسرشان بتواند درآمدی به اندازه آنها یا حتی بیشتر داشته باشد، را تحسین میکنند. براساس تحقیقات انجام گرفته تعداد زوج هایی که در آن درآمد زن بیشتر از شوهر بوده از 16 درصد در سال 1981 به 23 درصد در سال 1996 افزایش داشته است. سامان می گوید، “این روزها اگر همسرمان بتواند به اندازه ما یا بیشتر درآمد داشته باشد، دیگر به حس مردانگی ما لطمه ای نمی زند.” (البته تحقیقات نشان میدهد که مسائل مالی زنان را هم نگران نمی کند و تقریباً 80 درصد از زنان بین 20 تا 29 سال تصور می کنند شوهرشان بهتر است درک و فهم بالا داشته باشد تا وضعیت مالی عالی).

در عین حال، مردها دیگر چندان گرفتار طلسم کار نیستند و برای تکمیل خوشبختی خود به دنبال زندگی خانوادگی هستند. طبق تحقیقات انجام گرفته در سال 1997 در نیویورک، 70 درصد از مردان متاهل درمورد میزان ساعاتی که در محل کار میگذرانند و میزان ساعاتی که با خانواده سپری می کنند، در کشمکش هستند. پدر بودن این روزها مفهوم تازه ای پیدا کرده است. 93 درصد از پدرای که بچه های مدرسه ای دارند حداقل هفته ای یکبار فرزندانشان را بغل می کنند (که در مقایسه با دهه ی قبل این آمار 90 درصد افزایش داشته است.) و با وجود اینکه مردان حداقل نیمی از کارهای خانه را با همسرشان شریک می شوند، نسبت به سال 1965 که فقط یک ششم کارهای خانه بر عهده ی مردان بود، پیشرفت زیادی صرت گرفته است. سامان می گوید، “چون این روزها هر دو طرف شغل دارند و سر کار می روند، مردها دیگر نمی توانند از بهانه ی “من نان آور خانه هستم” استفاده کنند. ما خودمان همه ی سعیمان این است که کارها را 50-50 تقسیم کنیم. خانمم آشپزی میکند و من ظرفها را می شویم و از این قبیل…”

یافتن همسر و همدم واقعی

بالاتر رفتن زمینه ی بازی در مورد کار و مراقبت از بچه ها، باعث شده است که مردها بیشتر به مسائل احساسی گرایش پیدا کنند.

در پروژه ی تحقیقاتی که در سال 2001 انجام گرفت، مشخص شد که 94 درصد از مردان بین 20 تا 29 سال می خواهند با کسی ازدواج کنند که فراتر از هر چیز دیگر بتواند نیازهای احساسی آنها رابرآورده کند. دکتر پوپنو اعتقاد دارد، “مردها می گویند که به یک همراه و همدم روحی و روانی نیاز دارند—کسی که بتواند احساسات و آرزوهایشان را با آنها سهیم شود. آنها کسی را نمی خواهند که فقط بتواند کهنه ی بچه عوض کند یا ظرف ها را بشوید. آنها یک همدم و محبوب واقعی می خواهند.”

در واقع تعداد مردانیکه این روزها به دنبال یک همسر و معشوق واقعی هستند به اندازه خانم ها شده است. دکتر نِیل کلارک وارن، روانشناس بالینی که بر روی هزاران زوج تحقیق و بررسی انجام داده است می گوید، “فکر نمی کنم این چیزی باشد که مردها به اجبار به آن رسیده باشند. به نظر من به این دلیل است که مردها هم مثل زنان به دنبال مفهوم بیشتری از زندگی هستند.”

دکتر پوپنو نگران این است که مردهای امروزی برای پیدا کردن همسری که بتواند به طور کامل نیازهای عاطفی و احساسی آنها را برآورده کند، فشار زیادی به خود می آورند. در تحقیقی که سال گذشته بر روی 60 مرد مجرد در 20 تا 40 سالگی انجام گرفت، دلایل این مردان برای ازدواج نکردن و مجرد ماندن مشخص شد—ترس از تسالم و سازش، خطرات مالی طلاق، میل به ادامه ی لذات زندگی مجردی—اما خیلی از آنها هم ادعا کردند که هنوز نتوانسته اند زوج مناسب خود را پیدا کنند و درصدد یافتن آن هستند. دکتر پوپنو اعتقاد دارد که مردها خیلی توقعشان را بالا نگه داشته اند. و در مقایسه با آشپزی و تمیزکاری، نیازهای روحی-روانی پیچ و خم بیشتری دارد.

زیبایی در مقابل هوش

هیچ شکی نیست که مردها هنوز هم به دنبال صورت زیبا هستند. در تحقیقی که سال 1999 انجام گرفت مشخص شد که 43 درصد از مردها قبول کرده اند که قبل از هر چیز به خاطر مسائل ظاهری مجذوب زنان می شوند، و 35 درصد از آنها نیز ادعا کردند که به دنبال زنان باهوش هستند. (اما در تحقیق مشابهی که روی زنان انجام گرفت مشخص شد که فقط 24 درصد از آنها به دنبال ظواهر هستند و برای 60 درصدشان هوش و ذکاوت طرفشان حرف اول را می زند.)

زیبایی حتی پول را هم جذب خود می کند. وقتی در تحقیقی از مردان سؤال شد که آیا دوست دارند با زنی زیبا اما فقیر ازدواج کنند یا زن زشت اما ثروتمند، 55 درصد از آنها مورد اول و فقط 23 درصد از آنها مورد دوم را انتخاب کردند. (اما وقتی همین سؤال از زنان پرسیده شد، مشخص شد که 28 درصد از آنها زیبایی را به ثروت ترجیح می دهند و 37 درصد اعتقاد داشتند ثروت مهمتر از زیبایی ظاهری است).

محققان اعتقاد دارند که مردها به خاطر دلایل بیولوژیکی طالب زیبایی هستند. و مردها حتی وقتی پا به سن می گذارند هم به دنبال زنانی جوانتر و زیباتر از خودشان هستند. پروفسور جان مارشال تونسند در این زمینه می گوید، “می دانم شاید خانم ها دوست نداشته باشند این را بشنوند، اما در جوامع غربي یک مرد—حتی مردهای تک همسری—وقتی یک زن زیبا و جذاب را می بیند، به داشتن رابطه با آن زن فکر میکند!”

در واقع، طبق تحقیقی که در سال 201 در دانشگاه ورمونت انجام گرفت، اینطور دریافت شد که 98 درصد از مردان متاهل در آمريكا در مورد داشتن رابطه با کسی غیر از همسرشان رویاپردازی می کنند (درمقابل 78 درصد از خانم ها که به کسی غیر از همسرشان فکر میکنند). مغلوب وسوسه ها شدن هم مسئله ای دیگر است. در واقع، کمتر از 5 درصد از مردها در جوامع غربي در یکسال، سکس خارج از ازدواج دارند (درمقایسه با آمار خانم ها که 2 درصد است) و نزدیک به 80 درصد از مردان طی دوران ازدواج به همسرانشان وفادار می مانند (درمقایسه با 90 درصد خانم ها).

اما گرایش بیولوژیکی مردها به سمت زیبایی آنقدرها هم که فکر میکنیم در انتخاب آنها تاثیر نمی گذارد. مثلاً تاثیر زیبایی در انتخاب های مردان بسیار به سطح تحصیلات آنها مرتبط است؛ مردهایی که تحصیلات متوسطه دارند، 2/21 مرتبه بیشتر از آنها که تحصیلات دانشگاهی دارند به زیبایی اهمیت می دهند. رابرت گلاور، روانشناس، در این رابطه می گوید، “اما آنچه مردها واقعاً می خواهند، بودن با زنی است که او را از نظر جنسی بخواهد. اینکه کسی دوستتان بدارد مطمئناً مهمتر از زیبایی و قیافه ی اوست.”

مردها همچنین به زنانی که از سکس لذت می برند هم گرایش دارند. طبق تحقیقی که در سال 2000 انجامگرفت، اینطور استنباط شد که 80 درصد از مردان جوان میخواهند شریک زندگیشان شور و حرارت زیادی در رابطه جنسی داشته باشد (73 درصد از خانم ها هم همین را می خواستند). اما مردها، مثل زنان، درمقابل کسانی که بیش از اندازه از نظر جنسی فعال باشند، محتاط عمل میکنند. در تحقیقی که در سال 1997 انجام گرفت مشخص شد که هر دو جنس، میزان کم تا متوسط از تجربه ی جنسی را در فرد مقابلشان ترجیح داده اند—که متخصصین عقیده دارند این نشانه ی ترس آنها از بی وفایی همسرانشان بوده است.

بیولوژی در مقابل واقعیت

مردهای امروزی معمولاً به روشی عمل میکنند که مخالف محرک های تکاملی است. دکتر نیل کلارک وارن، که یک بنگاه زوجیابی را هدایت می کند، خاطرنشان می کند که بسیاری از مراجعین مرد او به دنبال زنانی هم سن خودشان هستند. بعلاوه، او به تجربه دریافته است که مردها، برخلاف امر بیولوژیکی برای تولید مثل، زنانی را ترجیح می دهند که خود صاحب فرزند باشند. وارِن می گوید، “ما دریافته ایم که مردها هرچه سنشان بالاتر می رود، میل و علاقه اش برای ناپدری شدن بیشتر می شود. واقعیت این است که وقتی سنتان بالای 35 باشد، زنانی که برای ازدواج با شما مناسب باشند کسانی هستند که بچه دارند.”

و مسئله ی تجربه ای مطرح می شود که مردها با بالا رفتن سنشان به دست می آورند، و تاثیری که این تجربیان می تواند بر طرز تفکرشان داشته باشد. جان گاتمن محقق دانشگاه واشنگتن میگوید، “مردان جوان به دنبال زنان زیبا و جذاب هستند، اما مردهای میانسال به دنبال همسری مهربانند.”

مورگان کِنِی 58 ساله که مدیر موزه ای در چاپِل هیل در کارولینای شمالی است میگوید، بعد از دو ازدواج و چند رابطه که هیچکدام به ثمر ننشسته، او دریافته است که آنچه که او واقعاً آرزویش را داشته، همسری بوده که از نظر احساس صادق و عمیقاً روحانی باشد. او بالاخره این خصوصیات را در همسر سومش پیدا می کند که زنی 44 ساله و دلال املاک است. این دو علایقی مشابه در هنر و عکاسی دارند اما به عقیده خودش آنچه واقعاً در آن مشترک اند، همراهی و وفاداریشان به همدیگر است.

خوشبختانه، مردهای امروزی به دنبال کسی هستند که در همه ی مسئولیت های ازدواج، از پول درآوردن گرفته تا بزرگ کردن بچه ها، با آنها شریک باشد. درست است که هنوز کمی در ابراز احساساتشان سرسخت هستند اما به دنبال کسی هستند که بتوانند آزادانه با او مسائل احساسی و روحی-روانی خود را در میان بگذارند.

برای مردها چه مهم است؟

چه چیز زنها برای مردها بیشترین اهمیت را دارد؟ از مردهای متفاوتی این سؤال و چندین سؤال مهم و اساسی دیگر، از میزان و رضایت جنسیشان گرفته تا فکر قدرت طلبی برای انجام کارهای خانه و تربیت فرزندان، را پرسیدیم. نزدیک به 300 مرد به این تحقیق آنلاین پاسخ دادند—معلمین، مهندسین، برق کارها، مکانیک ها، و غیره و غیره…که از 25 تا 67 سال سن داشتند. اطلاعات زیر نتیجه ی یافته های ماست.

چه چیز زنها برای مردها بیشترین اهمیت را دارد؟

“من را درک کند و به حرفهایم گوش کند.”

%56

“مادر خوبی برای فرزندانم باشد.”

%39

“معشوقه ای فوق العاده باشد.”

%5

%68 از مردها احساس می کردند که همسر کنونیشان، همدم و یاور حقیقی آنهاست.

بین آندسته از افرادی که احساس نمی کردند که با همسرشان ارتباط روحی و احساسی داشته باشند، %73 ابراز داشتند که آرزوی چنین رابطه ای با همسرشان را دارند.

یافته های ما

مردها نقش همسرانشان را در کارهایی که در آن خوب عمل میکنند، چطور ارزیابی میکنند؟

“همسری قابل اعتماد، و بامحبت بودن”

%43

“مادری دلسوز مهربان بودن”

%39

“شرکت در درآمد مالی خانواده”

%13

“دوست داشتن من”

%5

مردها نقش خودشان را در کارهایی که باور دارند در آن عالی هستند، چطور ارزیابی می کنند؟

“همسری قابل اعتماد و با محبت بودن برای همسرم”

%58

“نان آور خانواده بودن”

%21

“پدری دلسوز و مهربان بودن”

%18

دوست داشتن همسرم”

%3

مردها بهترین مزیت ازدواج را در چه می بینند؟

“دانستن اینکه همیشه از نظر احساسی همسرم را دارم”

%43

“داشتن کسی که بتوانم با او پیر شوم”

%38

“پدر شدن”

%17

“دانستن اینکه همیشه از نظر جنسی همسرم را دارم”

%2

%49 از مردها عقیده داشتند که سخت ترین چیز در ازدواج، داشتن مسئولیت های مختلف است.

%26 گفتند فشار مالی است.

%21 گفتند خواسته ها و نیازهای عاطفی از همسرانشان است و فقط %4 اعتقاد داشتند که تک همسری سخت ترین مسئله است.

کی ارضا می شود و کی نمی شود؟

%32 از مردها عقیده اشتند که زندگی جنسیشان با همسرشان بالاتر از حد متوسط است، و %20 ادعا کردند که زندگی جنسی فوق العاده ای با همسرشان دارند. فقط %16 از آنها از رابطه ی جنسی خود با همسرشان رضایت نداشتند.

%60 از مردها عقیده داشتد که رابطه ی جنسی آنها با فرد دیگری غیر از همسرانشان، زمینه ی لازم برای طلاق گرفتن همسرنشان را مهیا می کند.

اما اگر همسرانشان چنین کاری را انجام دهد چه؟ فقط %49 از آنها ادعا کردند که به این خاطر از همسرانشان طلاق می گیرند.

%65 از مردها عقیده داشتند که بهترین نظم در ازدواج وقتی حادث می شود که هر دو طرف کار کنند.

%21 عقیده داشتند که بهتر است همسرانشان در خانه بمانند.

مردها خوشحال می شوند که همسرانشان هم قسمتی از مسئولیت نان آوری خانه را به دوش بکشند.

%93 از مردها ادعا کردند که از اینکه درآمد همسرانشان از آنها بیشتر باشد، ناراحت نمی شوند. و فقط %6 از آنها از چنین وضعیتی احساس نارضایتی کردند.

خانه داری و بچه داری چندان مناسب آنها نیست.

فقط %17 از مردها گفتند که انجام حداقل نیمی از کارهای خانه بر گردن آنهاست. و %27 ادعا کردند که بیشتر مسئولیت بچه داری بر عهده ی آنهاست. اکثر مردان (%66) احساس می کردند که سهم آنها از کارهای خانه و بچه داری عادلانه است، درحالیکه % 27 ادعا کردند دوست دارند حتی از این مقدار هم بیشتر کار کنند اما وقتش را ندارند.

 

نوشته شده توسط ××× مرتضی ××× در ساعت | لینک ثابت |

 

منبع : http://www.40cheraq.com

 

پيشنهاد ازدواج دادن بي شك يكي از مهمترين و بزرگترين گامهايي ميباشد كه تا به حال برداشته ايد. شما خواهان آن هـستـيد كه در آن لحظه همه چيز عالي و بـه بـهتـريـن نحو پيش رود و از آن مهمتر كه ميخواهيد پاسخ وي مثبت بـاشـد! ايـن نكـات را هــنگام دادن پيشنها