سلام رفقاي خوبم ، امروز تصميم گرفتم كه بر خلاف پست هاي قبلي اين مطالبو بنويسم ، كه حرف دل خودم بود و نه چيزايي كه براي كاربرا خيلي كاربردي تر و علمي تر باشه ...
بعضي وقت ها به اين فكر ميكنم كه خيلي جالب نيست اگه ما بازم به گذشته برگرديم و دوباره اشتباه ديگرون رو تكرار كنيم . كاري كه يا خودمون اشتباه كرديم و چوبشو خورديم و يا ديگرون توي اون شكست خوردن و اين براي بقيه تجربه شده .
دوستاي من ، اكثر ما (منظورم كاربراي اينترنته) جوونيم و ميشه گفت كه بچه هاي يه نسليم ؛ اگه الآن همه ي اين جوون ها با هم زندگي ميكنيم ، شايد اين لحظه ها رو دوباره توي سن پيري بشه تصور كرد ، وقتيكه اكثر جمعيت ايران پير شدن . با وجود اين آينده خيلي هم اميدوار كننده نيست و اون قدر هم نا اميد كننده نيست كه بخواييم فكر كنيم همه چيز به انتها رسيده .
اين طرز تفكر ما ميتونه به جنبه هاي مختلفي باشه ؛ مثلا كار و مسكن و حقوق اجتماعي كه توي همشون مشكلات زيادي داريم . ولي اين مشكلات حل ميشه و لا اقل ما قادر به دركشون هستيم .
بعضي مسائل هستن كه ما شايد نتونيم درك كنيم ؛ مثلا عاشق شدن يا لذت بردن از زندگي و مرگ و ساير احساسات ...
ما توي دنيايي زندگي ميكنيم كه بعضي از ابعادش ناشناختست . واقعا بعضي چيزا رو نميشه روش قيمت گذاشت . اگه كسي بگه كه با پول ميشه عشق و شادي و مرگ رو خريد ، بنظر من حرف اشتباهي زده ، چون اين يه گام به عقبه و همه ي ما ميدونيم كه لااقل شاد بودن (و آرامش) رو نميشه خريد و بايد احساسشون كني .

نه توي شهراي بزرگ ، توي همين شهراي كوچيك مثل شهر خورم ابهر ، مطمئنم كه با نگاه كردن به زندگي و دنياي بعضي (دختر پسرها) شايد خيلي غصه بخورم و كلي حسوديم بشه (البته منظورم خود من نيست ، منظورم من نوعيه...!!!) ، كه اونها كجان و من كجا ...!!! شايد كسي در حالي كه خيلي متوسط باشه حس كنه كه خوشبخت ترينه و يه نفر هم باشه كه با امكانات زياد ، حسرت لحظه هاي شاد رو بكشه و فكر كنه كه يه نيمه ي گمشده تو زندگي داره .
اگه از مرگ عزیزی ناراحت بشم ، اون چیزی که میتونه به من آرامش بده دیدن غمی بزرگتر از غم خودمه ؛ مثلا : اون پدر و مادریه که بعد از مدت های زیادی بچه دار شدن و بچشون یه روز (خدای ناکرده) از دنیا بره ... پس با دیدن غصه های بزرگتر ، کنار اومدن با غم و غصه ها برام راحت تر میشه ... شاید شما ها خودتون خیلی از این جور مثالها رو از نزدیک دیده باشین ...
ولي خيلي خوشحالم اگه از خيلي نظرها بهترين نيستم ، لااقل پايين ترين هم نيستم و ميتونم خودم رو با واقعيت ها نطبيق بدم ؛ البته اين درجه بندي ها اصلا درست نيست و ما با اين كارها زندگي خودمو سخت كرديم و چلوي خودمون چاه كنديم . هميشه نبايد ديد منطقي داشته باشيم ، گرچه خيلي جاها خوبه ولي بعضي موارد هم بايد احساساتي باشي تا بتوني با چيزايي مثل عشق و نفرت كنار بياي . (من معتقدم فاصله ي بين عشق و نفرت خيلي كمه...!!!)

همونطور كه گفتم بعضي از ابعاد زندگي براي ما ناشناختست . مثلا خواب ، مرگ ، عشق ، روح ، مردن ، شادي از ته دل و ... . بنظر من دليلش اينه كه ما توي دنياي 2 بعدي و 3 بعدي هستيم . مثلا يه خط راست چطوري ميتونه يه توپ بسكتبال رو دك كنه ؛ پس ما هم نميتونيم بعد هاي بيشتر از خودمو درك كنيم ، ما هر چي مثال مي زنيم همش ماديه ، واقعا هم بايد اينطور باشه ، چون ما نميتونيم غير اينو بفهميم .
بالاخره همه ي ما يه روز جسممون از اين دنيا ميره ، و با رفتن يكي از ما ، ممكنه اونهايي كه ما رو دوست دارن گريه كنن و ناراحت شن ولي كسي نميتونه بگه كه بعد از مردن من دنيا از حركت وا ميسته و تموم ميشه . پس نبايد خيلي خودمو ناراحت كنيم كه يكي از عزيزامون ميميره ، چون ياد و خاطرش هميشه با ماست .
حرف از خاطره زدم ، اون روزاي خوش ، اون شادي ها ، اون با هم خنديدن ها و با هم گريه كردن ها ، اون فداكاري ها و از خود گذشتن ها ... در واقع ما براي كسي تو مرگش گريه ميكنيم ، چون به ياد خاطره هايي ميفتيم كه اون عزيز رو به ياد ما ميآره . خيلي قشنگه آدم دوستاي خوبي داشته باشه كه براش گريه كنن...
شايد گريه آدمو سبك كنه... من تا به حال عزيز درجه ي يكمو از دست ندادم ، و واقعا نميتونم درك كنم كه چه حسي به آدم دست ميده ولي اميدوارم خودم زودتر از عزيزام بميرم ، چون كنار اومدن با اين مسائل خيلي سخته و خدا بايد به آدم صبر بده ...
ميدونم كه بچه ي خوبي براي پدر و مادرم نبودم و هرگز نتونستم بهشون بگم كه دوستون دارم و دلشونو شكستم... هيچوقت يادم نميره كه بابام موقعي كه پدر بزرگمو تو قبر ميذاشتم گريه ميكرد ، من هم بي اختيار گريه ميكردم ، واقعا اشك خودش ميومد ، به اين فكر ميكردم كه يه روز من براي عزيزام و يه روز عزيزام براي من گريه خواهند كرد .
ولي چه خوب ميشه كه كسي عاشق آدم باشه ... جدا از پدر و مادر و برادر و خواهر ... خوب عشق به مادر و خواهر و زن آدم و همينطور عشق به پدر و برادر و شوهر آدم به يه جور نيست ؛ همشونو يه جور ديگه ، آدم دوست داره ... حالا منظورم از همسر يه زيد با مرام هم هست . ولي اون ماجرايي كه باعث شد اين مطالبو بنويسم ، اينها نبود......

فكر كنيد يه مجلس عذاست و همگي دارن گريه ميكنن ، يكدفعه يكي بياد و بخنده ؛ خوب اين رفتار انساني نيست خيلي زشته . اونروز دوست من (دوست چتي من) خيلي ناراحت بود ، آخه يكي از عزيزترين دوستاشو از دست داده بود . عزيزم اگه من ميدونستم اين اتفاق افتاده نميذاشتم ناراحت بشي . من هميشه ميخوام دوستامو خوشحال كنم و روز مرگ من اون روزه كه كسي از من ناراحت بشه و من نتونم از دلش دربيآرم . درسته كه دوست اون (دوست چتي من) ، خودشو كشته بود و يه قدم به عقب گذاشته بود (چون خودكشي كار خوبي نيست) ، ولي خوب اون در راه عشق اينكارو كرده بود ؛ خوب اون واقعا شايد عاشق شده بوده و اين درك كردنش براي من كه به اون حس غريب نرسيدم ، خيلي سخته . خيلي ناراحت شدم و ميخوام كه دوست عزيزم بدونه من و شايد هر كس كه اين متن ها رو ميخونه ناراحت شديم ؛ بالاخره ما يه نسليم . (معني هم نسل بودنو اگه خواستين نظر بدين تا بهتون بگم) .
اميدوارم شما دوستاي عزيزم ، شرايطي رو پيش نيارين كه كسي بخاطر شما خودشو بكشه ... شما واقعا لياقت اين كارو دارين؟ ميدونم كه همتون خيلي خوبين ولي نعمت زندگي و زندگي كرده و زنده بودن رو از خودتون و ديگران نگيرين . من در آينده اين برام از لحاظ انتخاب مشكل ايجاد ميكنه كه همسرم دختره يا زنه!؟... و اينكه قبلا با كسي يا كسايي دوست بوده يا نه شايد زياد توي انتخابم مهم نباشه (شاید شرایطی برای این طرز تفکر پیش بیآد) ... و اون هم بايد به اين چيزا و مسائل فكر كنه ... ما خودمون اين شرايط رو درست كرديم و نبايد هم خيلي زياد نگران باشيم ...
ميگن دوستاي خوب رو بايد توي روزاي بد شناخت ، اميدوارم اگه دوست خوبي نيستم ، دوستي نباشم كه باعث ناراحتي شما باشم . و بتونم باعث اين شم كه شما شاد و اميدوار باشيد ... اميدوارم دوست عزيزم منو بخشيده باشه ، و دعا ميكنم كه هر چه زودتر از نگراني دربيآد ، اينو بدون كه قلب من و خواننده هاي وبلاگ من با توئه ... هيچ روزي نميآد كه خودمو بخاطر نوشتن اين مطالب سرزنش كنم يا يه روزي به اين مطالب بخندم ... چون هميشه به كارم ايمان دارم ... همه ي شما رو دوست دارم ، شاد و پيروز و اميدوار و عاشق باشيد ... مرتضي حدادیان
نشانه های حاملگی
برخی از زنان از همان لحظه انعقاد نطفه به حامـله بـودن خود پی میـبـرند. برای بقیه ممکن است بعد از پنج تست مثبت حاملگی یـا ظـهور یـک سـری عـلائـم ایـن اطـمینان حاصل گردد. اگر تصور میکنید که باردار هستید، امیدواریم ایـن لـسیـت کـه شـامـل متـداولترین نشانه های حاملگی می بـاشـد، پاسخ سؤال شما را بدهد.بخاطر داشته باشید که همه زنان با هم تفاوت داشـتـه و در نتیجه ممکن است هیچ یک (یا برخی) از این علائــم را تجربه نکنند:
توجه ۱ : برای مشاهده ادامه ی مطالب بر روی کلید "ادامه مطلب" کلیک نمایید ...
توجه ۲ : در ادامه ی مطالب "مطالبی در مورد زندگی زناشویی و جنسی و نشانه های حاملگی" را می توانید مطالعه نمایید ...پس برای مشاهده ادامه ی مطالب بر روی کلید "ادامه مطلب" کلیک نمایید ...
ادامه مطلب
(وب سایت های مربوط به وابستگی و سو مصرف دارو)
Coalition for Drug Abuse Prevention .
******************
Nationel 3D Prevention Month Coalition .
******************
Center for substance Abuse Research (CESAR) .
******************
******************
Http://www.hom.harthlink.Net/~nodrugs
Street-wise drug Prevention .
******************
Http://www.well.com/user/woa/aodsites
Web of addictions .
******************
Http://www.addictionresourceguide.com
Addiction Resource Guide .
******************
******************
Natianal council on alcoholism and Drug Dependence , Inc (NSADD) .
******************
Addiction Research foundation .
******************
Http://www.Samhsa.gov/csap/index.htm
Center for Substance abuse prevention .
******************
Http://www.12steps.Org/Index.htm
12 steps cyber café .
******************
National institute on drug abuse (NIDA)
******************
Http://Trochim.human.cornell.edu/selstat/ssstart.htm
Selecting statistics .
******************
http://users.aol.com/na4napanel.htm
Narcotics Ahonymous .
منبع : جناب آقای دکتر عباس علی مددی

ابهر ، شهر عاشيق ها
ابهر در 90 كيلومتري مركز استان زنجان و در مسير جاده ترانزيت تهران – زنجان قرار دارد . اين شهر در منطقه كوهستاني به صورت دره اي از شمال غربي به جنوب شرقي كشيده شده است و وسعتي بالغ بر 34 هزار هكتار و 150 هزار جمعيت دارد .
ابهر و مناطق اطراف آن از نخستين زيستگاههاي انساني در ايران است و پيشينه تاريخي طولاني دارد . در هزاره دوم پيش از ميلاد ، دره ابهر رود از رونق قابل توجهي برخوردار بوده و در قرن 9 پيش از ميلاد ، مادها مقر حكومتي خود را در اين منطقه انتخاب كردند . در زمان سلسله ايلخانان ، اين منطقه به علت برخورداري از شبكه جاده اي اهميت قابل توجهي پيدا كرد . ابهر يكي از شهرهاي دوران پادشاهي كيانيان است و وجه تسميه آن يعني اوهر از زبان پهلوي گرفته شده است كه به معناي بستن آبهاست . ابهر در دوران ساسانيان داراي حصار عظيمي بوده كه 2 دروازه شرقي و غربي داشته است .
ابهر داراي صنايع دستي بسياري مانند گليم بافي ، چاقو سازي ، مليله كاري ، فرش بافي ، چارق دوزي ، سفالگري و جاجيم بافي است كه هر يك به نوع خود ، زيبايي خاصي دارند . موسيقي محلي منطقه كه همان موسيقي آذري است در وجود عاشيق ها خلاصه مي شود و از جاذبه هاي فرهنگي اين خطه به شمار مي رود . ابهر از قديم به 2 قسمت به نام محله بالا و محله پايين تقسيم مي شده و هم اكنون نيز اين تقسيم بندي به قوت خود باقي مانده است . محله پايين ، محله قديمي ابهر است و محله بالا جديد . ابهر محلات مشهوري دارد كه مهمترين آنها عبارتند از : محله ملك قصاب كه از قديمي ترين محلات شهر است . محله دهك كه محله اي است به قدمت تاريخ ابهر و نام آن را از اصطلاح ساساني گرفته اند . محله خلج آباد ، محله درب المذوق ، محله قلعه تپه ، محله شناط از ديگر محله هاي معروف ابهر است .
چشمه هاي آب معدني ، رودخانه هاي متعدد دائمي و فصلي ، جنگلها و آبشارهاي زيباي داخل جنگلها و روستاهاي ييلاقي در ارتفاعات ، اين منطقه را به يكي از پر جاذبه ترين نواحي طبيعي استان زنجان تبديل كرده است .
ابهر رود يكي از مهمترين رودهاي جاري در ابهر است كه از حوالي سلطانيه سرچشمه مي گيرد و پس از مشروب كردن ابهر ، هيدج ، صائين قلعه و خرمدره به تاكستان مي رود و در نهايت به درياچه نمك قم مي ريزد . چشمه هاي آبگرم وننق و چشمه آبگرم ابدال در روستاي گرماب از مهمترين چشمه هاي اين مناطق هستند كه علاوه بر خواص درماني از اهميت كردشگري هم برخوردارند ؛ همين چشمه هاي آب سرد معدني مه داراي تركيبات گوگردي و منيزيمي هستند نيز در اين شهر وجود دارد . آب معدني الله بلاغي در حومه روستاي ماهان و ديگري چشمه آب عمقين كه به عنوان دافع سنگ كليه مورد استفاده قرار مي گيرند .
رودخانه زنجان رود نيز يكي ديگر از رودهاي مهم است كه در زنجان و ابهر جاري است . اين رود از آبخيزهاي دهستان سلطانيه سرچشمه گرفته و در نهايت به قزل اوزن مي ريزد . ابهر چند امامزاده دارد كه به لحاظ تاريخي حائز اهميت است .
امامزاده اسماعيل : بناي اين امامزاده در شناط ابهر يعني در جاده ترانزيتي ابهر – تاكستان قرار دارد . اين بنا از بيرون 8 ضلعي است و از درون به مربع تبديل مي شود و از آجر ساخته شده است . گچبري ها و آيينه كاري هاي بسيار زيبايي نماي داخل را پوشش داده است .
امامزاده يحيي : در شهرك صائين قلعه روي يك تپه تاريخي احداث شده است ، بناي اين امامزاده نيز از آجر است . شبستان امامزاده نقشه مربع دارد . اين بنا از نوع گنبدهاي دو پوششي است . سطح بنا با گچ پوشش داده شده است و در شبستان ، ضريح بسيار زيبايي روي مزار گذاشته شده است .
امامزاده زيدالكبير : اين بقعه در قسمت شرقي شهر ابهر است و نسبت او به امام علي مي رسد . اين بنا در نوع خود در منطقه بي نظير است و با نقشه مستطيل كه در برخي زوايا دو نيم دايره آن را قطع كرده ، طراحي شده است . بنا روي 2 رديف سنگ سبز تراشيده شده و بقعه آن با آجر ساخته شده است .
مسجد جامع قروه : اين بنا از بناهاي تاريخي و ارزشمند منطقه ابهر رود است و در روستاي قروه در 15 كيلومتري ابهر قرار دارد . معماري اين روستا و منازل آن صخره اي بوده است كه در دل كوه كنده شده اند و هنوز آثار و بقاياي آن در اين روستا ديده مي شود . در قلب اين روستا يكي از آثار ارزشمند دوران سلجوقي به سبك چهار طاقي ساخته و گنبد زيبايي بر اين اضلاع نهاده شده است . اين مسجد يك شبستان گنبدوار و دو شبستان در طرفين آن دارد . آثار و بقاياي نقاشي هاي روي گچ كه طرحهاي گياهي دارد احتمالا متعلق به دوران آل بويه است .
مسجد جامع سجاس : اين مسجد در شهرك سجاس قرار دارد . آثار و بقاياي تاريخي آن بيانگر عظمت آن در دوره هاي مختلف اسلامي است . گنبد اين مسجد از نوع گنبدهايي يك پوششي است كه با آجر تزيين و تزيينات آن به نقش ستاره ايراني منحصر شده است . اين مسجد از نظر گچبري و كتيبه ها بسيار ارزنده است و 4 كتيبه در آن به چشم مي خورد كه احتمالا به دوره ايلخاني مربوط مي شود .
صومعه عبدالله : سال 330 هجري ساخته شده است و در جنوب ابهر قرار دارد و ميان اهالي به بقعه پير احمد مشهور است . (منبع : امير فريدون تهراني / روزنامه جام جم / پنجشنبه 12 بهمن 1385)
تاريخچه شهر ابهر 1
منطقة ابهر و مناطق اطراف ابهرود ( ابهر چاي) , از نخستين زيستگاههاي انساني در ايران است و از پيشينة تاريخي طولاني برخوردار است . در هزارة دوم پيش از ميلاد , درة ابهررود از رونق قابل توجهي برخورداري بوده است درقرن نهم پيش از ميلاد , مادها در اين منطقه اتحاديه اي از قبيله هاي گوناگون را به وجود آوردند كه مقر آن در ابهر چاي بوده است .در زمان روي كارآمدن حكومت ايلخانان و انتخاب سلطانيه به عنوان پايتخت , اين منطقه به علت برخوردارشدن از شبكه هاي جاده اي اهميت ارتباطي قابل توجهي به دست آورد .وجه تسميه اين شهر از واژة پهلوي (اوهر) گرفته شده است. اين واژه به معناي محل بستن آب هاست . جايگاه نخستين خانه هاي اين شهر , تپه اي باستاني به نام تپة قلعه است و دركنارة راست ابهر رود جاي دارد. اين محل يكي از نخستين زيستگاههاي انساني منطقة زنجان به شمار مي رود و حداقل از اوايل هزارة چهارم پيش از ميلاد مورد استفاده و محل سكونت جماعت هاي آغازين بوده است .
تاريخچه شهر ابهر 2
منطقة ابهر و مناطق اطراف ابهرود ( ابهر چاي) , از نخستين زيستگاههاي انساني در ايران است و از پيشينة تاريخي طولاني برخوردار است . در هزارة دوم پيش از ميلاد , درة ابهررود از رونق قابل توجهي برخوردار بوده است درقرن نهم پيش از ميلاد , مادها در اين منطقه اتحاديه اي از قبيله هاي گوناگون را به وجود آوردند كه مقر آن در ابهر چاي بوده است .در زمان روي كارآمدن حكومت ايلخانان و انتخاب سلطانيه به عنوان پايتخت , اين منطقه به علت برخوردارشدن از شبكه هاي جاده اي اهميت ارتباطي قابل توجهي به دست آورد .وجه تسميه اين شهر از واژة پهلوي (اوهر) گرفته شده است. اين واژه به معناي محل بستن آب هاست . جايگاه نخستين خانه هاي اين شهر , تپه اي باستاني به نام تپة قلعه است و دركنارة راست ابهر رود جاي دارد. اين محل يكي از نخستين زيستگاههاي انساني منطقة زنجان به شمار مي رود و حداقل از اوايل هزارة چهارم پيش از ميلاد مورد استفاده و محل سكونت جماعت هاي آغازين بوده است .
قدمت قديمی ترين منبع تاريخی در خصوص شهر ابهر به يک هزار سال ميرسد .
کتاب حدود العالم من المشرق الي المغرب که هزار سال پيش نگاشته شده ، قديمي ترين منبعي است که در رابطه با شهر ابهر در دست می باشد.
آقاجان فخيمي ، محقق تاريخ ، در گفتگو با خبرنگار ايسنا ـ منطقه ی زنجان ـ با بيان اين مطلب افزود : در اين کتاب آمده است "ابهر شهرکي است به بر کوه نهاده،جائي بسيار کشت با آبهاي زياد و مردمي آهسته"مي باشد.
وي افزود : در معجم البلدان ياقوت حموي نيز تا حدودي هر چند اندک به گذشته ابهر اشاره شده است.
اين محقق تاريخ با اشاره به برخي از مشاهير گذشته ي ابهر ، اظهار داشت : قطب الدين ابو الرشيد احمد که امروزه به نام پير زهرنوش شناخته مي شود.ـ البتّه صفت زهرنوش بعدها به ابوالرشيد احمد اطلاق شده و منبع تاريخي معتبري در خصوص زهرنوشي وي و وجه تسميه ي آن در دست نمي باشد ـ اوحدالدين کرماني که شيخ الشيوخ بغداد بود ، رکن الدين سجاسي که شمس تبريزي از شاگردان وي بوده است و ملاقربانعلي ارغيني ـ که در دوره ي مشروطه از مشروعه خواهان بود ـ از جمله مشاهير ابهر به شمار می روند.
فخيمي با اشاره به نام ابهر و وجه تسميه ي آن،گفت:ابهر مشتق از دو کلمه ي"آب"و"هر"تشکيل يافته و در برخي منابع تاريخي نيز به نام"اوهر"آمده است."او"به معناي آب و"هر"به معناي جاي سخت و آنگونه که در منابع آمده درگذشته آسيابهاي بسياري در ابهر وجود داشته است و"هر"به معناي جايي است که جهت استفاده ي آسياب محل گذر آب را تنگ و باريک مي کند.
استان زنجان 1
نام استان : زنجان
مركز : زنجان
مساحت : 22164 كيلومتر مربع
زبان محلي : تركي
جمعيت : 901724 نفر (سال 1375)
964732 (سال 1380)
موقعيت جغرافيايي:
استان زنجان در منطقه شمال غربي كشور جمهوري اسلامي ايران بين َ35 و ْ35 تا َ15 و ْ37 عرض شمالي از خطاستوا و َ10 و ْ47 تا َ48 و ْ49 طول شرقي از نصفالنهار گرينويچ واقع شده است.
استان از شمال به اردبيل و گيلان، از شرق به قزوين، از جنوب به همدان و كردستان و از غرب به آذربايجانغربي محدودميشود. در استان زنجان 11 نوع اقليم براساس روش كوپن تشخيص داده شده است:
خشك بياباني سرد، خشك بياباني معتدل، نيمهخشك فراسرد، نيمهخشك سرد، مديترانهاي فراسرد، مديترانهاي سرد، نيمهمرطوب فراسرد، نيمهمرطوب سرد، مرطوب فراسرد، مرطوب سرد و خيليمرطوب فراسرد
ميانگين ارتفاع از سطح دريا:
1500 متر
مرتفعترين نقطه زنجان:
كوه بلقيس با 3400 متر ارتفاع در منطقه انگوران
بزرگترين رودخانه:
قزلاوزن بهطول 260 كيلومتر
براساس آخرين تقسيمات كشوري، استان زنجان داراي 7 شهرستان، 15 بخش، 46 دهستان و 16 شهر ميباشد. كل آباديهاي استان برابربا 1206 آبادي بوده كه 974 آبادي داراي سكنه و 232 آبادي خالياز سكنه بوده است.
جمعيت و نيروي انساني:
جمعيت استان درسال 1380 برابربا 964732 نفر بوده و تراكمنسبي آن 5/43 نفر در كيلومترمربع بودهاست.
جمعيت شهري استان 515273 نفر و نقاط روستايي 449459 نفر بودهاست.
جمعيت ده ساله و بيشتر استان برابربا 781333، فعال 306751، شاغل 274170 و بيكار نيز 32581 نفر بودهاست.
حدود 51/39 درصد از كل شاغلان در بخش كشاورزي، 48/32 درصد در بخش صنعت و 28 درصد در بخش خدمات اشتغال داشتهاند.
كشاورزي:
سطح زيركشت محصولات سالانه دايمي برابربا 484584 هكتار ميباشد.
مهمترين محصولات زراعي سالانه عبارتنداز: گندم 292302 هكتار، حبوبات 51766 هكتار و محصول جو با 35330 هكتار.
درسال 1380، توليد گوشت استان حدود 32258 تن بوده، كه از اين مقدار، بيشاز 50 درصد گوشتقرمز و قريب 50 درصد گوشتسفيد بودهاست. ميزان توليد تخممرغ 5/7465 تن و شير بيشاز 115 هزارتن بودهاست.
مجموع مراتع استان حدود 1200 هزارهكتار برآورد شده است. مساحت جنگلهاي استان نيز 92000 هكتار ميباشد.
صنعت و معدن:
تعداد كارگاههاي صنعتي استان برابربا 512 واحد و ميزان اشتغال 20555 نفر بوده است.
بيشترين تعداد كارگاه صنعتي مربوطبه صنايع موادغذايي، آشاميدني و دخانيات و بيشترينميزان اشتغال مربوطبه صنايع نساجي، پوشاك و چرم با 5521 نفر بودهاست.
در سال مزبور، برابربا 83 معدن فعال در استان وجود داشته است.
مجموع شاغلين معادن حدود 712 نفر بوده، كه بيشترين ميزان اشتغال متعلقبه معادن سرب و روي با 286 نفر بودهاست. ميزان استخراج سالانه معادن سرب و روي بيشاز 389 هزار تن درسال ميباشد.
انـرژي:
ميزان كل برق مصرفي استان درسال 1380، بيشاز 1100 ميليون كيلو واتساعت بوده كه بيشترين درصد مربوطبه مصرف صنعتي با 48 درصد ميباشد.
ميزان مصرف نفتسفيد 129 ميليون ليتر، نفت گاز 285، نفت كوره 57 و بنزين 173 ميليونليتر بودهاست.
ازميان 16 شهر استان، 7 شهر داراي شبكه گازرساني بوده است.
ميزان مصرف گاز بيشاز 407 ميليون مترمكعب بوده است.
بازرگاني:
ارزش صادرات استان درسال 1380، بيشاز 96 ميليوندلار گزارششده است. بيشترين ميزان مربوطبه گروه محصولات معدني و فلزي با 9/23 درصد اختصاص دارد.
مهمترين محصولات صادراتي استان عبارتنداز: شمش روي، ورق روي، كنسانتره روي پخته، كنسانتره اكسيد روي، كنسانتره سرب، سير تازه، سيب درختي، صيفيجات، انواع كشمش، سيبزميني، ترانسفورماتور، كليد برق و سكسيونر فشار متوسط،... اغلب اين محصولات به كشورهاي آلمان، ايتاليا، سوريه، آمريكا، عربستان، تركيه، ژاپن، پاكستان و كويت صادر شدهاست.
درسال 1380، بيشاز 1700 تن كالا شامل دستگاهها و ماشينآلات توليد سيم و كابل، ماشينآلات بافندگي، پمپ بيستوني، سنگ سمباده، الياف اكريليكو... از كشورهاي آلمان، تركيه، امارات، سوئيس، اسلوني و برخي كشورهاي آسيايميانه وارد استان شده است.
حمل و نقل و ارتباطات:
درسال 1380، معادل 9/470 كيلومتر راه آسفالته اصلي، 25/705 كيلومتر راه فرعي آسفالته، 4/348 كيلومتر راه فرعي شوسه، 879 كيلومتر راه روستايي آسفالته، 2088 كيلومتر راه روستايي شوسه و 110 كيلومتر نيز آزادراه وجود داشته است.
جمعكل طول انواع راهآهن استان برابربا 2/237 كيلومتر است.
درسال 1380، تعداد مسافران جابهجا شده ازطريق جاده برابر 1905826 نفر بودهكه 1040451 نفر دروناستاني و 865367 نفر بروناستاني بودهاند.
جمعيت بهرهبردار تلفن در مناطق شهري 452255 نفر و در مناطق روستايي 395979 نفر بودهاست.
تعداد تلفنهاي داير در مناطق شهري 106758 و در مناطق روستايي 21070 بوده است.
تعداد تلفنهاي نصبشده شهري 125792، روستايي 29564 و ديجيتالي نيز 127356 دستگاه بودهاست.
آموزش:
درسال تحصيلي 81 ـ 80، بيشاز 264 هزار دانشآموز در استان مشغول تحصيل بودهاست كه ازاينميزان75/96 درصد در مدارس دولتي و 25/3 درصد در مدارس غيرانتفاعي بودهاند.
تعدادكل دانشجويان استان درسال 81 ـ 1380، بيشاز 22539 نفر (تعداد دانشجويان دانشگاه آزاد ابهر اعلام نشده است) بوده است؛ تعداد دانشجويان پسر بيش از 11042 و تعداد دانشجويان دختر نيز بيش از 11497 بودهاست.
تعداد دانشجويان مقطع كارداني بيشاز 5873 نفر، كارشناسي كه بيشاز 15730 نفر، كارشناسيارشد 499 نفر و دكترا 437 نفر بودهاست.
بهداشت:
تعداد مؤسسات درماني استان بهتعداد 8 مؤسسه با 1003 تخت بوده است.
تعداد 64 مركز بهداشتي درماني در مناطق شهري و 44 مركز نيز در مناطق روستايي وجود داشته است.
خانههاي بهداشت فعال استان حدود 357 مورد و روستاهاي تحتپوشش نيز 749 روستا بوده است.
تعداد پزشكان استان (شاغل در دانشگاه علوم پزشكي) 375 و پيراپزشكان 2989 نفر بوده است.
گردشـگري:
جاذبههاي گردشگري استان عبارتنداز:
جاذبههاي طبيعي:
1 ـ رودخانه پرآب قزلاوزن
2 ـ چشمه معدني وننق زنجان
3 ـ منطقه حفاظتشده انگوران و پناهگاه حياتوحش انگوران
4 ـ تالابهاي خندقلو، آببندان همايون، درياچه شورگل، تالاب قميشلو
5 ـ غارهاي: كتلهخور (در 8 كيلومتري گرماب خدابنده)، خرمنهسر (در بخش طارم)، غار گلجيك (در 35 كيلومتري جنوبغربي زنجان)
جاذبههاي مصنوعي:
1 ـ مسجد اعظم حسينيه؛ يكياز مساجد باشكوه و تاريخي شهر زنجان است كه عاشقان كثيري را از اقصينقاط بسوي خود جلبميكند.
2 ـ بقعه امامزاده حضرت سيد ابراهيم(ع)
3 ـ گنبد تاريخي سلطانيه كه سومين گنبد بزرگ تاريخي در جهان است
4 ـ مجموعه بازار زنجان
5 ـ بقعه پيراحمد زهرنوش واقعدر جنوب ابهر
6 ـ بقعه امامزاده اسماعيل شناط واقعدر حدفاصل ابهر ـ تاكستان
7 ـ بقعه امامزاده يحيي(ع) در شهر صايينقلعه
8 ـ مسجد جامع زنجان
9 ـ مسجد جامع سجاس
10 ـ مسجد جامع قروه واقعدر شهر ابهر
11 ـ كاروانسرا سنگي زنجان
12 ـ قلعههاي: ياستيقلعه انگوران، قلعه بهستان ماهنشان
13 ـ پلهاي تاريخي حاج ميربهاءالدين، حاج سيدمحمد و پل تاريخي سردار
14 ـ بناي رختشويخانه
15 ـ مليلهكاري، چاروقدوزي، چاقوسازي، قاليبافي از صنايعدستي رايج استان است.
16 ـ آتشكدههاي طارم (الزين ـ گيلانكشه ـ پيرچم ـ تشوير)
فرهنگ و هنر:
تعداد مطبوعات محلي منتشره برابربا 9 مورد بوده است.
تعداد كتابخانههاي عمومي 33 باب و كتب كتابخانهها بيشاز 286 هزارجلد است.
مجامع و نمايشگاههاي برگزارشده برابربا 20 مورد است.
تعداد 7 مركز كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان با 2829 نفر عضو در 5 گروه فعاليت آموزشي، فرهنگي و هنري مشغول بوده است.
تعداد 4 سينما باظرفيت 1430 تماشاگر وجود داشته است.
تعداد موقوفات استان 757 مورد و تعداد اماكن مذهبي نيز 1152 مورد بوده است.
موقعيت جغرافيايي و ويژگيهاي طبيعتي (استان زنجان 2)
استان زنجان در شمال غربي فلات ايران قرار دارد ، اين استان از شرق به استان هاي گيلان و قزوين ، از جنوب به استان همدان ، و از مغرب به استان آذربايجان غربي و كردستان و از شمال به استان هاي اردبيل و آذربايجان شرقي محدود مي شود . مساحت استان زنجان برابر 21841 كيلومتر مربع است و بر اساس سرشماري سال 1375 و آخرين تغييرات تقسيمات كشوري تا تابستان 1378 جمعيت استان زنجان برابر 900890 نفر و داراي 7 شهرستان ، 15 بخش ، 12 شهر و 46 دهستان مي باشد .
لهجه و زبان : بيشتر مردم استان به زبان تركي صحبت مي كنند . زبانها و گويشهاي ديگر ، از جمله كردي به صورت پراكنده در شهرها و روستاها مورد استفاده قرار مي گيرند .
ناهمواريها : رشته كوههاي موجود در اين منطقه ، از نظر زمان پيدايش ، متعلق به دوره ترشياري بوده و فرسايش دوره كواترنري سبب تغيير چهره اين كوهها شده است . مهمترين كوههاي اين استان ، عبارتند از : 1) رشته شمالي - شامل دامنه هاي جنوبي كوههاي طالش است كه مهمترين كوه آن باكلور مي باشد . 2) كوههاي غربي و جنوب غربي – شامل كوههاي دميرلو ، جهان داغ و قيدار است .
3) ارتفاعات مركزي استان – اين كوهها از شمال غربي به جنوب كشيده شده است ، بطوري كه دشت قزوين را از زنجان جدا مي كند . مهمترين ارتفاعات اين كوهها ، در رشته شمالي چرگر و سندان داغي ، و در رشته جنوبي ملا داغي و پوتالي مي باشند . فرسايش دوره كواترنري سبب پيدايش سرزمين هاي هموار و حاصل خيزي گرديده است . به عنوان مثال مي توان از شرق به غرب دره ابهر ، چمن سلطانيه و دشت زنجان را نام برد .
آب و هوا : آب و هواي استان زنجان ، با توجه به تاثير ناهمواريها و توده هواي مرطوب غربي و شمالي ، و خصوصيات محلي و عرض جغرافيايي تقسيم مي شود كه عبارتند از : 1 ) آب و هواي معتدل كوهستاني ، كه شامل : شمال قيدار زنجان و ابهر است كه داراي زمستان هاي سرد و پر برف و تابستان هاي معتدل است . 2 ) آب و هواي گرم و نيمه مرطوب منطقه طارم عليا ، كه داراي تابستان هاي گرم و زمستان هاي ملايم است .
رودخانه ها : رودخانه هاي دايمي و فصلي در سطح استان ، بر اثر ذوب برفهاي زمستان و بارش بارانهاي بهاري در فصل بهار پر آب و در تابستان كم آب و گاهي خشك مي شوند . از رودخانه هاي مهم استان عبارتند از :
1) قزل اوزن - اين رود پر آب ترين رودخانه استان محسوب مي شود كه از كوههاي چهل چشمه كردستان سرچشمه گرفته ، در نزديكي منجيل به شاهرود مي پيوندد و به نام سفيد رود به درياچه سد سفيد وارد مي شود . سپس بعد از گذشتن از دره منجيل ، در جلگه گيلان جريان مي يابد و به درياي مازندران مي ريزد .
2) زنجان رود – اين رودخانه ، از چمن سلطانيه سرچشمه گرفته و محل جريان آن از كم ارتفاع ترين و گود ترين مناطق دشت زنجان است . سرانجام پس از طي مسافتي حدود 125 كيلومتر در ناحيه قيطول به قزل اوزن مي پيوندد .
3) ابهر رود – آبگيري اين رودخانه به صورت زاينده رود بوده و در جهت شمال غربي – جنوب شرقي جريان مي يابد و پس از مشروب ساختن روستاها و شهرهاي صائين قلعه ، هيدج ، خرمدره ، ابهر و ضيا آباد ، در جنوب تاكستان به رود شور پيوسته و وارد حوض سلطان (درياچه قم) مي گردد .
4) خر رود – شاخه اصلي اين رودخانه از ارتفاعات قيدار و كوههاي قزل داغ در خرقان سرچشمه گرفته و شاخه هاي ديگري به نام آوج رود (آوه) و كلنجين رود را در بين راه دريافت مي دارد و پس از عبور از آبگرم ، وارد دشت قزوين شده و در انتها به درياچه حوض سلطان قم مي ريزد .
چشمه ها : در استان زنجان ، چشمه هاي متعددي وجود دارند كه مي توان آنها را به دو دسته تقسيم كرد : الف) چشمه هايي كه آب آنها آشاميدني و مورد مصرف مردم است ، از قبيل چشمه هاي موجود در كنار روستاها و شهرها . ب) چشمه هاي آب گرم و آب معدني كه عبارتند از :
1) چشمه آب گرم ونقق ، در نزديكي قريه ونقق در بخش حومه ، واقع در جاده ارمغانخانه .
2) چشمه آب گرم آركوين ، در قريه آركوين بخش ايجرود ، واقع در جاده بيجار .
3) چشمه آب گرم ابدال ، در قريه ابدال ، واقع در جنوب غربي زنجان ، جاده تبريز .
4) چشمه آب گرم گرماب ، در قريه گرماب ، واقع در جنوب شهر قيدار .
5) چشمه آب گرم ، واقع در مسير جاده تاكستان – آوج ، كه از مهمترين چشمه هاي آب گرم استان به شمار مي رود و هر ساله هزاران نفر براي استفاده از خواص درماني آن ، بدين محل مي آيند . بعد از زلزله خرداد 1369 ، مقدار آب و دماي آن به طور چشمگيري افزايش يافته است .
6) چشمه آب گرم ميانج و حلب انگوران .
جنگل ها : جنگل هاي استان ، به طور كلي به صورت جنگل هاي مخروبه و جنگل هاي مصنوعي يا دست كاشت (صنوبر كاري) است . از انواع درختان جنگلي در سطح استان ، مي توان از ارس ، بلوط ، گوجه ، بادام ، پسته ، گردوي جنگلي ، اقاقيا ، زيتون ، سيب جنگلي و درختچه هايي از قبيل وليك (زالزالك وحشي) ، تمشك و زرشك نام برد .
مراتع : مراتع استان به سه گروه تقسيم مي شوند : خوب ، متوسط و فقير . انواع گياهان مرتعي مهم در سطح استان ، شامل گون ، كنگر ، تلخه بيان ، ورك ، خارشتر ، بومادران ، كاكوتي ، چوبك و خانواده ي گندميان مي باشد .
جانوران : به سبب شرايط متفاوت اقليمي در سطح استان ، جانوران سازگار با محيط نيز از تنوع فراواني برخوردارند . بطور كلي ، جانوران استان را مي توان به چهار دسته زير تقسيم كرد :
1) پستانداران - قوچ و ميش ، كل و بز ، آهو ، خرس ، پلنگ ، گرگ ، كفتار ، سياه گوش ، گربه وحشي ، روباه ، شغال ، خرگوش ، سنجاب ، گوركن ، سمور و گراز .
2) پرندگان بومي - كبك ، تيهو ، فاخته ، قمري ، يا كريم ، انواع عقاب ، كركس ، لاشخور ، دليجه ، مرغابي ، لك لك ، كلاغ ، سار ، زاغي غراب ، حواصيل و بوتيمار .
3) پرندگان مهاجر - هوبره ، فلامينگو ، درنا ، پليكان ، انواع غاز ، انواع مرغابي ، چنگر ، ابيا ، با قرقره ، خروس كولي و آنقوت .
4) آبزيان - انواع ماهيان ، از قبيل كپور ، قزل آلا ، سياه كولي ، زرد پر ، سوف و بز ماهي .
زنجان
طبق نوشته حمد الله مستوفي ، از وزراي ايلخانان مغول در كتاب نزهه القلوب ، بناي شهر زنجان را به اردشير بابكان ، از شاهان ساساني نسبت مي دهند . بنا به نوشته هاي متعدد ، نام اوليه آن شهين بوده كه بعد ها به زنگان تغيير مي يابد . در دوره اسلامي كلمه زنجان كه معرب زنگان مي باشد معمول گرديد .
شهر زنجان عليرغم داشتن سابقه تاريخي چند هزار ساله ، بارها با هجوم دشمن تخريب شده ، بنابراين كليه آثار فعلي نسبتا جديد است . قديمي ترين ساختمان ، كاروانسراي سنگي مربوط به دوران شاه عباس دوم مي باشد كه قسمت اعظم آن امروز از ميان رفته است . احداث بازار در زمان آغا محمد خان قاجار شروع و در عهد فتحعلي شاه به پايان رسيده است . اين بازار از شرق به غرب شهر كشيده شده و داراي تيمچه ها و كاروانسراهاي متعدد است و بازار قيصريه از سبزه ميدان ، از جهت شمال به جنوب عمود بر بازار مذكور است .
اين شهر داراي حصار بوده كه قلعه ناميده مي شده و ساختمان اوليه حصار مربوط به دوران سلجوقيان است كه در دوره ي صفوي بازسازي گرديده . اين قلعه از طريق 6 دروازه با روستاهاي اطراف و شهرهاي همجوار مرتبط بوده است .
اماكن متبركه و تاريخي در زنجان عبارتند از :
آرامگاه امامزاده ابراهيم : كه از نبيرگان حضرت ابوالفضل العباس است . بناي آرامگاه مربع شكل بوده و در سمت متمايل به شرق شهر قرار گرفته است .
مسجد جامع (سيد) : مسجد و مدرسه معروف به مسجد سيد در قلب بافت تاريخي شهر زنجان قرار گرفته است . اين مسجد از ضلع غربي با بازار قيصريه و از ضلع شرقي با معبر موصوف به كوچه مسجد سيد و از جبهه شمالي با خيابان امام و سبزه ميدان در ارتباط است . قبل از احداث خيابان امام كنوني سر در اين مسجد به فضاي بازي در مقابل دارالحكومه به عن

